مطلب زیر که توسط یکی از انجمنهای اینترنتی عربی منتشر شده است، به بررسی انواع رنگ چشم و شخصیت دارندگان آن میپردازد.
*رنگ چشم سبز
رنگ چشم سبز، نشان دهنده آن است که صاحبان آن، شخصیتی قوی و ارادهای بالا دارند. در تصمیمگیریها، خیلی محکم عمل میکنند و تا حدی خود رای و مغرور نیز هستند. این افراد، اعتماد به نفس بالایی دارند و تا آخرین توان خود به دیگران کمک میکنند..
*رنگ چشم آبی
دارندگان چشمهای آبی، دارای نگاهی عمیق هستند و شخصیتی حساس دارند. این افراد به راحتی فکر و نظر خود را به دیگران تحمیل میکنند..
*رنگ چشم مشکی
صاحبان چشمان مشکی، انسانهایی رویایی هستند که در فضای شاعرانهای زندگی میکنند و همچنین بسیار دست و دل باز هستند. بسیار سعی میکنند با هر چه دارند به دیگران کمک کنند. این افراد همچنین دارای خلق و خوی اجتماعی و احساسات ظریف هستند..
* رنگ چشم قهوهای
چشم قهوهای، سمبل مهربانی و محبت است و هر چه تیرهتر باشد مهر و محبت صاحبش بیشتر است. چشم قهوهایها، بسیار خونسردند و هرچه را که میخواهند به راحتی تصاحب میکنند.
*رنگ چشم خاکستری
صاحبان چشمهای خاکستری، دو دسته هستند. یا از شخصیتی آرام برخوردارند و یا شخصیتی عصبی و انقلابی دارند، ولی در مجموع انسانهایی سرسخت و سنگین دل هستند..
*رنگ چشم عسلی
با وجود اینکه چشم عسلیها، انسانهایی خوش قلب هستند ولی با دیگران صریح نیستند. این افراد همیشه به دنبال دوست میگردند. چشم عسلیها معمولاً از کودکی روی پای خود میایستند و دوست ندارند به دیگران تکیه کنند
کاش رویاهایمان روزی حقیقت میشدند
تنگنای سینه ها دشت محبت میشدند
سادگی مهر و وفا قانون انسان بودن است
کاش قانون هایمان یکدم رعایت میشدند
اشکهای همدمی از روی مکر است و فریب
کاش روزی چشمهامان با صداقت میشدند
گاهی از غم میشود ویران دلم
کاش بین دلها غصه ها مردانه قسمت میشدند
¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤
وحشت از عشق که نه ترس ما فاصله هاست.
وحشت از قصه که نه ترس ما خاتمه هاست.
ترس بیهوده نداریم صحبت از خاطره هاست.
صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست.
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ی ماست.
گله از دست کسی نیست مقصر دل دیوانه ماست.
تا سر انجام"سر انجام گرفتیم به هیچ.
راهی سفر به هیچستانیم گله ای هست که از خود داریم.
چاره ای نیست اگر انسانیم. درد ما مرگ تفاهم
غم ما کوچ محبت غم ما از بی کسی مردن و رسوا شدنه
اینم از عاقبت عشق که تنها شدنه
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم
در نهانخانه ي جانم گل ياد تو درخشيد
باغ صد خاطره خنديد
عطر صد خاطره پيچيد
يادم آمد كه شبي با هم از آن كوچه گذشتيم
پرگشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم
تو همه راز جهان ريخته در چشم سياهت
من همه محو تماشاي نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ريخته در آب
شاخه ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد : تو به من گفتي :
از اين عشق حذر كن!
لحظه اي چند بر اين آب نظر كن
آب ، آئينه عشق گذران است
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است
باش فردا ، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم :
"حذر از عشق؟
ندانم!
سفر از پيش تو؟
هرگز نتوانم!
روز اول كه دل من به تمناي تو پر زد
چون كبوتر لب بام تو نشستم،
تو به من سنگ زدي من نه رميدم، نه گسستم"
باز گفتم كه: " تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم، همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم
سفر از پيش تو هرگز نتوانم، نتوانم...!
اشكي ازشاخه فرو ريخت
مرغ شب ناله ي تلخي زد و بگريخت!
اشك در چشم تو لرزيد
ماه بر عشق تو خنديد،
يادم آيد كه از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم
نگسستم ، نرميدم
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب هاي دگر هم
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم!
بي تو اما به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!
فریدون مشیری
چگونه فراموشت کنم تو را که از خرابه هاي بي کسي به قصر سپيد عشق هدايتم کردي!
چگونه فراموشت کنم تو را که سالها در خيالم سايه ات را مي ديدم
و طپش قلبت را حس ميکردم و به جست و جوي يافتنت به درگاه پروردگارم دعا مي کردم
که خدايا پس کي اورا خواهم يافت
چگونه فراموشت کنم تو را که همزمان با تولدت در قلبم همه را فراموش کردم
برايم تمامي اسمها بيگانه شده اند و همه خاطره ها مرده اند
دستم را به تو مي دهم قلبم را به تو ميدهم
وبدان تمامي لحظاتم تو را ميخواهند و براي عطر نفسهايت دلتنگي مي کنند.
مي خواهم قلم سبزم را به تو هديه کنم
تا نوشته هايت همرنگ نوشته هايم شود
بهتر است بگويم سبز را با تو شناختم و دلم مي خواهد ياد تو هميشه سبز باشد.
پس تو هم بيا دلت را به من بده فکرت را به من بده و بگذار عطر کلماتت را ميان هم قسمت کنيم... .
سلام به دوستان من