تا وقتي قلب عريان كسي را نديدي بدن عريانت را نشانش نده!
 
 هيچ گاه چشمانت را براي کسي که معني نگاهت را نمي فهمد
 
 گريان مکن قلبت را خالي نگه دار اگر هم يه روزي خواستي
 
كسي را در قلبت جاي دهي سعي كن كه فقط يك نفر باشد
 
 به او بگو كه تو را بيش تر از خودم و كمتر از خدا دوست دارم
 
 زيرا كه به خدا اعتقاد دارم و به تو نياز دارم .
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

 

جا مانده است

 

چیزی..

 

جایی..

 

که هیچ گاه دیگر..

 

هیچ چیز..

 

جایش راپرنخواهدکرد...

 

(استادحسین پناهی)

 


 


 
 
 
آهــآے ـهـم سخنی ..؛ ڪــمـــے بـیــآ جــلــوتــر . .


مـــے خــواهــَمــ בر ِ گــوشـَتــ چـیـزے بــگــویــمـ . . .!


ایــטּ یـڪـ اِعــتـرآفـــ اَسـتـــ . . ،


مـَـטּ بــــے او בوامــ نـمـــے آوَرَمـــ . . .!

 
 

 
 
 

  تو کدوم شهر؟

سرکدوم خیابون؟

توکدوم چاله افتادیم که

هنوزم که هنوزه،

با لباسای گِلی

تو آغوش همیم؟

 

 


 

 
 

 
 
 

   آدم ها ؛

سلام مرابه تونمی رسانند ...

به تو که می رسند،

حرف های خودشان رامی زنند

وحرف هایی که

به من مربوط نیست رامی شنوند!

 
 
 

 
 
 

دقــایـقی تــو زنـدگـی هـسـت ...

 



كـه اینقــد
دلـت بـرای یكـی تنـگ میشـه ...

 



كـه میخـوای از
رویــا بیـرونـش كنـی ...

 

 


" و
تــو واقـعـیـت بـغـلــش كـنـی ... "


 

 
 
 

روی تخـــتت... چند ثانیه...

فقط لحـ ـظه ای بــه ذهــتنت خــ ـطور کند...


کــ ـه یکـ ــ جـ ـایی...کـــ ـسی... روی تخـ ــتش...

موقع خــوابــ ـش...

برای "تــ ـو" اشـ ــک مـــ ـی ریزد!

همین هـ ـم بـ ـرای مــ ـن کـ ــافیست...

 

 


 

 
 
 

مـטּ تنهآ کمـﮯ مُتفآوتـم وقتـﮯ تمام دردهاﮮ دنیا

 

رو شانـﮧهآﮮ دخترانـﮧاَم کوه مـﮯشود . . .

 

من به پهناﮮ تمام کوه پایه ها

 

لبخنـــــد مـﮯزنم !!!

 

 


 
 
 
 
 

 
 
 

♥♥♥  دوستــــت  دارم  ♥♥♥


گلایه از تکراری بودنش نکن


مشکل از من نیست


♥♥♥  تو خیلی دوست داشتنی هستی  ♥♥♥



 
 
 
ما بدهکاریم !

به تمام "دوستت دارم" های نگفته ای که پشت دیوار قلبمان پنهان کردیم

و آنها را بلعیدیم

تا نشان دهیم منطقی هستیم.



 
 

مرگ ...

.



خبر که نمی کند



یک روز می بینی



نیامدم



یعنی که نیستم ........   



 

 

 

چهار فصل که حرف است ... !



فصل پنجمی هست به نام تو ......



به هوای تو ....

 



 
 
 
بیچاره مترسک

سرتاسر سال از مزرعه مواظبت کرد.....

در آغاز فصل سرد تنش هیزم آتش کشاورز شد

پاداش وفاداری جز این نیست ...
 
 
 
 
 

سیگارلایت را به موسیقی لایت ترجیح میدهم!

روح من با هیچ نغمه ای لایت نمیشود،

به من عشق تعارف نکنید!

قبلا صرف شده.....!!!!

به دستانم فندکی،کبریتی،

سنگ آتش زنه ای برسانید تا

برای هضم عشق

سیگاری آتش کنم ...

تینا


 

 
 

من از عهد آدم تو را دوست دارم

 از آغاز عالم تو را دوست دارم

 چه شب ها من و آسمان تا دم صبح

 سرودیم نم نم ؛ تو را دوست دارم

 نه خطی ، نه خالی ! نه خواب و خیالی !

 من این حس مبهم تو را دوست دارم

 سلامی صمیمی تر از غم ندیدم

 به اندازه ی غم تو را دوست دارم

 بیا تا صدا از دل سنگ خیزد

 بگوییم با هم : تو را دوست دارم

 جهان یک دهان شد هم آواز با ما:

 تو را دوست دارم ، تو را دوست دارم .

-قیصر امین پور-


 

شاید وقت آن رسیده

که بازگردی

خیابان‌ها را گز کنی

ساعت‌ها در کافه

سیگار دود کنی

روزنامه بخوانی

همه را

 

 از آمدنت با خبر کنی

و در تمامِ این مدت حواست باشد

که قرار نیست مرا ببینی


 
 

 

 

برای دوست داشتنت

محتاج دیدنت نیستم...

اگر چه نگاهت آرامم می کند

محتاج سخن گفتن با تو نیستم...

اگر چه صدایت دلم را می لرزاند

محتاج شانه به شانه ات بودن نیستم...

اگر چه برای تکیه کردن ،

شانه ات محکم ترین و قابل اطمینان ترین است!

دوست دارم بدانی ،

حتی اگر کنارم نباشی ...

باز هم ، نگاهت می کنم ...

صدایت را می شنوم و به تو تکیه می کنم

همیشه با منی ،

و همیشه با تو هستم، هر جا که باشی نسی جونم....

ولی خدایش اگه نبینمت و صداتو نشنوم و اس بهم ندی

میمیرم نسی جونم عشقم



 

 
 
 
 

خـــدایـا وقـتـی دلـتـــ مـیـــ گـیـره چـیـکـارمـیـ کـنـی؟

مـیـری یـه گـوشـه مـیـ شـیـنـی وگـریـه مـیکــنـی؟ 

هـی بـا نگـاتــ بـازی مـیــ کـنـی کـه یـادش بـره مـیـ خـواسـتـه گـریـه 

کـنـه؟ 

یـه لـیـوان آبــــ مـیـخـوری کـه بـغـضـتـو بـفـرسـتـی پـایـیـن؟ 

یـادتــــ مـیـادکـه خـــدایـی وهـمـیـشـه بـایـد تـنـهـا بـاشـی؟ 

 


 

 

 

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد

زندگیم را با گرمای عشق او می گذرانم !

یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش کرد !

یکی را دوست دارم ، که می دانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک دنیاست !

یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که از دوری و دلتنگی اش پریشانم !

یکی را تا ابد دوست دارم ، که او تنها کسی است که در قلبم نشسته است !

یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ،

آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ،

نسی دخملی جونم

کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، برای من عزیزترین است !

یکی را دوست دارم ولی او نمی داند که چقدر دوستش دارم ، او تمام زندگی ام است !

یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !

یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ،

یکی را دوست دارم با این که می دانم این دوست داشتن با شرایط او دیوانگیست

اما من دیوانه وار تنها او را دوست میدارم !

تنها او را دوست میدارم !

 نسی جونم تنها تو را دوست دارم و میپرستم



 
 
 
 
 
 
 

 

واحد اندازه گیری فاصله “مــتــر” نیست ؛

“اشـــــــــــتـــیــــاق” است.

مشتاقش که باشی ،

حتّی یک قدم هم

فاصله ای دوووور است.



 
 
 
 
 
 

 

دلم خیلی گرفته....

دلم...دلم...دلم....

اشک هام دارن برای سرازیر شدن از گونه هام از همدیگه سبقت می گیرن....

امشب حالم با همه ی شبا فرق می کنه....

من دارم به کجا می رم....

نسی جونم

یک باره دیگه کمکم کن...قلبم زخمیه...مرهم شوبرام....

شونه های پهنتو می خوام تا سرموبذارم روشونه هات و یه عالمه گریه کنم....

می خوام.... دوباره موهامو نوازش کنی.... می خوام چونه مو بگیری و صورتمو

به سمت صورت خودت  بلندکنی واشکاموپاک کنی....

می خوام محکم بغلت کنم وصورتمو فشار بدم به سینه ات ....

تا کسی اشکامو نبینه....تا فقط اشکام سینه ی تو رو خیس کنه....

توی آغوش تو بذا چشمامو ببندم و آروم بخوابم....

نسی من .... هستی من خدای من نسی جونم

 من....منم....

 



 
 
 

بعضـــی از سردرد هــــا نـــــــه با چایی خوب میشـــــــــه 

نــــــــه با ژلفن و نه حتی بــا خوابــــــــ!بعضی از سردرد ها فقط با دیدن اونــــــ دو تا چشــــــــای تو خوب میشـــــه!

اخمهـــــــاي تو نسی جونمبالاتـــــــريــــــــــن لــــــــــذت دنياســـــت.... ای بهانه تمـــــــام لوس شـــدن های مـــــن ....
 

نایت اسکین




 
 
 
 

هنوز هم دلم گرفته خیلی گرفته

نایت اسکین

چه خوش خیال است!
فاصله را میگویم!
به خیالش تو را از من دور کرده....
نمی داند تــــــــــو جایت امن است!
اینجاست ღ
میان دلــــــــــــــــم ....

 

يك بار خواب ديدن تو.... به تمام عمر مي‌ارزد

پس نگو.... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست...

قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست.

دوستت دارم سمانه  جونم 

بگذار تاوان آن هرچه باشد....

نایت اسکین




 
 
 

آغوش تو گناه نيست ....

من در آغوش تو آرامش يافته ام

كه هيچ گناهي با آرامش مانوس نيست

من در آغوش تو امنيت را احساس كرده ام

كه در هيچ گناهي امنيت محسوس نيست

من در آغوش تو تمام زيبايي را لمس كرده ام

كه در هيچ گناهي زيبايي ملموس نيست

پس امانم بده كه تا ابد در دل این زیبایی آرامش يابم

 

سمانه  جونم

 

 

نایت اسکین

نایت اسکین



 
 
 

 

کسی که الان بخاطر همه بدیهاش از شنیدن این اسم محروم شده و فقط

دخملی نسی جونش میتونه کمکش کنه و بس . . . .

نایت اسکین

همیشه داشتن ” بهترین ها ” به آدم غرور خاصی میده

من مغرور ترینم ، چون تو بهترینی . . . .

 

سمانه  جونم


 



 
 
 

 
 
 

نفسم نسی جونم....
ماه من....
وقتی تو مال منی ، وقتی در لحظه های دلتنگی در کنارمی ،

دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا . . . .
همیشه و همه جا هوای تو را دارم ، دیگر چه بخواهم از این دنیا . . . .
من در این دنیا هستم و تو در کنارم ، اینهمه عشق است در برابر چشمانم . . . .
وقتی گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته ، یک گلستان است که در دلم نهفته نسی جونم . . . .
و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است و با این نفسهاست که عاشق مانده ام ،

تو مال منی و من از همه کس بی نیاز مانده ام . . . .
وقتی در لحظه های خواستنت تو را در کنار خودم دارم ،

تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان . . . .
تو در خانه عشقمی و من تکیه گاهت ، عشق من نسی جونم خیلی میخواهمت . . . .
این تو بودی که به من عشق دادی ، نفس دادی ، این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی
این تو بودی که محبتهایت مرا عاشق کرد ، مهربانی هایت مرا اسیر دلت کرد . . . .

این تو بودی که مرا به اوج بردی ، دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی
وقتی یکی مثل تو را دارم ، چرا باید از غم و غصه بنالم ، همیشه شاد میمانم و آواز عاشقی را میخوانم
با هم در کنار هم ، مثل همیشه ، همیشه عاشق هم!



 
 
 
 

تــو مــال منـی

خــودت کشــفـم کـرده ای

تــو بـا مـن می خـنـدی

با من گریه میکنی

درد دلــت را بـه مـن می گـویـی

 

سمانه  جونم

 

 

دلـــم بـــرای تو تــنــگ می شــــود

ضـــربـان قـلـبـم بـا تو بـالا مـی رود

بــا ســــــکـوتت، بــا صـــدایــت

بــا حـضـــورت، بـــا غــیـبـتت ....

تــو مــال منـی

ایــن بــلاها را خـــودت ســرم آوردی

بـــه مــن می گویی دوســـتـت دارم

و دوست داری آن را از زبان من فقط من بشنوی

بــرای کــه مــی تــوانـی مـثـل بــچـه هــا خــودت را لـــــوس کنی،

نــازت را بـخـرد ، و بــه تـــو دـست نـزنـد ؟

چــه کســی بـا یـک کـلـمـه ، بــا یــک نــگـاه ، دلــم را می ریــزد ؟

بــعــد خــودش جــمــع می کند و ســـر جــایــش مــی گذارد ؟

چــه کســی احســاسـت را تـر و خشـک می کند ؟

اشــکـت را درمــی آورد ، بــعـد پــاک مــی کـنـد ؟

چــه کــســی پــیــش از آن کـه حــرفت را شـــروع کنی تا تــه آن را نـفــس می کشد؟

 

سمانه  جونم

 

 

مــن زحمتت را کشــیـده ام تــا بـفـهـمی هــــنـوز مــی توانی انـتـظار بکشـی

تــپـش قـلـب بگیری ، عـــاشــــق شوی

تــو حــق نداری خـــودت را از مــن و مـــن را از خــودت بگیری

تــو حــق نداری خودت را از خــودت بگیری

مــن شــکایت مــی کنــم از طــرف هــر دویـمان از تـو بـه تــو

چه کســی قـلـب مـــرا آب و جــارو مــی کند

دانــه مـی پاشد تا کـلـمـات مثل کبوتر از ســر و کول مـن بالا بروند ؟

چه کسـی همـان بلاهایی که مــن سـر تـو آوردم ســر مــن آورده ؟

مــن مـــال تـــــــوام نسی دخملی !

زحــمتــم را کشــیــده ای

کشـــفت کرده ام

دســــتت را به مــن بده تا ابد برایم بمان

 

 

 

 



 

سمـــــــــــــــانه  جونم

 

 

خـدایـا یـادتـه ... ؟!

دسـتـشـو گـرفـتـم آوردم پـیـشـت ...


گـفـتـم : مـن فـقـط ایـنـو مـیـخـوام ...


گـفـتـی : ایـن نه ! یکی دیگه بـرات گـذاشـتـم کـنـار ...


پـامـو کـوبـیـدم زمـیـن و گـفـتـم : هـمـیـنـو مـیـخـوام ...


گـفـتـی : آخـه نـمـیـشـه ! قـول ِ ایـنـو بـه یـکـی دیـگـه دادم...

 

 

 

حالا که تا اینجا اومدم

حالا که تو علت زنده بودنم شدی 

خدا تازه یادش افتاده که ما قسمت هم

نیستیم!!!



 
 
 
 
 
 
 
ای خدا .....

تو که میدونی نمیتونم بجز اون به کسی دیگه فک کنم " پس نذار بره که با رفتنش بمیرم"
خدایا! در همه جا مواظب عشقم باش.
چرا که او تمام زندگی من است!!
باورش کن که دوستش دارم...

 در تمام لحظه هایم تکرار میشوی اما تکراری نمیشوی!!!
عاشقتم واسه همیشه.......


اینا نوشته های قلب بیقرار من به تو به عشقمه...

عشقی که تا نفس میکشم و زنده ام...عاشقش خواهم بود...حتی اگه دیگه دوستم نداشته باشه...حتی اگه فراموشم کنه ...حتی اگه تک تک خاطره ها و لحظه های باهم بودمون رو از یاد ببره

 



 

 
 
 
 
جســـارت مـــی خــــواهــد!!!

نــزدیــک شــدن بــه افــکــار دختــری...

کــه روزهـــا...

مــردانــه بـــا زنــدگــی مــی جنـــگد ...

امــا شـــب هــا......

بالــشـتـش از هـــق هـــق هـــای دختــــرانه خیــــس اســـت ...
 
 
 


 
 
 
 
 
 

سلام مهربونم  سمانه جونم

چقد خوبه که امروز میبینمت خیلی خوشحالم نسی دخملی

برای کسی بسوز

که برای خاموش کردنت

از اشکش مایه بذاره

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com



 
 
 
 
 

وقتی می گویم دوستت دارم….                               

این تعارف نیست….

زندگی من است…..


وقتی عاشقت شدم که دیدم ….        

هیچوقت دلمو نشکستی ....

هیچوقت بهم نه نگفتی…          

همیشه در جواب بچه بازیهام …خندیدی و گفتی:

عاشقه همین کاراتم دخملی.... سمانه

 

                     

 

 



 

                                        

وقتی بارون میاد دستتو بگیر زیر بارون

                                    اگه
به اندازه قطره هایی که گرفتی دوستم داشته باشی

                                    به

اندازه قطره هایی که نگرفتی

                                         دوستت دارم . . .

                

        

 سمانه 
 



 

بهشت من آنجاست

که تو را عاشقانه به آغوش می کشم  سمانه  جونم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

من و  تو در کنار هم ، تو در آغوش منی و من غرق در احساساتم

سکوت سهم این لحظه عاشقانه ،

در قلبم فریاد میزنم عشق من صادقانه دوستت دارم  سمانه  جونم

 



 
 
 
 

 

کاش میشد یکی از عکسهای سفرمون رو میذاشتیم تو وبلاگمون

درسته برای پیش هم بودن و غذا خوردن وقتمون خیلی خیلی کم هستش

ولی لذتش به کنار هم بودن می ارزید

خیلی خیلی خیلی دوستتدارم سمانه عشقم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

از جنس کدام نور بودی سمانه  جونم؟

که جسارت با تو بودن در من جنبید؟

و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم ....

