کجا بودی وقتی برات شکستم یخ زده بود شاخه ی گل تو دستم کجا بودی وقتی غریبی و درد داشت منه تنها رو دیوونه میکرد

 کجا بودی وقتی که از پنجره میپرسیدم این چندمین عابره کجا بودی وقتی تو رو می خواستم که دستات آروم بشینه تو دستم

 کجا بودی وقتی که گریه کردم ازتو به آسمون گلایه کردم کجا بودی وقتی کنار عکسات شبا نشستم به هوای چشمات

کجا بودی تو لحظه ی نیازم وقتی میخواستم دنیامو بسازم کجا بودی ببینی من میسوزم عین چشات سیاهه رنگ روزم

کجا بودی تشنه ی چشمات بودم نبودی من عاشق دنیات بودم کجا بودی وقتی دیوونه ت بودم وقتی که بیقرار شونه ت بودم

کجا بودی وقتی چشام به در بود ترانه هام شکایت سفر بود نبودی پیش منه بی ستاره ترک میخورد دلم با یک اشاره

کجا بودی وقتی که می نوشتم ترانه هام همه ماله فرشتم کجا بودی وقتی که پر پر شدم سوختم و از غمت خاکستر شدم

کجا بودی ببینی فصل بهار همه میگفتن تو گذاشتیم کنار سرزنشای مردم رو شنیدم هر چی که باورت نمی شه دیدم

کنایه هاشونو به جون خریدم نبود ستاره م شبا گریه چیدم

کجا بودی وقتی بهم خندیدن رد شدن و همدیگه رو بوسیدن کجا بودی ببینی خستگیمو آب شدن شمعای زندگیمو

همه سراغ تو رو می گرفتنزیر لبی یه چیزایی میگفتن می خندیدن اما تنم می لرزید کجا بودی وقتی چشام میترسید

کجا بودی وقتی سحر نداشتم سیاهی بود از تو خبر نداشتم کجا بودی وقتی که اشکام می ریخت خون جای گریه از تو چشمام می ریخت

کجا بودی وقتی باید می موندی غصه مو از لحن صدام می خوندی کجا بودی نگام به در سفید شد هر کی به جز من از تو نا امید شد

کجا بودی وقتی دعای داغم میزد به سقف کوچیک اتاقم کجا بودی وقتی صدات میکردم به آسمون رسید صدای دردم

کجا بودی من از خودم گذشتم هر جا بگی رو دنبال تو گشتم کجا بودی ببینی آبروم مرد اما به خاطر چشات قسم خورد

خنده واسه همیشه از لبام رفت رسیدن از مرمر رویاهام رفت کوچه ی انتظار رسید به بن بست دلم میگفت اون سر وعده هاش هست

کجا بودی که از نفس افتادم روزی یه بار زنده شدم جون دادم وقتی که این بازیا رو می کردی من میدونستم داری بر میگردی

پاهای خسته تو بذار رو چشمام بگو که دیگه نمی ذاری تنهام بگو هنوز دوستم داری با منی بگو محاله قلبمو بشکنی

کجا بودی ببینی بی ستارم ببینی جز تو کسی رو ندارم غم نبودنت مثل آتیشه تو این دو خط ترانه جا نمیشه

 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 

كاش میدانستی، بعد از آن دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی بودم
خبر دعوت دیدار، چو از راه رسید
پلك دل باز پرید
من سراسیمه به دل بانگ زدم
آفرین قلب صبور، زود برخیز عزیز
خاطرم را گفتم : زودتر راه بیفت
هر چه باشد، بلد راه تویی
ما یك عمر بدین خانه نشستیم و تو تنها رفتی
بغض در راه گلو گفت : مرحمت كم نشود
گویا با من بنشسته دگر كاری نیست
جای ماندن چون دگر نیست، از اینجا بروم
مژده دادم به نگاهم، گفتم : نذر دیدار قبول افتاده است
و تپش های دلم را گفتم : اندكی آهسته، آبرویم نبری
عقل، شرمنده به آرامی گفت : راه را گم نكنیم!!
خاطرم خنده به لب گفت : نترس ، نگران هیچ مباش
سفر منزل دوست، كار هر روز من است
چشم بر هم بگذار، دل تو را خواهد برد
...
وه چه رویای قشنگی دیدم
خواب، ای موهبت خالق پاك
خواب را دریابم
كه تو در خواب، مرا خواهی خواست
كه تو در خواب، مرا خواهی خواند
و تو در خواب، به من خواهی گفت :تو به دیدارمن آ
آه، كاش میدانستی
بعد از این دعوت زیبا به ملاقات خودت
من چه حالی دارم
پلك دل باز پرید
خواب را دریابم
من به میهمانی دیدار تو می اندیشم ...

