همه راه ها را برای رسیدن به تو پیمودم همه اشک هایم را در دوری از تو ریختم همه درد ها از نبودن تو دامنگیرم شد همه فریاد هایم را در زیر سقف آسمان کشیدم چرا که دلم از مهر تو پر است اما چشمم از نگاه تو خالی قلبم از عشق تو پر است اما دستم از دسته تو خالی وجودم از وجود تو پر است اما خانه ام از حضور تو خالی .

تنها ترینم شب و روز نگاهم به در است که شاید روزی بیایی همه غرورم را به پای تو میریزم همه عشقم را فدای تو میکنم با اینکه میدانم دیگر نمی آیی شاید لایق عشق تو نبودم ولی عاشق تو بودم بهترینم .

در آن عصر سرد و بی روح پس از آن شب تلخ و مجروح دل شکسته ام را از خود راندی نگاه نا آشنایت را از من برگرفتی و چه آرام و بی صدا شکستم و تو صدای شکستن ساقه زندگی ام را نشنیدی و تو صدای گریه دلم را نشنیدی دردم را احساس نکردی تو که مهربان ترینم بودی .

هنوز شبانگاهان در خلوت دل با تو سخن میگویم هنوز خیال نازنینت را به آغوش میکشم هنوز یاد لب های آتشینت را بر لب می سایم تو پیمان شکستی و رفتی و به من چگونه شکستن را آموختی نمیدانم برایت چه بخواهم ولی میدانم که برایت چه نخواهم.

اشک سهم من است درد همراه من است تنهایی یار من است دل من غم خانه ی غمهاست مرا از خود راندی گله ای نبود ، که تا بود بخت با ما یار نبود . 

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤    دوستت  دارم   سمانه    

 

 
 
به نام سر فصل همه  خاطرات چه آنهای که نوشته شدند و چه آنهای که سفید ماندند تا کاغذها سیاه نشود .

یک سلام پر رنگ و چندتا نقطه چین ... به علامت جواب های که نگرفتم و یک سکوت به احترام تمام لحظه های که در انتظار تو مردند.

به فرض که دلت نخواست به فرض که حوصله نداشتی به فرض که لایقش نبودم به فرض که دوستم نداری نه خودم نه خاطراتم؟!

این خودش قانع کننده ترین دلیل دنیاست بی دلیلی هم خودش کلی دلیل است.

الان که دارم می نویسم صدات میکنم دلم گرفته دوباره غصه رو شونه هام سنگینی میکنه دوباره هیچکس نیست که به حرفام گوش بده گاهی اوقات کنج دیوار خلوت تنها گریه میکنم گاهی وقتا نمیشه تمام احساسات درونی را به زبان آورد فقط مینویسم شاید اینجا تنها جاییه که میتونم حرفامو بهت بگم نمیدونی چقد دلم واست تنگ شده دارم دق میکنم تحملش سخته که تو واسه یکی دیگه باشی تحملش سخته کاش تنها نبودم ...

**گر ز آزردن من هست غرض مردن من **

**مردم آزار مکش از پی آزردن من**

شاید الان از زندگی خسته شدم و دیگه نمیخوام وجود این دنیارو باور کنم شاید رویاهام به واقعیت نپیوست و به خاطر همین مردن را برای زنده بودن بیشتر ترجیح میدم.  

 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤    دوستت  دارم   سمانه    

 

 
 

سلام خدای مهربون ،خدایی که اون بالایی ،اون بالاتوی آسمون

خدا منم منو نگا  !  انقدر دلم پره خدا،نمی دونم چی بهت بگم!  می خوام بپرسم

می دونی!

می دونی !   می دونی من چی می کشم!  خدا صدامو می شنوی؟ هر دفعه که داد

میزنم!   هر دفعه که پشت سر هم اسمتو فریاد می زنم!   خدا تو خوب گوش می کنی!

می دونی که من چی می گم؟ خدا دیگه تموم شده سهمیه صبر منم. خدا می بینی که منم!!!

منم که هر روز می شکنم. می خوام بیام پیش خودت ،خسته شدم از این زمین !

راستی فرشته هات کجان؟ چرا به دادم نمیرسن؟!

خدا منم منو نگا !  خدا صدامو می شنوی؟؟  یا گم شدم تو بنده هات؟؟؟

آخر بگم دوست دارم.  نگام بکن آره منم ،

منم که فریاد میزنم...!

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   دوستت دارم  سمانه   
 
 
 
 
غرور هدیه ای از طرف شیطان است و عشق هدیه خداوند

تو یه وب یه مطلبی خوندم و یه جورای یاد خودم افتادم نمیدونم این مطلب،داستانه یا واقعی اما همینو میدونم گاهی اوقات واسه خودم پیش میومده اما بی انصافی نشه فقط گاهی اوقات

برین ادامه مطلب داستانشو بخونیند


ادامه مطلب
 
دست خودم نیست اگه میبینی عاشقت هستم و تمام فکرو زندگی ام شده ای دست خودم نیست که همه لحظه ها تورا در جلو چشمانم میبینم و به یادت می باشم .

اگه میبینی چشام در بیشتر لحظه ها خیس و دستانم سرد است اینا واسه دور بودن از توست تنها زمانی این چشم ها ارام میشوند که در کنار تو باشم.

دست خودم نیست دوست دارم همیشه در کنارت باشم، دساتو بگیرمو ، بر لبانت بوسه بزنم و تورا در اغوش خود بگیرم .دست خودم نیست که هر شب به آسمان نگاهی می اندازم و ستاره ای درخشان را میبینم و به یادت می افتم دست خودم نیست که به انتظارت مینشینم تا در آسمان دلم طلوعی دوباره داشته باشی.