و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی ....

 

 



 
 
 

 

خدایا

خط و نشان دوزخت را برایم نکش

جهنم تر از نبودنش

جایی سراغ ندارم ....

 



احساس من همیشه با تو

روزگار ب میل من نچرخید

دلم نمیخواست اینجوری بشه ولی شد

محمد من و تو کاری از دستمون برنمیاد جز اینکه سرقولامون بمونیم

محمد واسم خیلی سخته دست کسی جزتو منو لمس کنه

کسی بجز تو نگرانم بشه

نگاهی بجز نگاه تو به چشمام خیره بشه

ولی.....

محمد کاری از دست من برنمیاد

رو من همیشه حساب کن

من تمام هستی ام را دامنی می کنم تا تو سرت را بر آن نهی

تمام نیرویی را که در دوست داشتن دارم ، دستی می کنم تا چهره و موهایت را
نوازش کند

تمام بودن خود را زانویی می کنم تا بر آن به خواب روی


خود را ، تمام خود را به تو می سپارم تا هر چه بخواهی از آن بیاشامی
از آن بر گیری ، هر چه بخواهی از آن بسازی ، هر گونه بخواهی باشم
از این لحظه مرا داشته باش
                                دوستت دارم عشق من ..
توکل کن ....
توکل یعنی اجازه دادن به خداوند
که خودش تصمیم بگیرد

محمد منو داغونتر از این نکن...

 

 



 

آرامشــــــــــی میخواهم
خلوتـــی میخواهم

تــــــوباشی ومـــــن
در کنـــــــــــار هم
توسکوت کنی ومن گوش کنم
ومن آرام بگویم:دوستــــــــتدارم
وتو گوش کنی وآرام بگویی:من هم دوستت دارم
وشـــــــــــرم زیبایی را
بر گونه ی تـــــــوببینم نسی جونم ....



 

مهربان من ،

آهنگ حضورت در کنارم آنقدر لطیف و شاعرانه است که من را مدهوش میکند…

“”تو تنها کسی هستی”" که برای من ارزش فکر کردن را داری!!!

 

 



 

 


قلبت همچون زیباترین گل رز است، فکرت از سرم تا انگشتانم نفوذ می کند.
بودنت همچون غروب خورشید بر ساحلی دوست داشتنی ست،

تمام چیزی هستی که می خواهم، حتی بیشتر از آن!
عشقت به من چون ماه کاملی ست که در نیمه شب می درخشد،

بودنت حس پرواز در بینهایت را به من می‌بخشد.
برای دنیا تو تنها یک نفری ولی برای من تمام دنیایی!


 

دوستتدارم

 سمـــــــــانه



 

تو دختر شدی نه برای در حسرت ماندن

یک بوسه! برای ….

خلق بوسه ای از جنس آرامش

تودختر نشدی که همخواب آدم های بیخواب شوی

دختر شدی که برای خواب کسی رویا شوی !

تودختر نشدی که….

در تنهایت حسرت آغوشی عاشقانه را داشته باشی

دختر شدی تا …

آغوشی در تنهایی عشقت باشی !…

نایت اسکین

سرخ میشوی وقتی میشنوی دوستت دارم . . .

زرد میشوم وقتی میشنوم دوستم داری. . .

چهارشنبه سوری به راه انداختیم . . .

سرخی تو از من . . .

زردی من از تو . . .

تو همیشه میپری و من . . همیشه میسوزم

 

 
 
 

 

 

کاش فقط بودی ...

وقتی بغض می کردم ...

بغلم می کردی و می گفتی ..

ببینم چشاتو ...

منو نیگا کن ... اگه گریه کنی قهر میکنم میرما...

 

 



 
 
 
 
 
 

میترسم....

کسی بوی تنت را بگیرد....

صدای دلت رابشنود....

وتو....

خوبگیری به ماندنش....

وچه احساس خط خطی ومبهمی است....

این حسودی های عاشقانه ی من....

 

 


 

 

تقدیم با عشق

 

 

شاید فراموشت شدم شاید دلت تنگه برام
شاید بیداری مثله من به فکر اون خاطره ها

شاید تو هم شب که میشه میری به سمت جاده ها
بگو توهم خسته شدی مثل من از فاصله ها

با هر قدم برداشتنت فاصله بینمون نشست
لحظه ای که بستی درو شنیدی که قلبم شکست

یادت بیاد که من کیم؟ همون که می میره برات
همونی که دل نداره برگی بیوفته سر رات


نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی ؟ از من که میمرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیوفته سر رات

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی ؟ از من که میمرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیوفته سر رات


بگو من از کی بگیرم حتی یه بار سراغتو؟
دارم حسودی می کنم به آینه ی اتاق تو

کاش جای اون آینه بودم هر روز تورو می دیدمت
کاشکی هنوز داشتمتو هر لحظه می بوسیدمت


نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی ؟ از من که میمرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیوفته سر رات

نمی تونم دورت کنم لحظه ای از تو رویاهام
تو مثل خالکوبی شدی تو تک تک خاطره هام
از کی داری تو دور میشی ؟ از من که میمرم برات
از منی که دل ندارم برگی بیوفته سر رات

 

 

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

 

 

بارون

بارون که میباره

تو رو یادم میاره

منتظر میشینم

تا تو برگردی دوباره...


motenaferam man az avale mehr

tabestoon kotahe

manoto mitonim

pishe ham mimonim

dostaye samimi, karaye ghadimi


.........


aechr kfer irkad eaakmohtb iakhs?

ba aupoy aobodm aasl

ehmosn rboo rzbea oienzedgm mnkbooa

mragenhda be rpao pa ahzar cpnaih atlofn

eag msdoa rdai ye lsa bsar okon  


-

zendegim kheili sakht shode, dg hichi nadaram, hata ye delkhoshi kochik bara zendegi, majboram az hame atrafianam dast bekesham ta asibi beheshon narese, kharab kardam hame chio,... eftezah

ama bayad khoshbakhtio peida konam, albate age yekam hava bara nafas keshidan peida konam...

dooseton daram

makhsosan to ro mokhatabe khaaaaaas


eid

 

 

sharmande ye modati up kam mizaram

sale no hamegi mobaraaaaak


کوچک که بودم

 

 

کوچک که بودم
فکر می کردم آدمها چقدر بزرگ اند وترس برم میداشت,
بزرگ که شدم
دیدم بعضی آدمها چقدر کوچک ا ند وباز ترسیدم..

کــــــــــــــــآش میــــــــشد

 

 

 

کــــــــــــــــآش میــــــــشد
آدمــــــــــــــ……..
گــــــآهی
به اندازه ی نـیــآز، بمیـــــرد!!!
بعد بلند شــــــود
...
آهستــــه آهستــــــــه
خــــــــآک هایش رآ بتکــــــــآند
گردھآیش بمآند
اگــــــــر دلش خوآست،
برگردد به زنــــــــــدگی.
دلش نخوآست،
بخوآبــــــــــــــــد تا
ابـــــــــــــــــــــــ د………

ولنتاین

 

 

ولنتاینتووووون مبارک

الان که اینو میخونین من سر آزمون المپیادم :ِ

برام دعا کنید

خوش بگذره


یادت

 

 

یادت را

از "من" نگیر

بگذار "من هم" مثل سهراب 

بگویم 

"دلخوشی هایم"

کم نیست ..


ليلي

 

 

ليلي قصه اش را دوباره خواند. براي هزارمين بار.

و مثل هر بار ليلي قصه باز هم مرد.

ليلي گريست و گفت كاش اينگونه نبود

خدا گفت هيچ كس جز تو قصه ات را تغيير نخواهد داد.

ليلي قصه ات را عوض كن.

ليلي اما مي ترسيد. ليلي به مردن عادت داشت.

تاريخ به مردن ليلي خو كرده بود.

خدا گفت: ليلي عشق مي ورزد تا نميرد. دنيا ليلي زنده مي خواهد.

ليلي...


ادامه مطلب »

کاش

کاش به جای حجاب، حیا اجباری بود 
شرف اجباری بود، راستی و درستی اجباری بود 
کاش داشتن معرفت و وجدان اجباری بود 
کاش یه ذره انسانیت اجباری بود !!!

 

 

 

 

 

 




وقــتــﮯ مـهـربـانـیــﭟ از دور


اینـﻖـدر نــزدیـــڪ اسـت


حس میــــڪـنــم


جــغــرافــیــا

یـــڪ 【 دروغ 】 تـاریـخـیـسـت . . .

 

 
 
عــطر ِ تَنت روی ِ پــیراهنـم مــانده ..
امــروز بـویــیدَمَش عمــیق ِ عمــیق ِ!
و با هـر نـفس بـغــضم را سـنگین تر کردم!
و به یــاد آوردم که دیـگر ، تـنـت سـهم ِ دیگری ست…
و غمــت سـهم ِ مــن!
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough


 
 
 

دیـوآنـﮧ ےِ روزْهآیـے هَسْتـ ـَم
کـﮧ مِهـربآטּ میشَوے . . .
حَتـّے اَگـ َـرْ نَـدآنمْ چـرآ . . . !

 

بی تو تنها...

غـروبـا میون هــفته بر سـر قـبر یه عاشـق

یـه جوون مـیاد مـیزاره گـلای سـرخ شـقایـق

بی صـدا میشکنه بغضش روی سـنـگ قبـر دلدار

اشک میریزه از دو چـشـمش مثل بارون وقت دیدار

زیر لب با گـریه مـیگه : مـهـربونم بی وفایـی

رفتی و نیـسـتی بدونی چـه جـگر سـوزه جـدایی

آخه من تو رو می خواستم اون نجـیـب خوب و پاک

اون صـدای مهـربون ، نه سـکــوت ســرد خــاک

تویی که نگاه پاکت مـرهـم زخـم دلــــم بـود

دیدنـت حـتی یه لـحــظه راه حـل مشکـلـم بود

تو که ریـشه کردی بـا من، توی خـاک بی قراری

تو که گفتی با جـدایی هـیـچ مـیونه ای نداری

پس چـرا تنهام گذاشـتی توی این فـصل ســیاهی

تو عـزیـزترینی اما یه رفیـق نــیـمه راهــی

داغ رفتنـت عـزیـزم خط کـشـیـد رو بـودن مـن

رفتی و دیگـه چـه فایده ناله و ضـجـّه و شیـون

تو سـفر کردی به خـورشـید ،رفتی اونور دقایق

منـو جا گذاشتی اینجا با دلی خـســته و عاشـق

نمـیـخـوام بی تو بمـونم ، بی تـو زندگی حرومــه

تو که پیش من نبـاشـی ، هـمـه چـی برام تمـومه

عاشـق خـسـته و تنها سـر گـذاشـت رو خاک نمناک

گفت جگر گـوشـه ی عـشـقو دادمـش دسـت توای خاک

نزاری تنها بمونـه ، هــمـدم چـشـم سـیـاش باش

شونه کن موهاشو آروم ، شـبا قصـه گو بـراش باش

و غـروب با اون غـرورش نتونسـت دووم بـیـــاره

پاکشـیـداز آسـمـون و جاشـو داد به یـک سـتاره

اون جــوون داغ دیـده با دلـی شـکـسـته از غـم

بوسـه زد رو خـاک یار و دور شد آهسـته و کم کم

ولی چند قدم که دور شد دوباره گـریه رو سـر داد

روشــــو بــر گــردونـــد و داد زد

بـه خـدا نـمــیـری از یاد

 
 
 
 
 
 
نمیدونم این روزهام چطور میگذره فقط میدونم که میگذره.با ابهام،با یک گیجی ممتد،با

خلسه ای بی پایان....شاید به آرامش قبل از طوفان بیشتر شبیه باشه.میدونم قراره

طوفانی در درونم اتفاق بیفته اما هیچ ذهنیتی در موردش ندارم...


hjfj


era

میــפֿـــפام פلــنـتـایـטּ بـــراے פֿـــפﬤم چــیـــزے بـــפֿــــرم

 یڪـــــ سبــــﬤ تــــنـــهــایــے بــا رפبــــانـــے قـــرمــــــــز

 یڪـــــ شـــڪلـات تــلــפֿــ بـــا شـــاפֿـه گــلی قــــرمـــز

 یـا چـــشــــــمــــانـــــــے از اشــــــــــــڪـــ قــــرمـــــــــز

  مـــیـــــــــפֿـــــפام פֿـــــפﬤم را ســــــورپــــرایــز کــنـــــم

 میـــــפֿــــפام چــــــــیــــزـــــے بـــــــاشـــــــــــــــــــــــــه

  ڪـــــه اصـــــلـا انـــتـظـــارش رפ نـــــﬤاشــتـه باشـــــم

یــــــــــڪ چــــیــــــز خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاص

  به سلامتــے اפنــایـے ڪه פلـــنتـایـטּ تـنــہــاے تـنـهــاטּ


 
 

2

آدمهای احساساتی را باید کشت ...
می دانی راست می گویم ،
آدمهای احساساتی به درد این زندگی آهنی امروز نمی خورند


 
 
 
 
 

252577

 
از صورتت نقاشی کشیده ام
همانطور که دلم میخواست باشی
حالا چشمهایت فقط مرا میبیند
و لبخند همیشگیت
لحظه های نبودنت را
میپوشاند
فقط مانده ام
هوس بوسیدنت را چه کنم؟
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

ایمـــان دارم . . .

کــه قشنـگـتــرین عشــق

نگــاه مهــربـــان خــداونـــد بـه بنـدگـانـش اســت . . .

زنـــدگــی را بـــه او بســــپار . . .

و مطـمئـــن بـــاش که تــا وقتـــی کــه پشتــت بــه خـــدا گــرم اســت

تمـــام هــراس هـــای دنیـــا خـنـــده دار اســت ..
 
 
 
 
 
 

پســــر: حوصلــــم ســــر رفتــــه ):
دختــــر: از چــــی‌ !؟
پســــر: از دوستــــ بــــودن بــــا تــــو !
دختــــر: الــــان یعنــــی‌ بهــــم بزنیــــم ؟! :(
پســــر: نــــــــه بیــــــــا عروســـــــی‌ کنیــــم :* ♥♥♥
 
 
 
 
 
 
 

نـنـــــه ..!

هــر چی بدبختــی کشیدیــم ;

گفتی : " حکمــت خداســت "

بــیـبــین ننــه ...

نیشونـــی ایــن حکمتــو بــده بــرم در خــونش

بگــم دٍ لامصـــــــــــــب ،

مشکلــت با مـــن چیـــه آخــه ...؟!

 


یک درخت میتواند شروع یک جنگل باشد؛
یک لبخند میتواند آغازگر یک دوستی باشد؛
یک دست می تواند یاریگر یک انسان باشد؛
یک واژه می تواند بیانگر هدف باشد؛
یک شمع می تواند پایان تاریکی باشد؛
یک خنده می تواند فاتح دلتنگی باشد؛
امید می تواند رافع روحتان باشد؛
یک نوازش می تواند راوی مهرتان باشد؛
یک زندگی می تواند خالق تفاوت باشد؛

امروز آن "یک" باشید...

oi4epbt9x0dfygxgqash.jpg

 
 
 
 

خیلـے وَقـتـ ـها مـیـگــویـَمـ ــ

« عـَزیـز בلــَمـ »

گاهـے اَز בلـتنـگــے ،

گاهـے از تـہ قـَلـبــ ــ ،

گاهـے هَـمــ جزو واژگـاלּ روزمـَره امـ مے شـوב . . .

اَمـ ّـا . . .

اَز سَـر هــَــر چــہ باشَــב!

تَنهـ ـا كسـے كـہ عـَـزیـز בلــَمـ اسـتــ ــ ،

تــُ ـ ــویـے . . .

تــویـے کـہ مــآهـهـآستــــــ...

بے آלּ کـہ بِبینـَمـَـتــــــ

عـــــآشِقـــآنـهـ دوسـتَـتــــ בارَمـــ
 
 
 
 
 
 

وقتی چشمه را
در بطری‌های پلاستیكی
و باغ را
در گلدان‌های مصنوعی
می‌فروشند ،
نكند تو را هم
بر پرده سینما
دیده باشم...
 
 
 

 

 


طــَرفت بهت بگـﮧ : "بُرو"
هَمیـטּ کـﮧ روُزها بگذره وُ یادے اَزت "نکــُنـﮧ"
هَمیـטּ کـﮧ ازت نپُرسه "چطورے" روزـا
رو بـﮧ شَب مے رسونے
هَمیـטּ کـﮧ "بودَن" یا "نبودنت" فرقے
بـﮧ حالش نمے کنـﮧ
هَمیـטּ کـﮧ لـابـﮧ لـاے حَرفاش {دوستت دارَمـ} نباشـﮧ
هزاربار سَنگین تر از "کلمـﮧ ے بُرو" بَرات
مَعنا پیدا مے کنـﮧ
پَس بُرو قبل از اینکـﮧ {ویروטּ} تر از
اینے که هَستے بشے ...
 
 
 
 
آن شب
که لبانت را چشیدم
طعم سیگار میداد....
من نیز عاشق سیگار شدم...
... امشب
سیگار که میکشم
وای یاد لبانت مرا نوید مرگ میدهد...
اگر میدانستم آمدنت
رفتنی خواهد داشت
سیگاری نمیشدم !

 
 
 
 
این روزها حالم خوبه...
خوب ِ خوب .!.!.!
نه نشانی از دلتنگی ...
نه روزنی از سیاهی...
و نه وسوسه ای از دل بسـتگی...!
.........نوشتنم را بهانه ای نیست...
جز گفتن این که...
"من"...
بعد از "تو"...
به هیچ "او"یی...
اجازه ی "ما" شدن...
نداده ام. !

