۱۰- خدا نگران بود که آدم در باغ عدن گم بشه چون اهل پرسیدن آدرس نبود.
۹-خدا میدونست یه روزی آدم نیاز داره یک کسی کنترل تلویزیون رو بهش بده.
۸-خدا میدونست که آدم هیچ وقت خودش وقت دکتر نمیگیره!
۷-خدا میدونست اگه برگ انجیر آدم تموم بشه، هیچ وقت خودش برای خودش یکی دیگه نمیخره. ...
6- خدا میدونست که آدم یادش میره آشغالا رو بیرون ببره.
5- خدا می خواست آدم بارور و تکثیر شود ، اما خدا میدونست که آدم تحمل درد زایمان رو نداره.
4- خدا میدونست که مانند یک باغبون ، آدم برای پیدا کردن ابزارهاش نیاز به کمک داره.
3- خدا میدونست که آدم به کسی برای مقصر دونستش برای موضوع سیب یا هر چیز دیگری نیاز داره.
2- همونطور که در انجیل آمده است : برای یک مرد خوب نیست تنها بماند.
و سرانجام دلیل شماره یک
1- خدا به آدم نگاه کرد و گفت : من بهتر از این هم می تونم خلق کنم....؟
""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""
کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ ، فیلسوف است.
. کسی که راست و دروغ برای او یکی است متملق و چاپلوس است.
. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید دلال است.
. کسی که دروغ می گوید تا پول بگیرد گداست.
. کسی که پول می گیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد قاضی است.
. کسی که پول می گیرد تا راست را دروغ و دروغ را راست جلوه دهد وکیل است.
. کسی که جز راست چیزی نمی گوید بچه است.
. کسی که به خودش هم دروغ می گوید متکبر و خود پسند است.
. کسی که دروغ خودش را باور می کند ابله است.
. کسی که سخنان دروغش شیرین است شاعر است.
. کسی که علی رغم میل باطنی خود دروغ می گوید زن و شوهر است.
. کسی که اصلا دروغ نمی گوید مرده است.
. کسی که دروغ می گوید و قسم هم می خورد بازاری است.
. کسی که دروغ می گوید و خودش هم نمی فهمد پر حرف است.
. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست می پندارند سیاستمدار است.
. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ می پندارند و به او می خندند
دیوانه است.

بزن بارون که دلگیرم دارم این گوشه میمیرم
بزن بارون که دلگیرم دیگه آروم نمیگیرم
حالا که خسته و تنهام حالا که که اون دیگه رفته
میفهمم تازه این دردو چقدر تنها شدن سخته
بزن بارون که عشق اون هنوز توی نفسهامه
دلیل عشق پاک من غرور سرد اشکامه
ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده
ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده
ببار شاید که برگرده تو قلبی که پر از درده
ببین از وقتی اون رفته چقدر دستای من سرده
بزن بارون
""""""""""""""""""""""""
یه جاده. یه جدول . منو کفشهام .میخوام قدم هامو بشمرم . چه جادهی طولانییه....
قدم اول میخواستم زندگی کنم قشنگ زندگی کنم
میخواستم عاشق بشم
عاشق شدم . عشق ورزیدم . اما....
قدم دوم متنفر شدم
عاشقی بی معنیه
بدون عشق رفتم و رفتم
دیگه واینستادم یه دله افسرده
یه قلب سرد با هر قدم من بیشتر یخ میزد
یه قدم دیگه تو اومدی
خواستی قلبمو گرم کنی . .....حتی گرم تر از اولش
اما قلبه من یکی قبل از تو گذاشته بود توی یخچال بی احساسیش
بهت بدی کردم. . . .بی اعتنایی کردم
محبت کردی اما ندیدم و همش با یه لبخند سرد جوابتو دادم
دلت گرفت گریه کردی دستمو گرفتیو گریه کردی
انگار چشمام هیچیو نمیدید
یه قدم دیگه. . .نا امید اومدی پیشم
گفتی عوض بشم
گفتی دوستت داشته باشم . . . .من تغییر نکردم
یه قدم دیگه
اروم منو بغل کردی . . . . با چشم گریون
گفتی خدافظ دیگه مظاحمت نمیشم
یه قدم دیگه
من موندم تنها به فکره تو
تازه فهمیدم چه قد دوستت دارم
بهت زنگ زدم . . . . گوشیو برداشتی
صدات گرفته بود
گفتم هنوز دوسم داری؟
گریه کردی گفتی دیگه دیره
دیره برا دوست داشتن دله منم مثه تو شکسته میخوام تنها باشم
گفتم اگه تنهام بزاری میمیرم
گفتی برا تو مهم بود من بمیرم یا زنده باشم؟
دیدم راست میگه گفتم ببخشید
گوشیو قطع کردم
یه عالمه گریه کردم
یه قدم دیگه
هیچ امیدی تو زندگیم نمونده
هیچ کس دوسم نداره
از خودکشی میترسم
پس میرم . . . . میرم یه جای دور
پاشدم با یه خاطره
همون جایی که میومد و ازم میخواست یکم بهش توجه کنم
زیر یه درخت پیر که دورش هیچ چیز نبود به غیر از چمن ه که الان زرد شده بودن
از دور تو رو دیدم
کنار درخت داشتی با دردو دل میکردی
من وایسادمو گوش کردم
دلت برام تنگ شده بود میخواستی فراموشم کنی اما نمیتونستی
اومدم دستاتو گرفتم / برگتشتی و تا منو دیدی بغلم کردی
اروم بوسیدیمو گفتی مرسی که اومدی
این اخرین امیدم بود
محکم فشارت دادم
دوستت دارم
دیگه به هیچ کس فکر نمیکنم مخصوصا گذشته
قول میدم
یه قدمه دیگه
این با اون یکی ها فرق داره چون یکی دستمو گرفته و مواظبه که هیچ وقت نیوفتم
امید وارم این جاده هیچ وقت تموم نشه
(برگرفته از سایت پیچ و خم زندگی)
سلام به دوستان من