 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   دوستت دارم  سمانه   
 
 
 
وقتی کسی را دوست داریم که دوستمان ندارد ، چه باید بکنیم؟

ممکن است اولین واکنشمان آویزان شدن و سعی در برقراری ارتباط باشد ، اما بهترین راه این است که واقعیت را بپذیریم و سعی کنیم آن فرد را فراموش کنیم .

درد دوست داشتن کسی که هیچ علاقه ای در قلبش به ما احساس نمی کند ، نابودمان میکند. بیشتر ما ادما به امید اینکه بتوانیم روزی ان فرد را به دست اوریم زندگی میکنیم اما این امید ها هیچوقت به واقعیت تبدیل نمیشود و ان ها را با چشمانی گریان و دلی پر درد بر جای میگذارد .

با این که سخت به نظر میرسه اما فراموش کردن و ادامه زندگی بهترین کاری است که می توانیم انجام دهیم .

وقتی کسی را دوست داریم که دوستمان ندارد باید:

واقعیت را بپذیریم : هیچوقت نمی توانیم با کسی که دوستمان ندارد خوشبخت بشیم پس به جای اویزان شدنو سعی در برقراری ارتباط با ان فرد سعی کنیم این واقعیت را بپذیریم که این عشق دو طرفه نیست و ان را فراموش کنید .

وقتی کسی را دوست داریم که دوستمان ندارد باید:

فراموش کنیم : به هم خوردن یک رابطه عاطفی سخت ترین قسمت است تا میتوانید گریه کنید بعد همه عکس ها و چیز های که شما را یاد او می اندازد بیرون بریزید در عوض کار های را انجام دهید که مشغولتان می کند

اگر کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد باید:

عاشق شوید: اگر کسی دوستتان ندارد ولی باز با هم با شما مانده است مطمئنا خیلی از خودش مایه نمیگذارد و به ما بی توجهی میکند و این ما را عذاب میدهد به جای اویزان شدن برای با او بودن دست از عذاب دادن خودتان بردارید ممکن است اولش از تنها ماندن بترسید اما باگذشت زمان یاد میگیرید که فراموش کنید و دوباره عاشق شوید.

با این که کسی را دوست دارید که دوستتان ندارد اما یادتان باشد این پایان دنیا نیست.


 

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   دوستت دارم  سمانه   
 
 
 
 
خودم خیلی وقتا دلم میگیره و گریه میکنم واسه همین این مطلب به نظرم جالب میاد گفتم بزارم شاید شمام خوجتون بیاد

"دلت تنگ است میدانم، قلبت شکست است میدانم زندگی برایت عذاب است میدانم دوری برایت سخت است میدانم...اما برای چند لحظه ارام بگیر ،گریه نکن که اشک هایت حال و هوای مرا بارانی می کند،گریه نکن که چشم های من نیز به گریه خواهند افتاد ارام باش عزیزم دوای درد تو گریه نیست! بیا و درد دلت را به من بگو تا ارام بگیری ، با گریه خودت را ارام نکن...!با تنهای باش اما اشک نریز ، درد دلت را به تنهای بگو زمانی که تنهایی! گریه نکن که اشکهایت مرا ناارام میکند! گریه نکن چون گریه تو مرا به فرا سوی دلتنگی ها میکشاند ، گریه نکن چون دوست ندارم ان چشم های زیبایت را خیس ببینم ! حیف ان چشم های زیبا و پر از عشق نیست که از اشک ریختن خیس وخسته شود؟! زندگی ارزش این همه اشک ریختن را ندارد ان اشک های پر مهرت را درون چشم های زیبایت نگه دار بگذار این اشک ها در چشمانت ارام بگیرند و سرت را بگذار بر روی شانه هایم و درد دلت را در گوشم زمزمه کن من میشنوم بگو درد دلت را ..."

 
 
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   دوستت دارم  سمانه   
 
روز های سخت به پایان رسید گر چه هنوز خستگی پروژه برنامه نویسی بیرون نرفته اما جای بسی شادمانی داره که با نمره 19 قفول شدم به مناسبته تولدمو قبولی برنامه نویسی با بچه ها یه شامی زدیم هر کی متناسب با جیب و ذوق خودش واسم یه هدیه ای خریده بود هدیه یکی از دوستام یه خرس خوشملو بامزه که یه بلوز قرمز بافتنی تنش بود به پیشنهاد دوستام اسمشو گذاشتیم وحید ;)البته ببخشیدا چون امشب خیلی به یادت بودم :(
 
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   دوستت دارم  سمانه   
 
 

بعضی وقتا تو زندگیم خیلی احساس تنهایی عجیبی میکنم همیشه دوست داشتم یکی باشه که بتونه همیشه درکم کنه کسی که بدونه چیه تو دلم کسی که همدل همه لحظه هام باشه اما تا الان هیچکس نبوده . چرا کسایی بودن که واسه یه مدت خیلی کوتاه باهام بودن اما نهایتش ۱ماه بوده هیچی بینمونم نبوده جز یه رابطه ی خشک بیخود که همون بهتر زود تموم شد اما یه نفر بود که تقریبا ۲ سالی با هم بودیم کلی با هم خاطره داشتیم کلی با هم خوش گذروندیم اما همه اینا فقط ۲ سال دووم آورد به هر حال به هر دلیلی از هم جدا شدیم حالام هر جا که هست با هر کی که هست واسش آرزوی موفقیت میکنم امیدوارم روزای خوبی داشته باشه منم ازین بعد فقط با خاطرهامون زندگی میکنم چون واقعا فراموش نشدنین.