 
 
 
 
 
 
 
 

مخاطب خاص اگه خــــــــاص باشه ! ...

لازم نیست شما دورش رو از این و اون

خلوت کنی خودش

واسه بودن شما جا باز می کنه !
...

لازم نیست واسش دنیا رو بخرید تا
بمونه ...

خودش قدر یه شاخ گلتون رو می دونه !

لازم نیست هر کسی رو توجیح کنید که

ایشون ماله شماست ...

خودش تورو به همه دنیا نشون میده و

میگه این ماله منه !

لازم نیست به فکر رفتنش باشید

خودش به شما ثابت می کنه اومده

بمونه ...
 
 
 

 

 

 


 

ﺍﺗﻔﺎﻗﻢ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺳﺖ
ﮐﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﮐﻮﯼ ﭼﻮ ﻣﻦ ﮐﺸﺘﻪ ﺑﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺳﺖ

ﺧﺒﺮ ﻣﺎ ﺑﺮﺳﺎﻧﯿﺪ ﺑﻪ ﻣﺮﻏﺎﻥ ﭼﻤﻦ
ﮐﻪ ﻫﻢ ﺁﻭﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﺭ ﻗﻔﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺳﺖ

ﺑﻪ ﺩﻻﺭﺍﻡ ﺑﮕﻮ ﺍﯼ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﺩ ﺳﺤﺮ
ﮐﺎﺭ ﻣﺎ ﻫﻤﭽﻮ ﺳﺤﺮ ﺑﺎ ﻧﻔﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺳﺖ

ﺑﻨﺪ ﺑﺮ ﭘﺎﯼ ﺗﺤﻤﻞ ﭼﻪ ﮐﻨﺪ ﮔﺮ ﻧﮑﻨﺪ
ﺍﻧﮕﺒﯿﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﯼ ﻣﮕﺴﯽ ﺍﻓﺘﺎﺩﺳﺖ

 
 
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش فقط یک سیب بود.

سیبی که به وسوسه آن را چیده بود و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست.

زمین همه ظلم است و فساد.

انسان گفت: اما من به خودم ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است.

اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.

خدا گفت: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین می گذرد؛

زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و باطل، از خطا و از صواب؛

و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد، تو باز خواهی گشت، وگرنه...

و فرشته ها همه گریستند.

اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود. انسان بر درگاه بهشت وامانده بود.

می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد.

چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.

انسان دستهایش را گشود و خدا به او اختیار داد.

خدا گفت: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی.

برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداش به گزیدن توست.

عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی.

و آنگاه انسان زمین را انتخاب کرد. رنج و صبوری را. واین آغاز انسان بود. 

 
 
 
 
 
وارد هــر رابطه ای نشین
الکـــی امیدوار نکنین
الکـــی دلخوش نکنین
الکـــی بش نگین رسیدی تک بزن و از پیاده رو برو
مواظب خودت باش
الکـــی اسمشو با لوندی صدا نکنین که طرف بگه جووووونم
هی نگید مــوش مــن
خرگـــــوش من و عشــــق من اینا...
اون داره حرفاتو باور میکنه
داره بهت وابسته میشه
اما تو داری باهاش بازی میکنی
نکن عزیزِ من ,
برای سرگرمی و تکیه کلامت
احساس یه انسان رو نابود نکن.....

 
 
 
 
دلم برای کودکیم تنگ شده....

برای روزهایی که باور ساده ای داشتم همه آدم ها را دوست داشتم...

مرگ مادر "کوزت" را باور می کردم

و از زن "تناردیه" کینه به دل می گرفتم

مادرم که می رفت به این فکر بودم که مثل مادر "هاچ" گم نشود...

دلم می خواست "ممُل" را پیدا کنم

از نجاری ها که می گذشتم گوشه چشمی به دنبال "وروجک" می گشتم

تمام حسرتم از دنیا نوشتن با خودکار بود

دلم برای خدا تنگ شده ...

خدایی که شبها بوسه بارانش می کردم...

دلم برای کودکیم تنگ شده ...

 
 
 
تـ ـو بـ ـرو…
مـ ـن هم برای اینکـ ـه راحـ ـت تربروی…
می گویـ ـم : برو “خیـ ـالی نیسـ ـت “
…امـ ـا…
… کیسـ ـت که ندانـ ـد…
…بی تـ ـو…
تنهـ ــا چیـ ـزی کـ ــه هسـ ـت…..

“خیـ ـال توسـ ـت” ..

 
 

   همـ ه چیز خوبــــــ بود قبل از تـــــــ ـو ...

   عِشـــ ـق با من غریبگـــی میکـرد

   یه نفر داشتـــ با خودش تنهـــــــ ـــآ 

   زیر این سقفـــــ زندگــــی میکـــــرد



|________________________┍──────────────┤

 

 
 

   آری

    مـن همان دختــ ـر تخس بداخلاقـــ ه مزخزفـــ ـم

   که همگان میپندارند بتـــــی هستـــ ـم

   اما همان ها چه میداننــــد

   از درون

   مـ ـن که کوهی از احساساتــــ مدفـــــون

   شده استـــ

   مگر دل کوچکـــ من

   چقدر تحمل دارد؟!!

|________________________┍──────────────┤

 

 

   دلت که برای یک نفــــر تنگـــــ باشــد

   خود خــدا هم بیایــد تا خوش بگـــذرد

   و لحظـــه ای فرامـــوش کنــی

   فــــایـــــده ای نـــدارد

   تـــو دلتـــــ تنگـــــ استــــــ !

   دلت برای همـان یک نفـــر تنگــــ است

   تا نیایــــد و نباشـــد

   هیــچ چیــــز درستـــــ نـمیشــــود

|________________________┍──────────────┤

 

 
 

   تو را نه عاشقــــانه و نه عــــاقلانـه و نه حتی عــــاجزانه

   که تو را عــــــادلانـــــ ه در آغــوش میکشــــــــم

   عَــدل مگر نــه آن استـــــ کـه هرچیــزی سـر جای خودش باشـــد؟

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

 
 

   چقدر سختـــــ ه ...

   چقدر سختــه اونقدری دوستش داشته باشه که حاضر باشی واسش هرکـآری کنی..

   ولی میدونی کـه باید کمی هم عقلانی کار کنی


     +عِشقِ مَــ ن

       متاسفم اگـ ه بعضی وقتــآ ناراحتتـــ میکنَم  :(

|________________________┍──────────────┤

 

 
   یکی از علائم بیماریه سادیسم اینه که میگی:

    "میشه یه چیزی ازت بپرسم"

    بعد که طرف گفت چی؟!!!

    میگی:" هیچی بیـــــخیال" :|

|________________________┍──────────────┤

 


 
 تا مال یکی میشی....

   بقیه یادشون میاد که چقـــــــــدر دوستت دارن :|
 
 

|________________________┍──────────────┤

 

تِکـ ـرار

 

دختر است دیگـــر...

گاهی دلش می خواد بهانه های الکی بگیرد ..

به هوای آغــوش تو ...

شانه های تو...

که بعد، تـــــو ...

آرامــــــ ..

خیــــــلی آرام ...

در گوشش زمزمه کنی :

عزیزکـــم من عاشقتــــم .. !!

 
 

|________________________┍──────────────┤ 

 
  

    می خواهم به یاد من باشی ...

    اگر تو به یاد من باشی

    عین خیالم نیست

    که همه فراموشم کنند ...

 
 
 

|________________________┍──────────────┤

 

 
 
 

    بعضی از آدمــها ..
    ما رو پشــیمون میکنن از اینــکه..
    بــهشون بــدی نــکردیــــــــــــــــ ـم !! :|

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

  
 

    پیش هیچ آدمی به خطایت اعتراف نکن

    آدم ها جنبه ندارند ... !!

    ژست خدایی برایت میگیرند !!!

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

   

    بـــگــذار دَر گـــوشَــت بـــگـــويَــم،

    ميــخـــواهَمَـــت،

    ايـــن خــلاصـــه ى،

    تَمام حَـــرفــــاى عـــاشــقانـــه دنيــــاســـت.

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

 
 
 
   هیچ وقتــ از اونی کـ ه تنهــآتــ گذاشتـ ه دلگیــر نبــآش

   بهش با خنده بگــو: مرسی کـ ه گذاشتی فرصتــــ بهتـری داشتــ ه باشم ...


     + پَس ...

      مرســـ ـی واسـ ه دادنـ این فرصتــ بـ ه مَـــ ن :)

    

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

 
 
 
   گور بابای اونی که رفتـــ  !!

   خیلی شیکــ و مجلســی میریم بـ ه استقبالــــ ه ...

   اونی که داره میـــــ ـآد ! :)


     + تویی کـ ه اومدی ..

      خوشــ اومدی عزیـــزم ;)

 
 

|________________________┍──────────────┤

 

 
 
دلم میخواد به بعضیــا بگـ ـم

هرچقدر هم که به خودت بـــرســـی

بازم به مـ ـن نـــمیرسی !

 

 

 


        امام علی (ع)    

                     

پروردگارا...


  این افتخار برای من کافیست که بنده ی تو باشم ، وهمین عزت برای من بس که تو پروردگار من هستی....


بارالها...

تو آنگونه ای که من دوست  دارم ، مرا نیز چنان کن که خود دوست میداری ....

 نظریادتون نره

....واینک چوبر سال1392
 
 

بالا محله ی چوبر ....(باش چوبارخودمون)



جان به عشق تواگر سوزد یار                 هیچ افسوس نیاید دل را



ادامه مطلب
شعر طنز مخصوص عید نوروز !!!
 
 
 


عجب رسمیه ، رسم زمونه


خونه‌ مون عیدا ، پر از مهمونه


می‌ رن مهمونا ، از اونا فقط


آشغال میوه ، به جا می‌مونه !


کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟


کجا رفت اون موز ؟ خدا می‌ دونه !


جعبه خالی شیرینی هنوز


گوشه‌ی طاقچه ، پیش گلدونه



ادامه مطلب


                       دختر چوبر  که چندین قرنه مهمونه ما چوبریاس ...

یاریم کن که بفردای قیام        باتو محشور شوم ای ساقی

ادامه ی عکسا وتو ضیحات در ادامه مطلب...


ادامه مطلب
 غلط نامه : کلمات خنده دار
 
 


برو ادامه مطلب ..


ادامه مطلب
آموزش تزئین تخم مرغ رنگی سفره هفت سین نوروزی
 
 

آموزش تزئین تخم مرغ رنگی سفره هفت سین نوروزی-www.jazzaab.ir

برو ادامه مطلب ....


ادامه مطلب
دانلود آهنگ شاد آذری قزلاری
 
 
 
یکی از عکسای شخصیمون ....



آهنگ شاد شاد

آذری قزلاری

Faramarz_Aghlmand_05_Azari_Gizlari_128_.mp3.

خـــــــــــــدا حافظ....!!!

              خدا لعنت کند بر واژه ها حتی خداحافظ      

            که یعنی آتشی افتاده در من با خداحافظ                

               سکوت افتاده مثل رعشه ای بر استخوانهایم                                               

                         !  شبیه موج سرد ساحل دریا خــــداحافظ                               

چوبرو عیـــــــــــــــــد!!!
 
 
 
میگن یه ماه مونده به بهار ولی تو چوبر بهاره ....



میگی نه ....!!! برو ادامه مطلب...

ادامه مطلب
بخــــــــــــــــــــــــند
 
 

     هوس کردم بازم امشب، زیر بارون تو خیابون

                                    به یادت اشک بریزم، طبق معمول همیشه

      آخه وقتی بارون میاد،رو صورت یه عاشق مثل من

                                   حتی فرق اشک و بارون، دیگه معلوم نمیشه

      امشب چشای من، مثل ابرای بهاره
                                    نخند به حال من، که حالم گریه داره

      چرا گریم نمیتونه، رو تو تاثیر بزاره

                                    آره بخند، بخند که حالم خنده داره

       این عشق یک طرفه من رو، کشونده تو خیابونا

                                    نمیخوام توی این خلوت، کسی دور و برم باشه

        نه پلکام روی هم میرن، نه دست میکشم از گریه

                                    نه میخوام بند بیاد بارون، نه چتری رو سرم باشه

       امشب چشای من، مثل ابرای بهاره

                                   نخند به حال من، که حالم گریه داره

         چرا گریم نمیتونه، رو تو تاثیر بزاره

                                   آره بخند، بخند که حالم خنده داره

          نه پلکام روی هم میرن، نه دست میکشم از گریه

                                   نه میخوام بند بیاد بارون، نه چتری رو سرم باشه

         امشب چشای من، مثل ابرای بهاره

                                   نخند به حال من، که حالم گریه داره

         چرا گریم نمیتونه، رو تو تاثیر بزاره

                                   آره بخند، بخند که حالم خنده داره.....

(محسن یگانه)           

داستان طنز اعتصاب زن ها !
 
 
 
 

سه تا زن انگلیسی ، فرانسوی و ایرانی با هم قرار میزارن که اعتصاب کنن و دیگه کارای

 خونه رو نکنن تا شوهراشون ادب بشن و بعد از یک هفته نتیجه کارو بهم بگن !


ادامه مطلب
عکسایی ار ماه و آسمون ...
 
 
 
 
به یاد تــــو   سمانه   جون

      دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست

                  گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست

                           من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل

                                    تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .


سنین چین ....(چوبار)
 
 
 
چوبر از بالا بالا ها . . . جوون من دریارو حال می کنین!!!



‌ای که از کلک هنر نقش دل انگیز خدایی

حیف باشد مه من کاین همه از مهر جدایی

برو ببین دیگه ...!!!
 
 
.... . و . ....
 
 
 
 
عکس های خواندنی و با مفهوم

شبی شـــــــــــیرین بزد فریاد
 
 
 

شبی شیرین بزد فریاد، که ای شیرین ترین فرهاد                      

                                  و ای خسرو ترین شمشاد صدای تیشه ات  آباد

منم لیلای دلبندت که دل خون است و پا در بند                       

                                  تویی عاشق ترین مجنون ولی در بیستون  آزاد

ببندم دیده بر خسرو ، که شاید رو کشم برتو                          

                                 تو شیرین می کنی سنگی چوعکسی بردلت افتاد


ادامه مطلب
فرشته مرگ
 
 
 

یارو نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش !

مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت !

مرده یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعدا

مرگ : نه اصلا راه نداره ! همه چی طبق برنامست ! طبق لیست من الان نوبت توئه

مرده گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر . . .

مرگ قبول کرد و مرده رفت شربت بیاره ! توی شربت ۲ تا قرص خواب خیلی قوی ریخت !

مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت . . .

مرده وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد نوشت آخر لیست و منتظر شد تا مرگ بیدار شه . . .

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت ،v  به

خاطراین محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن


تـــــــــــو که میــــــــــدونی
 
 

http://ahange-del.persianblog.ir/

    تو که می دونی همه عمرمو اونجا گذاشتم و رفتم
     تو که می دونی به جز آغوش تو جایی نداشتم و رفتم

                                    اگه رفتم و تو سراغمو نمی گیری هنوزم که هنوزه
                                    اگه به جز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه

    تو که می دونی همه عمرمو اونجا گذاشتم و رفتم
    تو که می دونی به جز آغوش تو جایی نداشتم و رفتم

                                  اگه رفتم و تو سراغمو نمی گیری هنوزم که هنوزه
                                  اگه به جز خودم کسی نیست که دلش برای من بسوزه…

    نه نمی دونی آخه همه ی غمامو به تو نگفتم
    نه نمی دونی آخه نخواستم از چشم تو بیفتم

                                    نه نمی گفتم آخه تحمل غم منو نداری...
                                    نه نمی گفتم آخه می ترسیدم بری تنهام بذاری

     بگو فهمیدی وقتی می رفتم نگرون خودم نبودم
     غم آینده ت بدجوری نشسته بود توی همه ی وجودم

                                   اگه تصویری که ازم تو ذهنت بودو خرابش کردم
                                   به خاطر خودت دیگه ازم نخوا که پیش تو برگردم

     نه نمی دونی آخه همه ی غمامو به تو نگفتم
     نه نمی دونی آخه نخواستم از چشم تو بیفتم

                                    نه نمی گفتم آخه تحمل غم منو نداری...
                                    نه نمی گفتم آخه می ترسیدم بری تنهام بذاری...

(محسن یگانه)

چوبر و خــــــــــدا
 
 


وَِِمالِیَ لااَعبُدُالَّذی فَطَرَنی(21یس)

و چرا باید من خدای آفریننده ی خود را نپرستم....


ادامه مطلب



اي فرزند آدم ! زماني كه خدا را مي بيني كه انواع نعمت ها را به تو مي رساند تو در حالي كه معصيت كاري، بترس.


(امام علی (ع))

 

زودباش بخند......
 
 
 
مدل لباس عروس 2013

دانلود آهنگ شیرین ....
 
 
 
آهنگ شیرین با همخوانی شادمهر ....خیلی باحاله ... برای خودمو مخصوص وبم...
(چوبارقزی)
 
 

خودراگم میکنم......
 