 
 

 
 

 

بارون میاد........

 

بارون میاد تاپشت درباشیم//ماتولباس یه  

 

نفرباشیم//بارون وچتر وکوچه همدستم//تامابه هم

 

نزدیکتر باشیم///

 

من مال یه دنیای کوچیکم//دنیای کوچیکی که

 

تاریکم//دورم که باشم ازتو میدونم.//به دوری تو 

 

خیلی نزدیکم//

 

تقویم من هرروز غم داره//

 

هرروز صدتا متهم داره...//دنیام

 

پراز فردا و دیروزه..//تقویم من امروز و کم داره..//

 

صحبت سر امروز و فردا نیست//تو دنیای تو واسه من جا

 

نیست...//هر جای این کابوس رو میگردم انگیزه ای به

 

اسم رویا نیست...

 

پیراهن بارون رو میپوشم..//دنیا رو میگیرم در

 

اغوشم //اما چه اسون میروم از یادت//

 وقتی که میگی ............................

 

یادت فراموشم.....

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
عشق یعنی مستی و دیوانگی

عشق یعنی با جهان بیگانگی

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر

عشق یعنی سجده با چشمان تر

عشق یعنی سر به دار آویختن

عشق یعنی اشک حسرت ریختن

عشق یعنی درجهان رسوا شدن

عشق یعنی سست و بی پروا شدن

عشق یعنی سوختن با ساختن

عشق یعنی زندگی را باختن

عشق یعنی انتظار و انتظار

عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

عشق یعنی در فراغش سوختن

عشق یعنی لحظه های التهاب

عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

عشق یعنی آب بر آذر زدن

عشق یعنی سوز نی , آه شبان  

عشق یعنی معنی رنگین کمان

عشق یعنی شاعری دل سوخته

عشق یعنی آتشی افروخته

عشق یعنی با گلی گفتن سخن

عشق یعنی خون لاله بر چمن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی یک تیمم,یک نماز

عشق یعنی عالمی راز و نیاز

عشق یعنی چون محمد پا به راه

عشق یعنی همچویوسف قعر چاه

عشق یعنی بیستون کندن به دست

عشق یعنی زاهد اما بت پرست

عشق یعنی همچو من دریا شدن

عشق یعنی قطره و دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد و محنت در درون

عشق یعنی یک تبلور یک سرود

عشق یعنی یک سلام و یک درود

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 
 
چند تا دوسم داری ؟ همیشه وقتی یکی ازم می پرسید چند تا دوسم داری یه عدد بزرگ
 
میگفتم  ولی وقتی تو ازم پرسیدی چند تا دوسم داری گفتم : یکی !!! میدونی چرا ؟چون قوی
 
 ترین  بزرگترین عددیه که میشناسم ... دقت کردی که قشنگترین و عزیز ترین چیزای دنیا
 
همیشه یکین ماه یکیه ... خورشید یکیه ... زمین یکیه ... خدا یکیه ... مادر یکیه ... پدر
 
یکیه ... تو هم یکی هستی ... وسعت عشق من به تو هم یکیه ... پس اینو بدون از الان و تا
 
همیشه یکی دوستت دارم

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

 
 

قراری بی قراری شد قرارم//

 

من احساس تو رادرانتظارم//

 

ببین از دوریت بی انتظارم//

 

زمستانم که درسوگ بهارم//

 

من ان ابرم که خشکم,ناندارم//

 

که دراندوه دوری ها بباریم//

 

 

ستاره.اسمان.روز میشمارم//

 

عزیزم عاشقم.مجنون یارم//

 

بیانوری بده برشبهای تارم//

 

نمیدانم که دردوری به قلبت ماندگارم........

ولی اما توراتاحد جان دوست دارم........

 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 
 

تقدیم به عشقم    سمــــــــــــــــــــــــانه   جون
 
 
 
من به غير از تــــو نخواهم ، چه بدانی ، چه ندانی

از درت روی نتــــــــابم ، چه بخوانی ، چه برانی

دل من ميل تـــــــو دارد ، چه بجوئی چه نجوئی

ديده ام جـای تــــو باشد ، چه بـمانی ، چه نـمانی

مـن کـه بيمار تـــــو هستم ، چه بپرسی چه نپرسی

جان به راه تـــــــو سپارم ، چه بدانی ، چه ندانی

ميتوانی به همه عـمر ، دلم را بفريبی

ور بکوشی ز دل من بگريزی ، نتوانی

دل من سوی تــــــو آيد ، بزنی يا بپذيری

بوســــه ات جان بفزايـد ، بدهی يـا بستانی

جانی از بهر تـو دارم ، چه بخواهی چه نخواهی

شعرم آهنگ تــو دارد ، چه بخوانی چه نخوانی