 


   
        چيزي از خود هر قدم زير قدم گم مي‌كنم 

            رفته‌رفته هر چه دارم چون قلم گم مي‌كنم 

                  بي‌نصيب معني‌ام كز لفظ مي‌جويم مُراد

                       دل اگر پيدا شود، دير و حرم گم مي‌كنم

                           تا غبار وادي مجنون به يادم مي‌رسـد

                            آسمان بر سر، زمين زير قدم گم مي‌كنم

                               دل، نمي‌ماند به دستم، طاقت ديدار كـو؟

                                 تا تو مي‌آيي به پيش، آيينه هم گم مي‌كنم

                                    قاصد مُلك فراموشي كسي چون من مباد

                                         نامه‌اي دارم كه هر جا مي‌برم گم مي‌كنم

                                         بر رفيقان «بيدل» از مقصد چه سان آرم خبر؟

                                                      من كه خود را نيز تا آنجا رسم گم مي‌كنم

   
     (بیدل دهلوی)

دانلود آهنگ های حمـــــــــــید عسگری

 

 

در کشور ما شاهی بود

برای سرگرمی خود بازی ساخت

که دو نفر بر روی ترازو روند و هرکس وزنش کمتر بود کشته شود

از بخت بدم من و یارم رو به روی هم افتادیم

من برای زنده ماندن او یک هفته غذا نخوردم

روز مسابقه من خود را سبک گرفتم غافل از اینکه یارم وزنه

به پایش بسته بود!

 
 
 
 
 
 
 

  ساقه شکستن...

 قانون...

طوفان است...

تو...

نسیم باش...

و...

نوازش کن...

 
 
 
 

یادمان باشد:

شاید...

شبی...

آنچنان آرام گرفتیم...

که...

دیدار صبح فردا...

ممکن نشود...

پس...

به امید فرداها...

محبت هایمان را...

ذخیره نکنیم...

 
 
 
 
 
 
 
 
خدایا !

همراهی تو با من مثل نفس کشیدن است

آرام ، بی صدا ، همیشگی....

 
 
 
 

دیشب را تا صبح بدنبالت گشتم
لابه لای تمام خاطرات گذشته...
تمام خوبهایم را  ورق زدم...
لحظه به لحظه اش را...
رد پایت همه جا جاریست...
اما...
دوباره تکرار داستان همیشگی
نبود تو و انتظار من...!!!
امروز را هم دوباره دنبالت می گردم......مثل همه روزهای نبودت!!!
امروز هم سراغت را از تمام برگ ها می گیرم...!
شاید برگی را از قلم انداخته باشم!

 

 

 
 
 
 
 

دلم ز روز ازل مبتلای زهرا بود

غلام خانه به دوشی برای زهرا بود

نه من ، که عالم امکان سراسرش هر دم

ز روز اوّل خلقت گدای زهرا بود . . .

 

 

 

زخم

 

 

 

زخم هایت را پنهان کن این روزها مردم زیادی

بانمک

شده اند...

 
 
یک شبی مجنون نمازش را شکست...بی وضو در کوچه ی لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود...فارغ از جام الستش کرده بود

گفت یارب از چه خوارم کرده ای؟...بر صلیب عشق دارم کرده ای

خسته ام زین عشق ٬ دل خونم نکن...من که مجنونم ٬ تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم ... این تو و لیلای تو من نیستم

گفت ای دیوانه ٬ لیلایت منم...در رگت پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی...من کنارت بودم و نشناختی

 

 

 
 
 

دلگیر نشو از آدم ها٬ نیش زدن طبیعتشونه

سال هاست که به هوای بارانی میگن:

...خراب...

GetBC(22);
 
 

 

تمامی مزرعه کافر صدایش می کردند

گل آفتابگردان کوچکی را که

عاشق باران شده بود

 

 

 

 

 

 

 

گفتم غم تو دارم...

 

 

گفتم غم تو دارم...گفتا چشت درآيد!


گفتم که ماه من شو...گفتا دلم نخواهد!


گفتم خوشا هوايي کزبادصبح خيزد...گفتا هواي گرميست? اَه اَه? عرق درآمد!

گفتم دل رحيمت کي عزم صلح دارد...گفتا برو به سويي تا گلّ ني درآيد!

گفتم زمان عشرت ديدي که چون سرآمد...گفتا که اي واي ديرشد داد مامان درآمد

 

من متقائد شدم که نباید برم

 

 


 
 

10 ثانیه نگاش کن... اگه نخندیدی

 

 



 

 

 

کراواتت منو کشته خوشگله

 



اول بخون بعد حستو بگو

 

فکر کن رفتی حموم
.
.
.
حولت یادت رفته!
.
.
.
داد می زنی: یکی حوله منو از رو تختم بده...
.
.
.
در یکم باز میشه یه دستی حوله رو میده بهت...
.
.
.
می گیری، تشکر می کنی... خودتو خشک می کنی... لباس می پوشی...
.
.
.
دستتو که میذاری رو دستگیره درو باز کنی بیای بیرون یادت میفته همه مسافرتن و تو تو خونه تنها بودی...!!!


حالا حستو بگو...
.




 

وسایل کیف یه دختر

 

 



میگم:
کنار اون خنجر جای یه اسپری فلفل و یه کلت کمری خالیه!



زن

 

 

من زنم...
باید باکره باشی،باید پاک باشی
برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند!
چرایش را نمیدانی فقط میدانی قانون است
سنت است ، دین است
قانون و سنت را میدانی مردان ساخته اند
اما در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا
و گاهی فکر می کنی
شاید خدا را نیز مردان ساخته اند...
من زنم...
با دست هایی که دیگر دلخوش به النگوهایی نیست
که زرق و برقش شخصیتم باشد
من زنم...
و به همان اندازه از هوا سهم میبرم که ریه های تو
میدانی؟
درد اور است که من آزاد نباشم که تو به گناه نیوفتی
قوس های بدنم به چشم هایت بیشتر از تفکرم می آیند
دردم می آید
ژست روشنفکریت تنها برای دختران غریبه است
به خواهر و مادرت که میرسی قیصر میشوی
دردم می آید در تختخواب با تمام عقیده هایم موافقی
و صبح ها از دندهء دیگری از خواب پا میشوی
تمام حرف هایت عوض می شود
دردم می آید نمی فهمی
تفکر فروشی بدتر از تن فروشی است
حیف که ناموس برای تو.... است نه تفکر
حیف که فاحشه مغزی بودن بی اهمیت تر
از فاحشه تنی است
من محتاج درک شدن نیستم
دردم می اید خر فرض شوم
دردم می اید که آنقدر خوب سر وجدانت کلاه میگذاری
و هر بار که آزادیم را محدود میکنی
می گویی من به تو اطمینان دارم
اما اجتماع خراب است
نسل تو هم که اصلا مسوول خرابی هایش نبود
میدانی؟
دلم از مادرهایمان میگیرد
بدبخت هایی بودند که حتی می ترسیدند باور کنند
حقشان پایمال شده
خیانت نمیکردند...
نه برای اینکه از زندگی راضی بودند
نه......
خیانت هم شهامت میخواست
نسل تو از مادرهایمان همه چیز را گرفت
جایش النگو داد...
مادرم از خدا میترسد
از لقمه حرام میترسد
از همه چیز میترسد
تو هم که خوب میدانی
ترساندن بهترین ابزار کنترل است
دردم می آید...
این را هم بخوانی میگویی اغراق است
ببینم که فردا دختر مردم زیر پاهای
گشت ارشاد به جرم موی بازش کتک میخوباز هم همین را میگویی
ببینم انجا هم اندازه درون خانه غیرت داری
دردم میآید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند
و آنهایی که هم نیستند همه فامیل های خودتانند
دردم می آید
از این همه بی کسی... دردم می آید
(زنده یاد سیمین دانشور)
 
این متن رو خیلی دوس دارم واسه همین دوباره تکرارش کردم


 

 

افتخار میکنم که فرزند این دیارم

 

 

روزی مردانی از سرزمین پارس به دورترین نقطه ی علم دست خواهند یافت
 
 
 گوته : روزی دلیری از سرزمین پارس به تصرف جهان می پردازد و کسی
 
 نمیتواند جلویش قد علم کند.
 
 
ناپلون: اگر نیمی از لشکریانم ایرانی بودند تمام دنیا را فتح میکردم.
 
 
 آدلف هیتلر: اگر مهندسان اسلحه ساز من ایرانی بودند صد سال قبل از
 
 
 تولدم نازی دارای بمب اتم میشد .
 
بن لادن: اگر دنبال مردانی میگردید که تا پای خونشان از عهدشان دفاع کنند
 
 در سرزمین پارس به کاوش بپردازید.
 
 اسکندر مقدونی: اگر روزی دیدی که مردی بخاطر کشورش حاضر شده
 
 تمام فرزندانش را قربانی کند بدان که ان مرد اهل امپراطوری پارس است.
 
بزن به افتخار خودم و خودت که ایرونی هستیم


 

 

عیدتون مبارک

برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام: zamaneh-7sin-big.jpg
مشاهده: 1061
حجم: 82.7 کیلو بایت

اینم سفره هفت سین ما!!

کلی واسش زحمت کشیدم.

مامانم نمیذاشت از الان بچینم

ولی من چیدم.

خوشگله؟

خب امسالم تموم می شه ؛

خوب یا بد

 تلخ یا شیرین

 سخت یا آسون !

 ولی از اون گذشته

 سر سفره های هفت سینتون موقع تحویل سال

 در حال خوندن دعا واسه ماهم دعا كنید .

 

                               باز هفت سین سرور

                                 ماهی و تنگ بلور


                                 سکه و سبزه و آب

                                نرگس و جام شراب

                                باز هم شادی عید

                                  آرزوهای سپید

                                   باز لیلای بهار

                                   باز مجنونی بید

                                باز هم رنگین کمان

                                    باز باران بهار


                                 باز گل مست غرور


                                 باز بلبل نغمه خوان


                                  باز رقص دود عود

                                باز اسفند و گلاب

                                باز آن سودای ناب

                              کور باد چشم حسود


                                    باز تکرار دعا

                                  یا مقلب القلوب

                                   یا مدبر النهار


                             حال ما گردان تو خوب


                             راه ما گردان تو راست

                                 باز نوروز سعید

                               باز هم سال جدید


                               باز هم لاله عشق

 

                                باز روز های جدید



                                 خنده و بیم و امید


 

الهی بمیرم واسه دخترا

 

رنج زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند

 

دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر

 

می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر

 

هستی

 

برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی

 

 به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی

 

در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو

 

او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی

 

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی

 

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد

 

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی

 

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر

 

و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود  ، مادر می شود ، پیر می

 

 شود و می میرد

 

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد

 دکتر علی شریعتی

 
 

واقعا بدون شرح، بی ادبیه ببخشید

 

عکس های طنز اینترنتی !  www.taknaz.ir


 

به زن بودن خود افتخار کنید:

 مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.


۲_ با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی…..

۳_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.


4_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.

5_ هیچ وقت مجبور نیستی به تعدادموهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.


6_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو بفهمه.

7_خوب می تونی نقش بازی کنی.


8_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.


9_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.


10_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.


11_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

12_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

13_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

14_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!.


15_بهشتم که زیر پای امثال شماست.


16_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).


17_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

18_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.

19_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.

20_ هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.


21_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.


22_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان ۱۵۳۳_۱۶۰۳)

23_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

24_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)


25_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.


26_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.

27_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت

 

28_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.


29_سال ها پیش دختری ۱۸ ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).

30_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.

31_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.

32_ به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)

33_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).


34_ جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.


35_عذر موجه زیاد داری.


36_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی.

.
37_
توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).

38_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).


39_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:۱_اقایون خسیس از گشنگی می میرن ۲_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)


40_دو هفته هم که حموم نری بوی گربه مرده نمی دی.

41_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.

42_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde ).

43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)

44_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.

45_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کَنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه).


46_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).

47_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.


48_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.


49_چراغ هر خونه ای یک زنه.


50_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی.(توضیحی لازم نیست).

 

 

 

 

 

 


 
 

"میترسم این احساس تو

حسی که عاشق هنوز

آخر به دست روزگار

ساده عوض بشه یه روز"


بی تو من

تنها اتفاق بی دلیل زمینم!

 


از رفتن بمان ؛
دستت را به من بده ،
که در امتداد دستانت ،

بندی است برای آرامش ...

" نزار قربانی"

 

 


دوباره قصد راهی...

پرواز سهم بالم نیست بی تو

این جاده مسافر می خواهد

هم بال می شوی پروازم را؟


دیشب٬یک شب پرستاره نبود

یک شب زیبای بهاری نبود

یک شب آرام و مهتابی نبود

یک شب با هوای مطبوع و دل انگیز پاییزی نبود

فقط یک شب بود

یک شب سرد که او هم بود

او تنها عشق من بود!


وقتی تو نیستی

نگاهم حوصله نمی کند

پایش را از چشمانم بیرون بگذارد

 
 

 من از زندگی تو هوات خسته ام

ازت خسته مو باز وابسته ام

نگو ما کجاییم که شب بین ماست

خودم هم نمی دونم اینجا کجاست

بیا با هوای دلم سر مکن!

بهت راست میگم تو باور نکن

از این فاصله سهم مو کم نکن

بهت خیره میشم نگاهم نکن

تو رنجیدی و دل ندادم بری

خودمرا فراموش کردم تو یادم بری

تو یادم بری زندگیم سردشه

یه روز این پسر بچه ام مرد شه

ولی هر شب از خواب من رد شدی

به هر راهی رفتم تو مقصد شدی

درست لحظه ای که ازت می برم

تحمل ندارم شکست می خورم

نمی شه تو این خونه پنهون بشم

بهم سخت میگیری آسون بشم

اگه پای من جاده رو برنگشت

فراموش کن بین ما چی گذشت

ax_asheghane6_bekhandid_comjpg[1].jpg

 

 


 

عشق همیشه

گره خوردن دو نگاه به هم

لبخندی آشنا

و احساسی مبهم نیست

عشق گاهی

سکوت تو

در برابر تمام

اشتباه های ریز و درشت من ست

 
 

 
 

با نگاهی گرم

با لبخندی آشنا

با چهره ای معصوم

و با تنی از حریر

در لباسی به رنگ آسمان

همیشه با منی

بانوی آبی پوش من

 
 

 
 
سکوت شیشه ایم رو

صدای تو میشکنه

تو آسمون عشقم

شعر تو پر میزنه

با تو دل سیاهم

به رنگ آسمونه

تو بغض من میشکنن

شعرای عاشقونه

 
 

 
 
نازنین فقط توی

همین نفس با من باش

بگو هستی که برم

به این قفس با من باش

گوش بده نبض ترانه تنها با تو میزنه

بی بی ترانه هام

توی و بس

با من باش


 
 

 
 
پاییز میاد از اشک تو

واسه خودش غم میاره

بهار پیش رنگ نگات

قشنگیشو کم میاره

 
 

 
 
عکس تو

همیشه اینجاست

که نده دوریت

عذابم

 

 


خدایا حاضرم برایش جان دهم!
 

امروز بهترین حس دنیا را داشتم حسی که تا کنون هیچ وقت احساسش نکرده بودم...بهترین روز زندگیم شاید همین امروز و لحظات پیش بود!

من این حس و حال خوب مدیون توام!

هزار بار ممنون!

اصن حسی که داشتم وصف شدنی نیست قربانت گردم...تورا امروز حس کردم از پشت گوشی با صدای نفس هایت...به راستی  که دست نیافتنی هستی معشوقه ی من!

به یادم می ماند این روز به یاد ماندنی!

دوستت دارم معشوقه ی زیبای من!

 

سمــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــانه   جون

 


 
 
من می گویم:دلتنگت بودم

تو میگویی:دیدی چه زود آمدم

من می گویم:زود نبود برایم به اندازه ی قرن ها گذشت

تو میگویی:حالا که آمدم دیگر دلتنگ نیستی

من می گویم:در آغوشم بکش

و

تو مات مرا نگاه می کنی بی هیچ حرکتی و حرفی

شاید از اول هم حرف نمی زدی!

عاشقانه به عکست خیره مانده ام تا در آغوشم بکشد!

.

.

.

 

 
 

 
 

دل نوشته هایم

شاید چند کلامی بیش نباشد

اما زیبا

از دل بر می آید

می نویسم و می نویسم

بی فکر به پایان

تا کشف تمام تو

فاصله بسیار است

خوب میدانم

ذره ذره ی وجودت

بکر ست و پاک

خوب میدانم

نگاه معصومت

از دل آسمان نشعت میگیرد

جانکم از تو نوشتن

دلیل و بهانه نمیخواهد

لازمه ی از تو نوشتن

مجنون بودن است لیلای من

 
 

آنقدر بی قرارم

که اگر ببینمت

طوری در آغوش خواهم کشیدت

که استخوان های تنت نیز طعم عشق را بچشند!

 
 

آرامشم
 
 

تنها فکر رسیدن به آغوشت

آرامم میکند!‍


این شبها

فقط و فقط

!به امید رویای بوسیدنت به خواب میروم

 

 
 

سلامتی اون صبحی که

وقتی از خواب بیدار شدم

خودتو بغل کرده باشم

نه یادتو!

 
 

 
 
 
حالا تو هی بیا و بگو مرد ها پرو می شوند...

من می گویم زن اگر زن باشد

باید بشود روی عاشقیش حساب کرد

که باید عاشقی کردن بلد باشد

که جا نزند٬ جا نماند ٬جا نگذارد....که بداند مرد هم آدم است دیگر...

گاهی باید لوسش کرد...گاهی باید نازش را کشید...

و گاهی باید به پایش صبر کرد....

حتی من می گویم زن اگر زن باشد از دوستت دارم گفتن نمی ترسد

من نمی فهمم چرا هیچ کس برنمیدارد بنویسد از مردها

از چشم ها و شانه ها و دست هایشان...

از آغوششان از عطر تنشان از صدایشان...

پرو می شوند؟ خب بشوند

مگر خود شما با هر دوستت دارمی تا آسمان نرفته اید؟

مگر ما به اتکا همین دست ها

همین نگاه ها

همین آغوش ها

سرپا نمانده ایم؟

من راز این دوست داشتن های پنهانی را نمی فهمم

من نمی فهمم زن بودن با سنگین رنگین بودن٬با سکوت٬با انفعال چه ارتباطی دارد؟

من بلد نیستم در سایه دوستت داشته باشم!

من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند

من میخواهم "مردم"دلش غنج برود از اینکه

بداند جایی "زنی"دوستش دارد

من میخواهم زن باشم...

بگذار همه ی دنیا بدانند مردی این حوالی دارد

دوستت دارم های مرا با خود میبرد

میخواهم عاشقی کنم مرد من!

 
 

 
 

می پیچی در من                                  

مثال دردی که بی تاب میکند
هر لحظه وجودم را

فرو می ریزم
در هم میشکنم
و تو را چنان
در بر میگیرم
که جسم روح را
در آخرین لحظه های
احتضار

ولی تو میلغزی
از آغوش م
و من
 با
خواهشی بی بدیل
به نقطه تماس
انگشتانم
با جسم تو مینگرم
که تا لحظه ای بعد
لرزان
دوری تو را
لمس خواهد کرد

حال
من مانند دیواری سخت
و یاد ِ تو پیچکی سبز
بیهوده وجودم را میگیری
و بالا می روی
شاید روزی سراسر
بپوشانیم
و من محو شوم..می پیچی در من
مثال دردی که بی تاب میکند
هر لحظه وجودم را

فرو می ریزم
در هم میشکنم
و تو را چنان
در بر میگیرم
که جسم روح را
در آخرین لحظه های
احتضار

ولی تو میلغزی
از آغوش م
و من
 با
خواهشی بی بدیل
به نقطه تماس
انگشتانم
با جسم تو مینگرم
که تا لحظه ای بعد
لرزان
دوری تو را
لمس خواهد کرد

حال
من مانند دیواری سخت
و یاد ِ تو پیچکی سبز
بیهوده وجودم را میگیری
و بالا می روی
شاید روزی سراسر
بپوشانیم
و من محو شوم

..

 
 

 
 

معشوقه ی من

توکه ش.ه.و.ت هم آغ.و.ش.ی را در من به رقص می آوری

که جان در طلب بدن ع.ری.ان چنان مست و محتاج میشود

که عنان از دست داده...

و چشمانم را محرم چشمان تو میبینم که باکره ترین معنای پاکی است

آرامشی که عشق بازی با تو به این خسته روح میدهد

را هیچ پیمانه ای مرهم نیست....

 
 
 
 
 

خط بزن

سیاه مشق روزگار را

تقدیر ما فنا شدن نیست

کوله بار خوشبختی را

هر چقدر هم سنگین باشد

بر دوش میکشم

به راستی که در ازای لبخندت

جان بی ارزش است

 
 
 

 
 

مسرورم

از اینکه

حداقل با این روزگار بی رحم

در یک مورد تفاهمی عمیق دارم

آن هم

 " سیاه " بودن است

 
 

 
 
 

گاهی باید

درنده و شد احساس را درید

گاهی باید پدری بی رحم

دلی سنگی

حیوانی انسان نما بود

باید درید تا دریده نشد

در این شهر

گاهی

قانون جنگل صدق میکند

 
 
 

 
 
 

تمام جوارحم

بی تاب

چیدن گل بوسه ای

از لبان داغ توست جانَکَم

به راستی که اولین بوسه

رباینده ای بی مثال و

اعجازی بی بدیل است

 

 

 ? LOVE ME

 
 

 
 

من و توِ من

و عاشقانه ای ساده

فارق از تکرار

ما مثل هیچکس

نبوده و نخواهیم بود

من و تو و عشقمان

تا همیشه تک و تکرار نشدنی خواهیم ماند

 

 

 

 

 


اصالت تو سفید است

ستاره ای که از درخت می افتد

کنار همان نارنج  ِ سرخ

از پاییز سرخ تر

 

 

باز میگردم

گره های سبز کال  چون دستان مردی

که انگشتان معشوقه  ش را می فشرد

 

باز که می شود - می افتی

چند شکوفه ی نارنج

سرخ،

          

           سرخ تر از پاییز

 

 

 

ره باز کنید، دلبری آمده است

بر شیعه امام دیگری آمده است

در مطلع هشتم ربیع الثانی

میلاد امام عسگری آمده است
***
ما دیده به راه دلبری مه روئیم

با بادۀ ناب دیده را می شوئیم

در این شب پر شکوه با هر صلوات

تبریک به صاحب الزمان می گوئیم

امام حسن عسکری(ع) فرمودند:

همانا شیعیان ما کسانی هستند که در تمام مسائل زندگی مطیع و فرمان بر دستورات ما هستند وسعی می کنند در هیچ موردی مخالفت ما نکند و هر که اظهار علاقه ومحبت به ما می کنند واین روش را ندارد، دوست ما می باشد نه شیعه ما.

 

 

 

 

مولایمان امیرالمومنین علیه السلام فرمودند:

« الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ  وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَه»


(عالم کسی است که خودش را بشناسد. و در جهالت شخص همین کافیست که خودش را نشناسد.)  

(نهج البلاغه صبحی الصالح،خطبه:103)


برداشت شما از خود شناسی چیست؟؟؟

 

 

 

 

 

 

با  اجازه   از  دوست خوبم 

 

  سمانه  خانم    

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 


 


از بـــوســه تــا عــشـــق


بارون تو شهر عاشقا

نم نم می‌باره بی‌صدا

داره همش در می‌زنه

به قلبامون سر می‌زنه

بوی نمش تو کوچه‌ها

پر شده از عطر خدا

 

 


ادامـه مطلب

 

 


با تو رسیده ام به شبی ابدی آه... تو کوچه کوچه مرا بلدی

من بجز آبی نگاهت،آسمانی نمی شناسم تا تو سرگرم روزگاری،از نفس بی تو می هراسم

رد شو از قاب لحظه هایم، دیده شو! عاشقانه تنهاست رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماست

مرا باور کنی یا نه، تویی پایان ویرانی چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی

با تو رسیده ام به شبی ابدی آه... تو تار و پود مرا بلدی ...آه نمی رود ز یادم تمام خاطراتی که عاشقانه

سر شد

من بجز آبی نگاهت،آسمانی نمی شناسم تا تو سرگرم روزگاری، از نفس بی تو می هراسم

رد شو از قاب لحظه هایم دیده شو عاشقانه تنهاست رهسپارم به سویت اما جاده لبریز سوز سرماست

مرا باور کنی یا نه، تویی پایان ویرانی چه غمگینانه آزادی از آن عهدی که می دانی

 


من و این اتاق ِ خاموش

تو ُ این عشق ِ فراموش

 


ادامـه مطلب

 

 


دوستت دارم

و این حقیقت من است

حقیقتی انکار نا پذیر تر از سپیدی صبح

... در پایان سیاهیِ شب

و هر شب


 


ادامـه مطلب

راحت و بی دردسر کنار تو

با منی و من در اختیار تو

با همین توی تموم لحظه ها

خوابای خوب دیده دنیا واسه ما

واسم آهنگ ملایم می ذاری


 

زیر لب بهم میگی دوسم داری


ادامـه مطلب

 

tra le nuvole e i sassi passano i sogni di tutti (Ligabue)1
از بین ابرها و صخرها رویاهای همه عبور میکنند

passa il sole ogni giorno senza mai tardare. (Tiziano Ferro)2
هر روز خورشید بدون هیچ تاخیری عبور میکنه

Dove sarò domani? (Enrico Ruggeri)3
فردا کجا خواهم بود؟


ادامـه مطلب

 

Io credo sempre nel futuro
من همیشه آینده رو باور دارم

nella giustizia e nel lavoro

به عدالت و کار

nel sentimento che ci unisce


ادامـه مطلب

 

امشب برایت می نویسم

امشب که شبی است ساکت و زیبا

 


ادامـه مطلب

 

 


 

هوا را هر چقدر نفس بکشی

باز هم برای کشیدنش بال بال میزنی

مثل تو ...

که هر چقدر باشی

باز باید باشی

میفهمی چه می گویم ؟؟ !!

بودنت مهم است ... !!!


ادامـه مطلب

 

 


 

ای خالق هر قصه من این منو این تو

بر ساز دلم زخمه بزن این منو این تو

 


ادامـه مطلب
 
 
 


   

 

ضعیفه

پسر:ضعیفه دلمون برات تنگ شده بود. . .اومدیم زیارتت کنیم!

دختر:تو باز گفتی ضعیفه؟؟؟

پسر:خب. . .منزل بگم چطوره؟؟

دختر:واااای. . .از دست تو!!

...پسر:باشه. . .باشه. . .ویکتوریا خوبه؟

دختر:اه. . .اصلا باهات قهرم!!

پسر:باشه بابا. . .تو عزیز منی خوب شد؟. . .آشتی؟

دختر:آشتی. . .راستی گفتی دلت چی شده؟؟

پسر:دلم!؟. . .آها از دیشب تا حالا یکم پیچ میده!!

دختر:واقعا که!

پسر:خب چیه. . .نمیگم . . . مریضم اصلا. . .خوبه؟

دختر:لوووووس!!

پسر:ای بابا. . .ضعیفه. . .اگه اینبار قهر کنی نازکش نداری ها!!

دختر:بازم گفت این کلمه رو. . .!!

پسر:خب تقصیر خودته. . .میدونی اونایی رو که دوست دارم اذیت میکنم. . .هی نقطه ضعف میدی دستم.

دختر:من از دست تو چیکار کنم؟؟

پسر:شکر خدا. . .!دلم پیچ میخورد چون تو تب و تاب ملاقات تو بودم . . .لیلی قرن 21من

دختر:چه دل قشنگی داری تو . . .چقد به سادگی دلت حسودیم میشه. . .

پسر:صفای وجودت خانوم.

دختر:میدونی. . .دلم تنگه. . .برای اون همه پیاده روی هامون. . .برای سرک

کشیدن تو مغازه کتاب فروشی و ورق زدن کتابها. . .برای بوی کاغذ بو. . .برای

شونه به شونه باهات راه رفتنو دیدن نگاه حسرت بار بقیه. . .آخه هیچ زنی مردی

مثل من نداره.

پسر:میدونم. . .میدونم. . .منم دلم تنگه. . .برای دیدن آسمون تو چشمافی تو،برای

بستنیهای شاتوپی که با هم میخوردیم. . .برای خونه ای که توی خیال ساخته

بودیم و من مردش بودم . . .

دختر:یادته همیشه به من میگفتی خاتون؟؟؟

پسر:آره یادمه. . .آخه تو منو یاد دخترهای ابرو کمون قجری مینداختی!!

دختر:ولی من که بور بودم . . .

پسر:باشه . . .فرقی نمیکنه.

دختر:آخ چه روزهایی بود. . .دلم برای دستای مردونت که تو دستام گره میخورد تنگ شده. . .مجنون من.

پسر:. . .

دختر:چت شد؟چرا چیزی نمیگی؟

پسر:. . .

دختر:نگاه کن ببینم. . .!منو نگاه کن.

پسر:. . .

دختر:الهی من بمیرم . . .چرا چشمات نمناک شده. . .الهی من فدات بشم . . .

پسر:خدا ن. . .(هق هق گریه)

دختر:چرا گریه میکنی؟؟؟

پسر:چرا نکنم؟؟. . .ها؟؟

دختر:من دوست ندارم مرد من گریه کنه. . .جلوی این همه آدم. . .بخند دیگه. .

.بخند. . .زودباش بخند. . .

پسر:وقتی دستاتو کم دارم چطوری بخندم. . .کی اشکامو کنار بزنه که گریه نکنم؟؟

دختر:اگه گریه کنی منم گریه میکنما. . .

پسر:باشه . . .باشه . . .تسلیم . . .ولی نمیتونم بخندما. . .

دختر:آفرین.حالا بگو کادو ولنتاین برام چی خریدی؟؟

پسر:تو که میدونی. . .من از این لوس بازیا خوشم نمیاد ولی امسال برات کادوی خوبی آوردم.

دختر:چی؟ . . .زودباش بگو . . .آب از لب و لوچه ام آویزون شد. . .

پسر:. . .

دختر:باز دوباره ساکت شدی. . !؟؟؟

پسر:برات کادوووو. . .(هق هق گریه).یک دسته گل گلایل!!

یک شیشه گلاب!

یک بغض طولانی آوردم!!

تک عروس گورستان!!

پنج شنبه ها دیگه خیابونها بدون تو صفایی نداره!!

اینجا کنار خانه ی ابدییت مینشینم و فاتحه میخونم.

نه. . .اشک و فاتحه

نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه. . .

نه. . .اشک و دلتنگی و فاتحه. . .خاطرات نه چندان دور. . .

امان. . .خاتون من تو خیلی وقته که. . .

آرام بخواب بانوی کوچ کرده من . . .

دیگه نگران قرصهای نخوردم. . .لباسهای اتو نکشیده ام. . .صورت پف کرده ام از بیخوابیم نباش. . .!

نگران خیره شدن مردم به اشکهای من نباش. . .!

بعد از تو دیگه مرد نیستم اگر بخندم. . .!

 
اما . . .تو آرام بخواب. . .

 
 


ناباوری

تا تو رفتی همه گفتند که از دل برود هر آنکه از دیده رود...


 و به نا باوری و غصه ی من خندیدند...


کاش می دانستی که در این عرصه ی دنیای بزرگ ،


چه غم آلوده جدایی هاییست


کاش می دانستی که از دل نرود هر آنکه از دیده رود !

 
 


دنیا
مــگـــر
 چـنـد بــار بــه دنـیـا آمــده ایـــم
کــه ایــن هــمـه

مــی مــیـریـــم !؟


 
 


متن اهنگ مورد علاقه خودم
در کشور عشق هیچ کس رهبر نیست
هیچ شاهی به گدا سرور
نیست
باورم کم کرده اند این بهترین
اما تو باور کن مرا
اما تو باور کن مرا
زورقی در موج دریا باش و ناگه یار و یاور کن مرا
یار و یاور کن مرا
یار و یاور کن مرا
سربلند کن ماه من شو غرق حیرت کن مرا
عاشقم
من پیش مردم درس عبرت کن مرا
سربلند کن ماه من شو غرق حیرت کن مرا
عاشقم
من پیش مردم درس عبرت کن مرا
دو چشم عاشقت
دردیست که بر جان من افتاده است
بنازم این قلندر را هنوز از پا نیافتاده است
هنوز از پا نیافتاده است
اگر عاشق کشی
رسم و مرامه خوب رویان است
بکش مارا بکش مارا که دایم عید قربان است
که دایم عید قربان است
پریشان خاطرآن آواره در صحرای گیسویت
هزاران شب خراب افتاده در کنج سر مویت
من از سمت سپاه عشق
بازان آمدم سویت
که بنویسم خجالت می کشد
ماه از گل رویت
ماه از گل رویت
 
 

 دانلود

 
 


شب بخیر
                           حسرت هایم
 

را امشب پشت در میگذارم بیچاره رفتگر چ بار سنگینی دارد

 

شب بخیر

 
 
 


درس نخوندن دانشجو با مدرک
میگن یه دانشجو چرا درس نمیخونه؟
یه سال365 روزه
52 روزش جمعه است, میمونه 313 روز
حداقل 50 روز تعطیلات تابستانی داریم میمونه 263 روز
میانگین هر روز 8 ساعت میخوابیم این میشه 122 روز و باقی میمونه141 روز
هر روز یک ساعت برا خودمون وقت بزاریم این میشه 15 روز و باقی میمونه126 روز
روزی 2 ساعت خورد و خوراک این میشه 30 روز و باقی میمونه 96 روز
میانگین روزی 4 ساعت گشت و گذار با دوستان دختر و پسر, ساعتهای خال
ی بین کلاسها و رفت و آمد مسیر دانشگاه و خونه این میشه 60 روز و باقی میمونه 36 روز
31 روز تعطیلات رسمی سالانه, میمونه 5 روز
خوب عزیزم ما هم آدمیم سالی 4 روزم مریض میشیم
میمونه یه روز, چه تصادفی اون یه روزم روز تولدم :|
تموم شد و رفت..!!!
امیدوارم همه قانع شده باشن...!
 
 
 
 


الاغ در اوج
يك روز ملا نصر الدين براي تعمير بام خانه خود مجبور شد، مصالح ساختماني را بر پشت الاغ بگذارد و به بالاي پشت بام ببرد.
الاغ هم به سختي از پله ها بالا رفت …
ملا مصالح ساختماني را از دوش الاغ برداشت و سپس الاغ را بطرف پايين هدايت كرد.
ملا نمي دانست كه خر از پله بالا مي رود، ولي به هيچ وجه از پله پايين نمي ايد !!!
هر كاري كرد الاغ از پله پايين نيآمد.
ملا الاغ را رها كرد و به خانه آمد كه استراحت كند.
در همين موقع ديد الاغ دارد روي پشت بام بالا و پايين مي پرد !!!
وقتي كه دوباره به پشت بام رفت ، مي خواست الاغ را ارام كند كه ديد الاغ به هيچ وجه آرام نمي شود. برگشت و بعد از مدتي متوجه شد كه سقف اتاق خراب شده و پاهاي الاغ از سقف چوبي آويزان شده، بالاخره آلاغ از سقف به زمين افتاد و مرد...
بعد ملا نصر الدين گفت : لعنت بر من كه نمي دانستم كه اگر خر به جايگاه رفيعي برسد هم آنجا را خراب مي كند و هم خودش را مي کشد ...!!!


امریکا حمله می کند به ایران
 
آمریکا چهار شنبه به ایران حمله میکنه

.
.
.
.
.

یه روزنامه ی اردنی خبر زده که آمریکا چهار شنبه به ایران حمله میکنه، اینا هم کامنتهای زیر
 
 اون تو یه سایت فارسی!

 



>>>* ما 4شنبه امتحان داریم لطفا بندازین جمعه
>>>* من چهارشمبه چک دارم !
>>>* منم چهارشنبه امتحان دارم . موندم چیکار کنم . برم جنگ نَرَم جنگ...
>>>... * پس چرا ساعت شو نگفته؟! شاید ما خونه نباشیم...
>>>* حالا من چی بپوشم؟!
>>>* ما شماره ماشين مون فرده، فك نكنم بتونيم تــو اين حماسه آفريني حضور بهم برسونيم!
>>>* میشه بهش بگین موقع برگشت منو به عنوان غنیمت ببرن آمریکا
>>>* سه شنبه حمله کنن تا چهارشنبه تمومش کنن که پنج شنبه جعمه بریم دَدَر!!
>>>* شام هم میدن؟
>>>* ایول ، بالاخره یه بهونه جور شد من پنجشنبه نرم عروسی. از جنگ برگشتم خستم ! تازه
اگه اسیر نشم و برگردم
>>>* بگو سر راه نون بگیره...
>>>* ای بابا حالا نمیشه جمعه عصر باشه آخه عصرای جمعه خیلی دلگیره آقا ما از مسئولین خواهشمندیم جمعه حول و حوش ساعت ۳-۴ حمله کنن بعد از
ناهار


 
 


باختم
کافه دیدار...
وقت قرار...
دود سیگار...
میز قمار...
باختم!
"داشتنت" را پای یک میز نفرین شده
به "او" باختم...

 
 
 


یکی بود یکی نبود
يادته زيرگنبد كبود... دو تا عاشق بودن و كلي حسود...؟ تقصير همون حسودا بود كه حالا شده..
 
 
. يكي بود و يكي نبود........
 
 
 
 


جمله ی کوتاه
خیانت قشنگی بود.

تهیه کننده دوستم.

کارگردان عشقم......

 
 
 


کفش هایم را نده....؟
کفش هایم را نده....؟

پا برهنه میروم تا در حریم تنهایی خود ، با نگاه به تاول های پایم عبرت بگیرم .....

من کجا .....! عاشقی کجا......!؟!

 
 
 


مکر زن
زن به شیطان گفت : آیا آن مرد خیاط را می بینی ؟
میتوانی بروی وسوسه اش کنی که همسرش را
طلاق دهد ؟
شیطان گفت : آری و این کار بسیار آسان است
پس شیطان به سوی مرد خیاط رفت و به هر طریقی سعی می کرد او را وسوسه کند اما مرد خیاط همسرش را بسیار دوست داشت و اصلا به طلاق فکر هم نمی کرد
پس شیطان برگشت و به شکست خود در مقابل مرد خیاط اعتراف کرد
سپس زن گفت : اکنون آنچه اتفاق می افتد ببین و تماشا کن
زن به طرف مرد خیاط رفت و به او گفت :
چند متری از این پارچه ی زیبا میخواهم پسرم میخواهد آن را به معشوقه اش هدیه دهد پس خیاط پارچه را به زن داد
سپس آن زن رفت به خانه مرد خیاط و در زد و زن خیاط در را باز کرد وآن زن به او گفت : اگر ممکن است میخواهم وارد خانه تان شوم برای ادای نماز ، و زن خیاط گفت :بفرمایید،خوش آمدید
و آن زن پس از آنکه نمازش تمام شد آن پارچه را پشت در اتاق گذاشت بدون آنکه زن خیاط متوجه شود و سپس از خانه خارج شد
و هنگامی که مرد خیاط به خانه برگشت آن پارچه را دید و فورا داستان آن زن و معشوقه ی پسرش را به یاد آورد و همسرش را همان موقع طلاق داد
سپس شیطان گفت : اکنون من به کید و مکر زنان اعتراف می کنم
و آن زن گفت :کمی صبر کن
نظرت چیست اگر مرد خیاط و همسرش را به همدیگر بازگردانم؟؟؟!!!
شیطان با تعجب گفت : چگونه ؟؟؟
آن زن روز بعدش رفت پیش خیاط و به او گفت
همان پارچه ی زیبایی را که دیروز از شما خریدم یکی دیگر میخواهم برای اینکه دیروز رفتم به
خانه ی یک زنی محترم برای ادای نمازو آن پارچه را آنجا فراموش کردم
و خجالت کشیدم دوباره بروم و پارچه را از او بگیرم
و اینجا مرد خیاط رفت و از همسرش عذرخواهی کرد و او را برگرداند به خانه اش.
و الان شیطان در بیمارستان روانی به سر میبرد
 
 
 


محض خنده
 
«بابا جون؟»
«جونم بابا جون؟»
«این خانمه چرا با مانتو خوابیده؟»
«خب... خب... خب حتما اینجوری راحتتره دخترم.»
«یعنی با لباس راحتی سختشه؟»
«آره دیگه، بعضیها با لباس راحتی سختشونه!»
«پس چرا اسمشو گذاشتن لباس راحتی؟»
«.......هیس بابایی، دارم فیلم میبینم.»
« باباجون، كم آوردی؟!»
«نه عزیزم، من كم بیارم؟ اصلا هر سوالی داری بپرس تا جواب بدم.»
«خب راستشو بگو چرا این خانمه با مانتو خوابیده بود.»
«چون خانم خوبیه و حجابشو رعایت میكنه.»
«آهان، پس یعنی مامان من خانم بدیه؟»
«نه دخترم، مامان تو هم خانم خوبیه.»
پس چرا بدون مانتو میخوابه؟»
«خب مامانت اینجوری راحتتره.»
«اون آقاهه هم چون میخواسته حجابشو رعایت كنه با كت و شلوار خوابیده بود؟»
«نه عزیزم، اون چون خسته بود با لباس خوابش برد.»
«پس چرا خانمش كه خیلی هم خانم خوبیه بهش كمك نكرد لباسشو در بیاره؟!»
«چون میخواست شوهرش روی پاهای خودش بایسته.»
«واسه همینه كه شما نمیتونید روی پاهای خودتون بایستید؟»
«عزیزم مگه تو فردا مدرسه نداری؟»
«داری میپیچونی؟»
«نه قربونت برم عزیزم، اما یه بچه خوب كه وسط فیلم اینقدر سوال نمیپرسه؛ باشه عسل بابا؟»
«اما من هنوز قانع نشدم.»
«توی این یك مورد به مامانت رفتی؛ خب بپرس عزیزم.»
«چرا باباها توی تلویزیون همیشه روی مبل میخوابن؟»
«واسه اینكه تختخوابشون كوچیكه، دو نفری جا نمیشن.»
«خب چرا یه تخت بزرگتر نمیخرن؟»
«لابد پول ندارن دیگه.»
«پس چرا اینا دوتا ماشین دارن، ما ماشین نداریم؟»
«چون ماشین باعث آلودگی هوا میشه، ما نخریدیم عزیزم.»
«آهان،یعنی آدما نمیتونن همزمان دوتا كار خوب رو با هم انجام بدن؛ اون آقاهه و خانومه كه حجابشون رو رعایت میكنن، باعث آلودگی هوا میشن، شما و مامان كه باعث آلودگی هوا نمیشین حجابتون رو رعایت نمیكنین؛ درست گفتم بابایی؟»
«آره دخترم، اصلا همین چیزیه كه تو میگی، حالا میشه من فیلم ببینم؟»

«باشه، ببین بابایی اما تحت تاثیر این فیلمها قرار نگیری بری ماشین بخریها، به جاش برو به مامان یاد بده حجابشو موقع خواب رعایت كنه كه تو اینقدر موقع جواب دادن به سوالاتم خجالت نكشی !»
 
 
 


جواب بدید
 
یه سوال که دوس دارم صادقانه جواب بدین..

اگه دو نفر لب پرتگاه باشنو تو بتونی فقط یکیشونو نجات بدی....

کدومو نجات میدی؟؟

 

 


واقعا زیبا
سه چیز را با احتیاط بردار :                       قدم ، قلم ، قسم

سه چیز را پاک نگه دار :                           جسم ، لباس ، خیال

از سه چیز خود را نگهدار :                        افسوس ، فریاد ، نفرین کردن

سه چیز را بکار بگیر :                              عقل ، همت ، صبر

اما سه چیز را آلوده نکن :                           قلب ، زبان ، چشم

و سه چیز را هیچوقت فراموش نکن :           خدا ، مرگ ، دوست

 
 
 


حجاب

حجاب همان چادری است که پشت در سوخت ، اما از سر فاطمه(س) نیفتاد

 
 


 
 
عشق از دیدگاه 12 ماه سال
عشق از دیدگاه ۱۲ ماه سال جالبه بخونید

 

 

 
 
 


فقط واسه تفریح
 


ypqsuhje6zr0hc703be9.jpg

 
 


رد پای تو
 

... هر رد پایی از کوچه های دلم  پاک خواهد شد ...

 

"  جز رد پای تو  "

 

... دلم می خواهد حک کنم رد پایت را بر تمام کوچه ها ... 

 

 


فـ ا صـ لـ ه

دلگیرم از تمام الفبای بی کسی....

 

به خصوص این پنج حرف :

 

*** فاصله ***



دختر است
دختر است دیگر...
گاهی دلش می خواد

بهانه های الکی بگیرد
به هوای آغوش تو

شانه های تو...
... که بعد، تــو
آرام
خیلی آرام

در گوشش زمزمه کنی:
ببین من عاشقتــــم..
                                                 


من زندگی را دوست دارم اما

من زندگی رو خیلی دوس دارم

ولی فک کنم دوس دختر داره


چون هرچی خودمو کشتم یه لبخندم بهم نزد


تنها ترین واِژه
 


در زمانی که زمان یاد ندارد چه زمان | و مکانیکه مکان یاد ندارد چه مکان

دل من در پی یک واژه ی بی خاتمه بود | اولین واژه که آمد به نظر فاطمه(س)بود


سنگ بودن کوه
هیچ کس ندانست که کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد!


میخاهم عوض شوم
میخاهم عوض شوم!!!
چراباید دلتنگ اغوشش باشم؟؟ میخاهم او دلتنگ اغوشم باشد
میخاهم ان سیب قرمز بالای درخت باشم در دورترین نقطه
دقت کن!!!
رسیدن به من اسان  نیست اگر همتش را نداری
به درخت اسیبی نزن به همان سیب های کرم خورده روی زمین قانع باش ....

 

 


قول و عمل به ان

 

اگه به یه نفر قول دادی باهاش بمونی...دیگ حق نداری چراغ امید دلشو خاموش کنی...رو حرفت باش و عاشقش باش...

مطمئن باش دنیاشو به پات میریزه...

 

 


معادله دو مجهولی
 

عشق یک معادله ی دومجهولی است که هرکس جوابش را پیداکندجایزه اش مرگ است.

 

 

 


وقتایی بی کسی
یـه وقـتـایی مـیـرسـه

کــه نـه یـادش آرومـت میــکــنــه

نــه عـکـسـش

فـقــــــط بـــایــد خـودش بــاشــه

فـقـط خــــــــــــودش...

 
 
 
 
 
 
 

 

 



سلام بر و بج دوست جونيام مرسي بازم از نظرات زيباتون من مثل قبل نميتونم بيام واسه دانشگاه جرتوپرتاي ديگه نكه نيام ميام ولي نه به اون شدت قبل خخخخخ هههههه




من خودم آخری هستم ههه



هرکی هر ماهی هست نظرشو بگه ها نگه کتکه!؟ که همینجوری هستن یا نیییییستن
من چی ب نظرتونت هستم یا نچ

inam az no nahali ta bozorgi ya intori mishe gofta az be donya omadan ta mordan

chi goftam khodamm halim nashod vali jalebe be nazaram hhh




b817_6273393b.jpg



 

اومدم بهتون یه چیز بگم


بگم یا نگم نمیدونم


هنوز شک دارم بگم یا نه

عکس های مدل های جدید سبزه عید 92

باشه حالا انقدر اصرار میکنید میگم جهندم



میگن عید نزدیکه



ولی فکر کنم شایعا است


راسته به نظرتون

اره شوخی شوخی داره جدی میشه

پس یواش میگم کسی شک نکنه



نه وولش بزار شک کننن به دلک بلندتر میگم

عیدتون پیشاپیش مبارک


happy new year


سال خوبو خوشی و پر برکتی داشته باشید هر آرزویی ساله 91 کردید یا در آینده دارید تو سال جدید یا همون 92 خودمون بهش برسید

اینم تبریک به خارجیو ایرانیش ههه موفق باشی لب لب اخ ببخشید بوش بوس با بای

HAPPY NEW YEAR

happy new year

عیدتون مبالک92

 
 




 
 
 
این پست از آباجی ساغره  که ؟اینم آدرس وبش کپی برداشته شده

http://delkhonsagharmkh.persianblog.ir/

***عاشقانه های غمگین وجودم***



هـمه زندگیـم درد اسـت؛ درد..

.
نمی دانـم عظـمت این کلمـه را درک می کنـی یا نــه؟!
وقـتی می گـویـم درد...

.

.
تـو به دردی فکـر نکـن که جسـم انسـان ممـکن است از یک بیمـاری شـدید بکـشد !

.

.
نــــــــه؛ روحـــم درد می کنـد !

 

پ.ن: تمـام لبـاس عـروس هـای دنیـا

را هـم که بیـاورند

.

.
برای مـن چـون لبـاس عزاسـت
وقتی عروسـت دیــگـریسـت...!

===============================



چـقـدر خـوبـه . . .

یـکـی بـاشـه

.

.
یـکـی بـاشـه کـه بـغـلـت کـنـه . . .
سـرتـو بـزاری روی سـیـنـش
آرومـت کـنـه . . .

.

.
حـُرم نـفـس هـاش تـنـتو داغ کـنـه . . .
عـطـر دسـتـاش مـوهـاتـو نـوازش کـنـه . . .

.

.
چـقـدر خـوبـه . . .
چـقـدر خـوبـه کـه آروم دم گـوشـت بـگـه
غـصـه نـخـوری هـا . . .

.

.
من دیووووونـــــتم. . .




گـاهـی دلـم مـیخـواد خـودم رو بغــــل کنـم!
ببــرمش روی تختـــ بخـوابونمش!

.

.
مَـلافــه رو بـکشم روش!
دستــ ببــرم لای مـوهـاش و نـوازشش کنـم!

.

.
حتــی بـراش لالایـــــی بخـُونم!
وسط گـریــه هـاش بگــم غـصــه نـخور خـودم جـان!!

.

.
دُرستــ میـشــه!...دُرستــ میـشــه!
اگـر هـم نـشد بـــه جـهنـم!

.

.
تـموم میـشــه!...بـالاخـره تـموم میـشــه!



 
 
 





مردانگی اش چه جای حاشا دارد

دمت گرم پسر


قبل از ازدواج: و بعدش!!!


قبل از ازدواج:

مرد: ديگه نمي تونم منتظر بمونم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

  تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


زن: مي خواي از پيشت برم؟

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

مرد: فکرشم نکن تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

زن: منو دوست داري؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

مرد: البته تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

زن: تا حالا به من دروغ گفتي؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

مرد: نه، چرا اين سوال رو مي پرسي؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

زن: منو مسافرت مي بري؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

مرد: مرتب تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

زن: منو کتک مي زني؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

مرد: به هيچ وجه تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

زن: مي تونم بهت اعتماد کنم؟ تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی


بعد از ازدواج:

همين متن رو از پايين به بالا بخونيد!



 
 
 
 

z189_kid0g0uj9zi5ugvpecyz.jpg



اینم تفاوت 2 نسل ببین چه جور به هم
 
نگاه میکنن!!!

کدوم مدلشی بهتر آیا؟

شلوارای خودتون از کدوم نوع پوشیدن هست دوست داشتید بگید ایرادی نداره


 




عنوان داشت

چون عاشقولانه بود برش داشتم




ادامه مطلب
 
 
 
 
 

شب سردی ست و هوا منتظر باران است

وقت خواب است و دلم پیش تو سرگردان است

شب بخیر ای نفست شرح پریشانی من

ماه پیشانی  من دلبر بارانی من۰۰۰۰۰
 

گفت : دوستت دارم

هر چه گشتم مثل تو پیدا نشد

گفتم : خوب گشتی ؟

گفت : آره

گفتم : اگه دوستم داشتی نمی گشتی . . .



 
 

سلام دوستان این وب تا اطلاع ثانویه ودانویه تعطیل خخخخخخ مواظب خودتون باشد تا بعد بیام هههه

معلوم نیست شاید بیام شایدم نه مواظبه خودتون باشید

 



 
معلم عصبی دفتر را روی میز کوبیدو داد زد : سارا...دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟
معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : (چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟
فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم )
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد...بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن...اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم...
اونوقت قول می دم مشقامو تمییز بنویسم...
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا...
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد...
 



 
 

پیشنهاد هدیه کریسمس :

برای دشمن خود: بخشش

برای رقیب: تحمل

برای دوستانت:قلبت

برای خودت:احترام

کریسمس مبارک

 



 
 

پسره به دختری که تازه باهاش دوست شده بود میگه :

امروز وقت داری بیای خونمون؟

...دختره : مامانم نمیذاره با چه بهونه ای بیام؟

پسره : بگو میخوام برم استخر...

دختره اومد خونه دوست پسرش

پسره : تو که اومدی استخر مثلا باید موهات خیس باشن،برو تو حموم موهاتو خیس کن!

وقتی دختره میره حموم،پسره به دوستاش زنگ میزنه...

پسره و دوستاش یکی یکی...

این آخری که رفت حموم ، نه 1ساعت نه2 ساعت ، موند تو حموم...

دیدن این دیر

کرد ، رفتن حمومو یهو دیدن دختره و پسره رگ دستشونو باهم زدند و گوشه حموم افتادن و روی دیوار حموم نوشته :

نامردا خواهرم بود...



 
 
 


یه دختر چادری با دوستای بی حجابش بیرون میرن؛ یکی از دوستاش بهش میگه دیونه ای تو این گرما چادر می پوشی؟ ببین ما رو …

گفت:
کی رو تا حالا دیدی رو پیکان ۴۸ چادر بکشه.




                                                 [تصویر:  nmpwf89d3q00wjh94o5u.jpg]



 

 
 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد



 

[تصویر:  i90tfpn1fg3mg5w7avf.jpg]
 



[تصویر:  oxhok4wee0gkz5rkqum9.jpg]

این سامان گلریز دیگه شورشه درآورده با این اسپانسرهاش

کیف کردم وقتی این ترول رو دیدم



[تصویر:  541617_yes3.gif]
[تصویر:  dgg5qxwieiwqvt202wz.jpg] 


 

روزگارتون به زیبای گلستان ابراهیم وپاکی چشمه زمزم. عیدتان پیشاپیش مبارک


(ممنونم ازتو دوست عزیز)

اس ام اس عید قربان - www.RadsMs.com


 
 

 

 

بی اهمیت به این موضوع رد شدم . با خودم گفتم :" شماره رو اشتباه گرفته ، حواسش نبوده که این شماره ی منه ، کس دیگه ای رو میخواسته ، اصلا به من ربطی نداره ، کاری داشته باشه دوباره ازش خبری می شه "

 

با همین فکرا خودمو از موضوع دور کردم . به بقیه هم گفتم شماره ناشناس بوده و احتمالا اشتباه گرفته . اما بازم شانس نیاوردم . 8 دقیقه از تماس از دست رفته گذشته بود که یکی نفر پیام داد . همون شماره بود . پس متأسفانه یا خوشبختانه سوء تفاهم نشده بود . نوشته بودی که:" دیشب خوابمو دیدی و خواستی مطمئن بشی که حالم خوبه . "

 

مردد بودم . نمیدونستم باید چیکار کنم . آدمی مثل تو فقط با یه خواب برمی گشت؟؟ با منطق من جور نبود . هر چی بالا پایین کردم با خودم کنار نیومدم که تو با این بهونه برگشته باشی . همش داشتم به عهد و قول و قرارم با خدا فکر میکردم . قول داده بودم به خاطر خدا ازت بگذرم و اگه تو مال منی ، بعد از تموم کردن من برگردی. از .ن روزا 4 ماهی میگذشت . یعنی باید باور می کردم که تو مال منی ؟؟ باید اون خواب و اگه حقیقت داشت میذاشتم به حساب خواست خدا؟؟





GetBC(49);
 
روز های عاشقی
 
 
 
من و تو ، هیچ کدوم آدمای خشکه مقدس و مذهبی نبودیم ولی بی دین و لا مذهب هم نبودیم . در حد خودمون یه سری اعتقادات داشتیم و به این اندک اعتقاد هم پایبند بودیم . تو روزای بعد خیلی حرفا زده شد ولی همش بی نتیجه بود . من و تو ، فقط من و تو بودیم . نه بیشتر و نه کمتر . من و تو هیچ وقت ما نمیشدیم . همین بحث شد مشکل اصلی بینمون . هیچ راهی برای کنار هم بودن نداشتیم . این موضوع اذیتم میکرد . بهت گفتم . هر دومون دنبال راه حل بودیم . مطمئن بودم راهی برا حل این مشکل وجود داره . من باید پیداش میکردم . همه ی زندگیم به این حلقه ی گمشده ختم میشد . دنبال خیلی راهها رفتم . حتی اینکه خواهر خوندم باشی ، فقط باشی ، با من ، کنار من ،ولی تو دین اسلام هیچ چیزی وجود نداشت . همه ی راها خورد به بن بست . من وتو نه شرایط ازدواج و داشتیم ، نه اهل دوستی بودیم . . . حالا باید چیکار میکردیم ؟؟؟

 
 
 
 
 
 
 
 
 

بسم رب عشق

تصور كنيد بانكي داريدكه در آن هر روز صبح 86400تومان به حساب شما واريز ميشود

و در آخر شب فرصت داريد كه همه پول ها را خرج كنيد چون آخر وقت خود به خود حساب

خالي ميشود در اين صورت شما چه خواهيد كرد؟

بديهي است كه شما سعي ميكنيد تا اخرين ريال آن را خرج كنيد هر كدام ما صاحب چنين بانكي هستيم!

بانك زمان...

اعتبار به پايان مي رسد هيچ برگشتي نيست و هيچ مقدار از اين زمان به فردا اضافه نميشود

ارزش يك سال را دانش اموزي ميداند كه مردود شده باشد.

ارزش يك ساعت را عاشقي ميداند كه انتظار معشوق را ميكشد.

ارزش يك دقيقه را شخصي ميداند كه از قطار جا مانده باشد.

ارزش يك ثانيه را كسي ميداند كه از تصادفي مرگبار جان سالم بدر برده باشد.

هر لحظه زندگي شما گنجي است بزرگ اين گنج را به آساني از دست ندهيم.

باز به خاطر بياوريد زمان به خاطر هيچ كس منتظر نمي ماند.

ديروز به تاريخ پيوست.فردا معماست و امروز هديه است

پس اين هديه را گرامي بدار...


 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

عدالت و لطف خدا


زنى به حضور حضرت داوود (ع) آمد و گفت: اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟

داوود (ع) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.

سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟


زن گفت: من بیوه زن هستم و سه دختر دارم، با دستم ریسندگى مى کنم، دیروز شال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم تا بفروشم و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم ، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تأمین نمایم .

هنوز سخن زن تمام نشده بود که ...
در خانه داوود (ع) را زدند ، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد ، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (ع) آمدند و هر کدام صد دینار (جمعاً هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (ع) از آن ها پرسید : علت این که شما دسته جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟ عرض کردند: ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته اى به سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن مورد آسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ماست به حضورت آورده ایم تا هر که را بخواهى ، به او صدقه بدهى.

حضرت داوود (ع) به زن متوجه شد و به او فرمود : پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى ؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد و فرمود : این پول را در تأمین معاش کودکانت مصرف کن ، خداوند به حال و روزگار تو ، آگاهتر از دیگران است.


 
 
 
 
 
 
 



GetBC(27); 2 نظر
تاريخ : پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1391 | 14:29 | نویسنده : احمد سلطان آبادی

******************

***********************

******************************

مثنوی محمد (ص) :

الا ساقی مستان ولایت

بهار بی زمستان ولایت

از آن جامی که دادی کربلا را

به نوشان این خراب مبتلا را

چنان مستم کن از یکتا پرستی

که از آهم بسوزد کل هستی

هزاران راز را در من نهفتی

ولی در گوش من اینگونه گفتی

ز احمد تا احد یک میم فرق است

جهانی اندراین یک میم غرق است

یقینا میم احمد میم مستی ست

که سر مست از جمالش چشم هستی ست

زاحمد هردو عالم آبرو یافت

دمی خندید و هستی رنگ و بو یافت

اگر احمد نبود آدم کجا بود

خدا را آیه ای محکم کجا بود

چه می پرسند کاین احمد کدام است

که ذکرش لذت شرب مدام است

همان احمد که آوازش بهار است

دلیل خلقت لیل و نهارست

همان احمد که فرزند خلیل است

قیام بت شکنها را دلیل است

همان احمد که ستار العیوب است

دلیل راه و علام الغیوب است

همان احمد که جامش جام وحی است

به دستش ذوالفقار امر و نهی است

همان احمد که ختم الانبیا شد

جناب کنت و کنزا" مخفیا شد

همان اول که اینجا آخر آمد

همان باطن که بر ما ظاهر آمد

همان احمد که سرمستان سرمد

بخوانندش ابوالقاسم محـمد (ص)

محمد میم و حا ء و میم و دال است

تدارک بخش عدل و اعتدال است

محمد رحمه للعالمین است

کرامت بخش صد روح الامین است

محمد پاک و شفاف و زلال است

که مرآت جمال ذوالجلال است

محمد تا نبوت را برانگیخت

ولایت را به کام شیعیان ریخت

ولایت باده ی غیب و شهود است

کلید مخزن سر وجود است

محمد با علی روز اخوت

ولایت را گره زد بر نبوت

محمد را علی آینه دار است

نخستین جلوه اش در ذوالفقار است

*************

 


 

GetBC(26);
 
 
 
 
تـــــــــــــــو

هــمــاטּ شــقــایــق مــعــروف ســهــرابــ
ـے!!!

تــا تــــو هــســتــ
ـے

زنـــבگـــــــــے بــایــב کــر
ב




 
به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر سفر نکنی

اگر کتابی نخوانی

اگر به آواهای زندگی گوش نکنی

اگر از خودت قدردانی نکنی

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر خودباوری را در خودت بکشی

اگر نگذاری دیگران به تو کمک کنند

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر بنده ی عادت های خود شوی

اگر همیشه از یک راه تکراری گذر کنی

اگر روزمره گی را کنار نگذاری

اگر رنگ های متفاوت نپوشی

یا اگر با افراد سرشناس صحبت نکنی

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر از شور وحرارت

از احساسات سرکش

و از آن چه چشمانت را به درخشش وامیدارد

و ضربان قلبت را تندتر می کند ، دوری کنی

به آرامی آغاز به مردن می کنی

اگر برای مطمئن ، در نامطمئن خطر نکنی

اگر ورای رویاها نروی

اگر به خودت اجازه ندهی که حداقل یک بار در تمام زنده گی ات

ورای مصلحت اندیشی بروی

به آرامی آغاز به مردن می کنی

پس امروز زندگی را آغاز کن

امروز مخاطره کن

امروز کاری کن

نگذار به آرامی بمیری

شادی را فراموش نکن

 

 

آن روز که مرا نقد کردی

انگار که قلم من را از نو تراشیدی

و جوهر وجودم را از نو جریان دادی 

ومن آگاه شدم از قدرت و عظمت

قلم های دوستانم که من را گم کرده بودند

و تو با چشمانت تبر حلم را بر بدن سخت

اندیشه من را کوبیدی و از خاری بی بار

شکوفه ی جریان پیدا کرد تا آسمان

آن روز که مرا نقد کردی..........

منبع:دفتر شعر احمد سلطان ابادی



 

 

پنجره

انگاه که از بالکون خانه. تو را نظاره میکردم

آهی وجودم را فرا گرفت

آه...........

دلیلش را بگو

اری توی دلیل اه های ممتد من دردمند

نقش های حرم نفسهایم شیشه پنجره را کدر میکند

بیا

با دستانت صیقلی کن قلبت را شیشه را.........!

 

 


 
 
عشق
 

از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

 

از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

 

از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت:سقوط سلسله ی قلب جوان.

 

از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است

 

از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

 

از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن میسوزد

 

از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که هرگز تنها نیست.

 

از استاد فیزیک پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آدم رباتی هست که قلب را به سوی خود می کشد.

 

از استاد انشا پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها موضوعی است که می توان توصیفش کرد.

 

از استاد قرآن پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها آیه ای است که در هیچ سوره ای وجود ندارد .

 

از استاد ورزش پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها توپی هست که هرگز اوت نمی شود.

 

از استاد زبان فارسی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها کلمه ای هست که ماضی و

مضارع ندارد

 

از استاد زیست پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها میکروبی هست که از راه چشم وارد میشود.

 

از استاد شیمی پرسیدند عشق چیست؟ گفت :عشق تنها اسیدی هست که درون قلب اثر میگذارد

 

از خود عشق پرسیدم عشق چیست؟ گفت فقط یک نگاه

 

 

 
امتحان

بوی شوم امتحان آید همی     یارصفر مهربان آید همی

 

 

ما ز تعلیم و تعلم خسته ایم    دل به امید تقلب بسته ایم

 

 

مابرای کسب مدرک آمدیم    نی برای درک مطلب آمدیم



 

 

 

 
 
 

 

 

هرگز تو را فرموش نخواهم کرد حتی اگر مرا از یاد ببری

و هرگز از تو رنجور نخواهم شد

چرا که تو را دوست دارم

دیوا نه وار عاشقت شدم

چرا که مهربانی را در وجودت دیدم

با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی

و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم

نه تو از عشق من دست میکشی

و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود
سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است

 و اگر با مژگانت اشاره ای کنی فرسنگها راه خواهم پیمود

 چرا که شب عشق بسیار طولانی است
و قلبم در آرزوی تو می سوزد
آنگاه که از برابر دیدگانم دور شوی
خورشید وجودت پنهان می گردد
و ابرهای غم و اندوه مرا در بر می گیرند
و به دنیای غریبی می برند
همیشه در قلبم حضور داری
و عشقت زندگی ام را گل باران کرده است
تمامی این دنیا را با قلبی پر از رمز و راز به دنبالت طی کرده ام

 

 

 

 

 

Join Gevo Group

نشستم

تا آنجا که نيامدي

خود را مهمان يک فنجان قهوه کردم

صبر ديرش شد

رفت

اما هنوزم منتظرت بودم

قهوه هم چه ميزبان کم طاقتي ست

او هم رفت

ساعت هم ديرش شد

تند و تند دور خودش مي‌چرخيد

اما هنوزم منتظرت بودم

نگراني اومد

دلم سراغ بي قراري رو گرفت

فنجان قهوه باز هم آمد

و دلم خواست که باز هم بنشينم منتظر

اين بار

گفتگو با فنجان قهوه بيشتر طول کشيد

اما باز هم نيامدي

او رفت

و من هنوزم منتظرت هستم

شايد فنجاني قهوه

دوباره تنهايي‌ام را پر کند

اما جاي لبخند تو را

چه چيزي مي‌تواند پر کند؟

منتظرم، دير نکني

براي هديه همان لبخند کافي ست

شگفتا، وقتي که بود، نمي‌ديدم

آغاز کسي باش که پايان تو باشد!

منتظر باش اما معطل نشو

تحمل کن اما توقف نکن

قاطع باش اما لجباز نباش

صريح باش اما گستاخ نباش

بگو آره اما نگو حتما

بگو نه ولي نگو ابدا

اين يعني همه چي باش و هيچي نباش.

توي آسمون دنيا هر کسي ستاره داره

چرا وقتي نوبت ماست آسمون جايي نداره

شگفتا، وقتي که بود، نمي‌ديدم

وقتي مي‌خواند، نمي‌شنيدم

وقتي ديدم، که نبود

وقتي شنيدم، که نخواند

نه! نرو! صبر کن

قرارمان اين نبود

بايد سکه بيندازيم

اگر شير آمد، ترديد نکن که دوستت دارم

اگر خط آمد: مطمئن باش دوستدارت هستم

صبر کن سکه بيندازيم

اگر دوستت نداشتم، آن وقت برو

 
 

عاشقانه‌ترین عاشقانه‌ها تقديم به سمانه جونم

 

گفتمش دل می‌خری؟

پرسید چند؟

گفتمش دل مال تو تنها بخند

خنده‌ای کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل زدستش روی خاک افتاده بود

جای پایش روی دل جا مانده بود

تو اگر باز کنی پنجره‌ای سمت دلت

می‌توان گفت که من چلچله لال توام

مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف

سخت محتاج به گرمای پر و بال توام .

درون سینه آهی سرد دارم

رخی پژمرده، رنگی زرد دارم

ندانم عاشقم؟ مستم؟ چه هستم؟

همی دانم دلی پر درد دارم

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست

همه دریا از آن ما کن ای دوست

دلم دریا شد و دادم به دستت

مکش دریا به خون پروا کن ای دوست

 
 

نه هوای تازه و نه لباس نو میخوام

هفت سین من تویی من فقط تو رو میخوام

شب عیدی آسمون وقتی که می باره

بیشتر از شبای پیش عطر قرآن داره

ببین امشب قلبم ،مثه آینه روشنه

آینه ی زلال من،دیدنت عید منه

سال نو یعنی تو ...



سمانه جونم

 

سمانه جونم تکرار همه چیز توی زندگی خسته کننده است، اما تو مثل نفسی و تکرارت تضمین زندگی من است

تو رو هيچوقت نمي‌تونم از زندگيم پاک کنم چون تو پاک هستي مي‌تونم تو را خط خطي کنم که اون وقت در زندان خط‌هايم براي هميشه موندگار مي‌شي و وقتي که نيستي بي‌رنگي روزهايم را با مداد رنگي‌هاي يادت رنگ مي‌زنم.

 
 

تقدیم به سمانه جونم

 

تو را هيچگاه نمي‌توانم از زندگي‌ام پاک کنم چون تو پاک هستي مي‌توانم تو را خط خطي کنم که آن وقت در زندان خط‌هايم براي هميشه ماندگار مي‌شوي و وقتي که نيستي بي‌رنگي روزهايم را با مداد رنگي‌هاي يادت رنگ مي‌زنم.

 
 

شام غریبان عاشقانه

 

Join Gevo Group

لحظه نبودن نيستن‌ها، اگر منت مي‌نهي بر كلام من، باحترام سلامت مي‌گويم

و هزار گلپونه بوسه به چشمانت هديه مي‌دهم. قابل ناز چشمانت را ندارد.

دست نوشته‌ات را مي‌بوسيدم و گريه مي‌كردم. عزیزم، به بزرگي مهرباني‌ات ببخش

كه اشك‌هايم دست خطت را بوسيدند. باز هم ستاره به ستاره جستجويت كردم.

ولي نيافتمت.

از كهكشان دلسپردگي من خسته شدي كه تاب ماندن نياوردي و بي‌خبر رفتي؟

مهتاب كهكشان نيافتني من، آن قدر بي‌تاب ديدنت شده‌ام كه دلتنگي‌ام را به قاصدك سپردم

و به هزار شعر و ترانه رقصان به سوي تو فرستادم.

روزها و شب‌ها به دنبالت آمدند و تو را نديدند. قاصدك هم برنگشت.

شايد او هم شيفته نگاه مهربانت شد. باشد،

اشكالي ندارد. تو عزيزي، اگه يه قاصدك هم از من قبول كني، خودش دنيايي است.

كاش ياس‌هايي كه برايت پرپر شدند و به سويت آمدند، دوست داشتنم را برايت آواز كنند. كاش باران بعد از ظهرهايت، تو را به ياد اشك‌هاي من بيندازد.

عزیزم، هر پرنده سفر كرده‌اي از تو مي‌خواند و هر غنچه‌اي كه مي‌شكفد،

نام تو را بر زبان مي‌آورد. نيم نگاهي به روزهاي تنهايي‌ام كن و لحظه‌هاي زرد و بي‌صداي مرا تو آبي و ترانه باران كن.

بگذار باز هم قاصدك ترانه‌هاي من در هواي دلتنگي تو پرواز كند.

همين حوالي بي‌قراري‌ها باز هم گل‌هاي بي‌تابي شكفته.

امشب، شام غريبان عاشقانه من و تو است. به يادت مثل شمع مي‌سوزم و ذره ذره وجودم آب مي‌شود.

تو هم به ياد بي‌تابي‌هايم شمعي روشن كن و بگذار مثل من بسوزد.

مهرباني باران، يادم كن در هر شبي كه بي‌ستاره شد.

 

 


اینم تقدیم به عشقم

 
 

 
چیز خاصی نبوده همونشب انقده دردش زیاد شد و بردمش دکتر آخه همونروز پریود هم شده بود

خانومم ترشی خیلی دوست داره شب قبلش ترشی و لواشک خورده بود و دکتر گفت بخاطر همونه منم کلی میوه شیرین و خوراکی شیرین گرفتم تا دیگه خانومم اینطوری نشه

خیلی نگران شده بودم تا جایی که خانومم وقتی رفته بود سرم بزنه توی قسمت تزریقات خانوما ،من هی به پرستار گیر میدادم برو ببین چی شد و انقده گفتم که نزدیک بود دعوامون بشه

به سمانه جونم گفته بوده این شوهر کیه داره درمونگاه رو خراب میکنه

اومدیم خونه و خونه رو گرم گرم کردم و شام درست کردم و خوردیم و لالا کردیم

 
 

آزادی


منو سمانه جون روز عید قربان رفتیم خونه مادرش و برگشتیم و بعد از اومدنمون سمانه جون خیلی بهتر شده و از بودن باهاش دارم لذت میبرم

خدایا این روزا رو از من نگیر

 
 

دلتنگی

 
 

کشتم

 

مگسي را کشتم
نه به اين جرم که حيوان پليديست، بد، است
و نه چون نسبت سودش به ضرر يک به صد است
طفل معصوم به دور سر من مي چرخيد
به خيالش قندم
يا که چون اغذيه ي مشهورش، تا به آن حد، گَندَم
اي دو صد نور به قبرش بارد
مگس خوبي بود
من به اين جرم که از ياد تو بيرونم کرد
مگسي را کشتم


مرحوم حسين پناهي
 
 
 

اینم بمونه

 

 

هوای بوی نم گرفته

دوباره دلم گرفته

صدای گریه بارون

تو خیابون دم گرفته

با خیالت قلبمو ازم گرفتی اینم بمونه

با غرورت منو دست کم گرفتی اینم بمونه

گفتی که قلبتو پس میدم دیوونه اینم بمونه

گفتم این قلب توئه پیشت بمونه اینم بمونه

من میگفتم شب عشق به این سیاهی

نداره ترسی برام وقتی تو ماهی

تو میگفتی آره من ماهم ولی تو اومدی آسمونت رو اشتباهی اینم بمونه

 

 


سمانه جان از همونی که میترسیدم  داره اتفاق میوفته

دقیقا تو همون دختری هستی که از بوس کردن و بوسیده شدن و...بدت میاد

نمیدونم تکلیف من چیه از خدا میخوام بهم صبر بده تا نباشه یه وقت خدا نکرده من بهت حرف بد بزنم و یا عیبت کنم

نمیدونم حکمتش چیه که من باید انقده اذیت بشم کجای زندگی من مورد داشته که دارم تقاص پس میدم

از خدا میخوام تا منو روشنم کنه و یا یه راه حلی سر راهم قرار بده تا از این مشکل رهایی پیدا کنم

سمانه تو همه زندگی منی و از همه نظر خوبی جز...

 

 

 

33

 

سمانه خوابم نمیاد امشب عجب شبیه

 شنیده بودم که عاشقا شب جمعه رو تا صبح بیدار میمونن ولی باورم نمیشد


 
امروز اصلا روز خوبی نبود ببخشید منظورم دیروزه آخه روزای یه عاشق طولانی میشه من فکر کردم هنوز توی دیروزم

انتظار داشتم تو  منو از غار بکشی بیرون سمانه جان ،عزیز دلم من بارها بهت اینو گفتم که لحظاتی که توی غار هستم بیشتر از مواقع دیگه به گوشیم خیره میشم و پیغامگیر خونه رو چک میکنم  هر باری که نگاه به گوشیم کردم  جز ساعت گوشیم هیچ چیز نبود

خانومی من امروز رفتم و کارتهارو گرفتم و به کمک آبجی اکرم همه چوبارو درست کردیم و پاپیون هارو نگین زدیم و فردا هم باید کارتهارو به چوب ها بچسبونیم

و فردا شب باید بنویسیم و پنجشنبه هم ببرم و تقدیم کنم

با آرزوی سلامتی به تو خانوم گلم

 
 

مراقب باش

 

 

ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من

میسپردم که مراقب باش جنس این جام بلور است

پر از عشق و غرور است

مبادا بازیچه شود

میشکند...

دکتر شریعتی

 
 

 

سردم بود ـدیگه از سرما داشت جونم به لب میومد کاری به قصاص و این دنیا و امروز تو نداشتم

سردم بود...نه که هوای خلقت سرد باشه سردم بود چون دیگران گرم بودند ـگرمای دیگران و حرارت با هم بودنشون به سردی هوای من میافزود

طوفان عجیبی توی دلم بر پابود گویا خداوند هیچ طوفان دیگری تا کنون خلق نکرده،یاد طوفان نوح افتادم که در اوج خوشی هوا یه لحظه آب و آتش به هم آمیخت و طوفانی بر پا کرد که جز خداوند هیچ کس قادر به درک عظمت این طوفان نبوده

وقت آن رسیده بود تا به این سرما و سوز خاتمه بدم،اما چگونه؟...

شاید با اندکی تامل هوا آرامتر و شانس من برای روشن و شعله افروختن تک کبریتم بیشتر بشه ولی فقط در حد شاید...

محمد درسته باده ،درسته سرده ولی تک کبریت باقیمانده تو قراره خیلی چیزا روشن کنه

میکشم آخرین دانه کبریت را در باد...هر چه بادا  باد

کشیدم ولی گویا لحظه های بسیاری زمان برای مشتعل شدن کبریت در انتظار من هستند،اینهمه انتظار از کشیدن تا روشن شدن.

ولی گذر زمان هم با من گویا یار نیست با اینکه واقفم لحظه انتظار بسیار مند سپزی میشه ولی علم من به اینجا نرسیده بود که لحظه انتظار نقطه ایست زمان برای عاشق هاست

 

 
 

شراب جان

من همه ی دوستت دارم هایم را پس می گیرم

 شرابی که از جانم گرفتم و بر جامت ریختم

 

نگاه مهربانم را که آرامت می کرد

 

من همه ی غلط های زندگیم را غلط گیر می گیرم

تا بدانی می توانستم عاشقت نباشم اما بود

 
 

گذشت

 

 

این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت

چون آب بجویبارو چون باد به دشت

 
 

چشماتو واکن

 

چشماي تو بسته شدن
باز پرِ‌كابوسه دلم
چشاتو وا كن عزيزم
وگرنه ميپوسه دلم ...

مي خوام چشاتو وا كني
بازم منو نگاه كني
مي خوام توي چشات برام
جهنمي بپا كني...


چشماتو وا كن تا برات
از عقده هام چيزي بگم
مي خوام برات قصه ازين
ابراي پاييزي بگم

اينهمه از تو گفت دلم
ساكت و سردي واسه چي؟

غصه ي با تو گفتنُ
بدونِ‌ تو بگم به كي؟ ....

غصه ي با تو گفتنُ
بدونِ‌ تو بگم به كي؟

 

 

 

 

 

 


عاشقانه

عشق يعني سالهاي عمر سخت

عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ

عشق يعني خواستن? لَه لَه زدنعشق یعنی سوختن پرپر زدن

عشق يعني جام لبريز از شراب

عشق يعني تشنگي يعني سراب

عشق يعني لايق مريم شدن

عشق يعني با خدا همدم شدن

عشق يعني لحظه هاي بي قرار

عشق يعني صبر يعني انتظار

عشق يعني از سپيده تا سحر

عشق يعني پا نهادن در خطر

عشق يعني لحظه ي ديدار يار

عشق يعني دست در دست نگار

عشق يعني آرزو يعني اميد

عشق يعني روشني يعني سپيد

عشق يعني غوطه خوردن بين موج

عشقِ يعني رد شدن از مرز اوج
 

 
 

 
 
شاید دروغ نباشد

که ... زیباترین لبخند زندگی بر لبان توســــــــــت...


 
 
 
 
 



تو مرا می فهمی...

من تو را می خواهم و همین ساده ترین قصه ی یک انسان است...

تو مرا می خوانی...

من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم

و تو هم می دانی تا ابد در دل من خواهی ماند...






بیا عشقمون رو محکم به هم گره بزنیم

و آرزو کنیم این گره هیچ وقت باز نشه ،

حتی با دندون روزگار...



مهربانی و صداقت تو درست به ظرافت گلبرگ های یک گل نوشکفته است

که برای یه پروانه خسته

بهترین جای رسیدن به آرامش است...

من دو بهانه برای زندگی دارم؛

احساس و عشق.

عشق را برای بیان احساس

و احساس را برای تقدیم عشق به تو ...





 
 
 
 
 
 
 
 
 

بخاطرت یه قطره اشک میندازم تو دریا!!! تا وقتی نتونی پیداش کنی ... دوستت دارم ...

 


در دنیا زیبا تر از عشــــــــق خود اوســــــــــــــت...



 

Love Cards Glitters

 

 

سلام ای معنی عشق و حقیقت

 

منم آن عاشق پاک و شفیقت

 

به عشق پاکمان سوگند ای یار

 

که در سیلاب غم گشتم گرفتار

 

در این شبهای هجران بی شکیبم

 

این هجران چگونه شد نصیبم

 

مرا رحمی کن ای زیباترینم

 

مبادا چاره ی مردن گزینم 

 

تو از جنس احساس یک بوته نرین
تو با چکه های شفق آشنایی
تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی
یر پژوک سرخ صدایی
تو رنگین کمانی ز چشمان موجی
تو رمز رسیدن به اوج خدایی
تو در شهر رویاییم کلبه دل
تو یک قصه از .اژه ابتدایی
تو از آه یک ابر مرطوب و تنها
تو بارانی از سرزمین وفایی
ترا مثل چشمان خود می شناسم
اگر چه ز مژگان چشمم جدایی
 تو یک جرعه از ژاله چشم یک گل
تو تعبیری از وسعت انتهایی
تو گیسوی زرین یک بید مجنون
تو با راز قلب صدف آشنایی
تو امضایی از بال سرخ پرستو
تو یک ترجمه از کتاب صفایی
تو با قایقی از بلور گل یخ
رسیدی به شهری پر از روشنایی
تو با درد سرخ شکستن همآوا
تو صندوقچه امنی از رازهایی
تو از مهربانی کتابی نوشتی
که آغاز آن بودن شعر رهایی
تو در شهر ایینه ها می نشینی
تو بر زخم سرخ شقایق دوایی
تو تکثیر یک ایه از قامت سبزه هایی
تو موسیقی کوچ یک قوی تنها
تو شعری به رنگ سحر می سرایی
تو تکراری از آرزوهای موجی
تو شهدی به شیرینی یک دعایی
تو در جهان یک شمع سوزان نهانی
تو چون پنجره شاهدی بی صدایی
تو آموزگار دبستان عشقی
تو دفترچه خاطرات صبایی
تو در سوز سرخ مناجات بلبل
تو در کوچه آبی قصه هایی
تو در سرزمین افق ناپدیدی
تو بر زخم آلاله دل شفایی
ترا در این دل غزل هم نددیم
بگو در کدامین دل و در کجایی

 

به او بگوييد دوستش دارم

با صدايي آهسته ،

آهسته تر از صداي بال پروانه ها


به او بگوييد دوستش دارم

با صدايي بلند ،


بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق


به او بگوييد دوستش دارم

با هيچ صدايي،


چون فرياد دوستت دارم

نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد


فرياد دوستت دارم را


ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند


پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.

دوستت دارم

همسر عزیزم خیلی دوست دارم تا همیشه

 

 

 

 

 

خدایاخواستم بگویم تنهایم امانگاهت مراشرمگین کرد

چه کسی بهتر ازتو؟


یا رب

 

 

✖✖ ๏̯̃๏ ✖ شهـر منــ ✖๏̯̃๏ ✖✖

شهـر من اينجا نيست !

اينجا…آدم که نه!

آدمک هايش , همه ناجور رنگ بي رنگي اند!

و جالب تر ... اينجا هـر کسي هفتاد رنگ بازي ميکنـد

تا ميزبان سياهي ديگري باشـد! 

شهـر من اينجا نيست!

اينجا…همه قار قار چهلمين کلاغ را دوست مي دارند!

و آبرو چون پنيـري دزديده خواهـد شـد!

شهـر من اينجا نيست!

اينجا…سبدهاشان پر است از

تخم هاي تهمتي که غالبا “دو زرده” اند!

 

مـن به دنبال ديارم هستم,

شهـر من اينجا نيست…شهـر من گم شـده است!

 
 
رابطـــــه

 


 

هميشه

واسه گلي خاک گلدون باش

که اگه به آسمون هم رسيـد يادش باشه ريشش کجاست !

تو‌ي رابطه هاتون

گاهي

سنگ بندازين تا عمقش براتون مشخص بشه

 

 
بی رنگیــــــــــ

بین همه ی رنـــگــهـــا

فقط  به بی رنگی ها می اندیشم

می دانم که همه رنگها

تا ابد در رنگ خود ایستا نیستند

این بی رنگی ایست که بی رنگ بوده و خواهد ماند

 
نقابـــــــ

چگونه است؟!


صبح كه بيدار شدي


كدامين نقاب را بر مي داري؟


فصل نقابهاست...


انگار كسي ما را بي نقاب نمي بيند


اگر روي واقعي داشته باشيم


كسي ما را نمي پسندد


به دنبال لحظه ايم كه تمام نقابها از چهره ها برداشته شود


ايا آن روز هيچ "خودي" باقي خواهد ماند؟

 
 
✖✖ ๏̯̃๏ ✖ دلـــــــــــ✖๏̯̃๏ ✖✖

دل آدما،

 شیشه نیست که روی آن

 ” ها ” کنیم

 بعد با انگشت قلب بکشیم و

 وایسیم آب شدنش رو تماشا کنیم

و کیف کنیم !!!

 

 رو شیشه نازک دل آدما اگه قلبی کشیدی

 باید مردونه پاش وایستی

 
 
 
شروعی دوباره

گذشـته ي من گذشت ..!

حتي مي توان گفت که درگذشت

و من برايش ماهها و روزها سوگواري و سکوت کردم

خاطراتم را زير و رو کردم و اي کاشهـاي فـراوان گفتم ..!

ولي ديگر بس است!

                              من به شروعي ديگر مي انديشـم

و شروع زندگي ديگر

و حـس ناب تازه شـدن 


گریـــــــــــه

گريــــــــه شايد زبان ضعــــــف باشد

شايد کودکــــانه ... شايد بي غــــــرور

اما هر وقت گونه هــــايم خيس مي شـــــود

مي فهمـــــــم

نــــــه ضعيفم ...

نــــــه کودکم ...

بلکه پر از احساســــــم


 
پســــــرخاله
شبیه منه دیگه ... مگه چیه؟؟؟؟؟؟



تنهایی

هر چقدر هم که بگويي :

تنهـايي خوب است؛

هم من و هم تو ميدانيم که:

تنهـايي خوب نيست ...

ولي چه ميتوان کرد

وقتي خوبي نمانده تا به تنهـايي، واژه تنهـايي را از تخته سياه زندگي پاک کند ...


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد


زندگیـــــــــ

دنيا آنقدر جذابيت هاي رنگارنگ دارد

 که تا آخر عمر هم بدوي ..

.چيزهاي جديدي هست

 که هنوز ميتواني حسرتشان را بخوري ...

پس يک جاهايي در زندگي ترمز دستيت را بکش ، بايست و زندگي کن


براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 
دیــــــــــر شدن

چه در کار ، چه در عشق ،

هرگز نگ ييد ” هنوز وقت است ”

يا

 ” شايد دفعه ي بعد ” !

 زيرا مفهومي وجود دارد به نام ” دير شدن ” !

 
 
✖✖ ๏̯̃๏ ✖عشــــق ✖๏̯̃๏ ✖✖


مانند نواختن پیـــــ
ــــانو است

ابتدا باید نواختن را بر اساس قواعد یاد بگیری

سپس قواعد را فراموش کنی

و با قلــــــــ
❤ــــبت بنوازی


✖✖ ๏̯̃๏ ✖ پـــــــــدر✖๏̯̃๏ ✖✖
 
خدایا بالاتر از بهشت نیز جایی هست؟

برای این دستان پینه بسته

برای این کوه وتکیه گاه

آری پدرم را میگویم

کجا را وعده خواهی داد....؟؟؟



 

 


 

لطفا تا باز شدن کامل تصویر شکیبا باشید

.
.