متولدین فروردین ماه :


به سوی من بیا


تا تو را حس کنم


و دنیا خواهد دید


داستان عشقی سوزان را


که شعله اش در قلب من خواهى بود



به هنگام عاشقی گویی در دنیای شوالیه ها و پرنسس ها سر می کند.


قلبا عاشق است و در عشق پا بر جاست.

متولدین اردیبهشت ماه :


عشق را در چشمان من بنگر


چهره ی بر افروخته ام را ببین و عشق را حس کن


به صدای نفس های من گوش کن


و بشنو ترانه ی عشق را

عاشقی بی قرار است و کمرو ولی پر شهامت.


موسیقی بر او تاثیر فراوان دارد.

متولدین خرداد ماه :


با من به رویا بیا به رویای عشق


بیا تا بر فراز بلندترین کوه گام نهیم


بیا تا در ژرف ترین اقیانوس شنا کنیم


بیا تا به دورترین ستاره ها پر کشیم


بر عشق ما هیچ چیز ناممکن نیست

بهترین عاشق دنیاست و گفتارها و دل او پر ز رویاهای عاشقانه است.

متولدین تیر ماه :


بهشت هیچ است


در برابر گام برداشتن در کنار تو


در شبی زیبا


زیر نور ماه

دلی نازک و پر ز محبت دارد و از دل سوختن می هراسد.

متولدین مرداد ماه :


گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است


و گل های سرخ عطری ندارند


و ستارگان دیگر نمی خوانند


آن گاه که چشم می گشایم و می بینم


با تو نیستم

عاشق پیشه است و بی عشق زندگی نمی کند.

متولدین شهریور ماه :


شاید به نظر برسد که عاشق نیستم


شاید به نظر برسد که نمی توانم عاشق باشم


شایى به نظر برسى که حتی نمی خواهم عاشق باشم


ولی نه در برابر عشقی مانند عشق من به تو


که تا آخرین لحظه عمر آن را در قلبم نگاه خواهم داشت


عشق او شعله ای کوچک ولی جاودان است و در پی عشقی حقیقی است.

متولدین مهر ماه :


با پر شورترین گفتارهای عاشقانه


با ماجراهای عاشقانه ای که خواهیم داشت


با فداکاری هایم در راه عشق به تو


خواهی دید که چگونه دوستت دارم

در امور عشقی ورزیده است و زندگی اش پر ز ماجراهای عاشقانه است . . .


زن متولد مهر عشق خود را در عمل نیز به اثبات می رساند.

متولدین آبان ماه :


در التهاب شنیدن ترانه ی گام های تو هستم


که به سوی من می آیی


و عاشقم بر انتظار آن لحظه که تو را در کنار خود حس کنم


دوستت دارم

هیجان عشق برای او زیبا و پر جاذبه است و در عشق صادق است.

متولدین آذر ماه :


نجوایی از سوی تو


نگاهی کوتاه از تو


لبخندی شیرین بر لبان زیبایت


و من خود را غرق در عشق می یافتم

خوش بین است و راستگو. شاید نگاهی شاعرانه به عشق داشته باشد.

متولدین دی ماه :


روزها ماه ها و سال ها می گذرند


و شاید هیچ چیز عوض نشود


جز من


که بیش از پیش عاشق گشته ام

شاید در ظاهر بی احساس باشد ولی قلبی گرم و پر ز عشق دارد.

متولدین بهمن ماه :


می خواهم آزاد زندگی کنم


بسان پرندگان مهاجر


ولی قفسی ساخته از عشق تو


جایی است که همواره رو به آن خواهم داشت

عشق خود را دیر ابراز می کنى و عاشق آزادی است. اولین عشق او قلبش را به تپش در می آورد و هرگز فراموش نخواهد شد.

متولدین اسفند ماه :


من آنی نیستم


که بی عشق زندگی را سر کنم


آن گاه که در رویایی عاشقانه هستم


و چشمانم را می گشایم


و عشق رویایی ام را در تو می بینم

در عشق بی نظیر است.جذاب و پر نشاط است.احساساتی و رویایی است

 

 

"""""""""""""""  دوستت  دارم سمانه    """""""""

 

✿ܓ✿قلبم رو شکستی ولی بیشتر از قبل دوستت دارمܓ✿ܓ✿








تقدیمــــ به كســــانیــ كه قـــلب كوچكشانـــــ هـــمیشه دریاــییــــ ستــ












باورم شــــد که عشق یک افسانه بیش نیست تنهايـــي را دوست دارم زيرا بيــــــــ وفا نيست ...

تنهايي را دوست دارم زيرا عشــــق دروغي در آن نيست ...

تنهاييــــــ را دوست دام زيرا تجربه کردم ... تنهاييـــــــــ را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست .. .

تنهاييــــــــ را دوست دارم زيرا.... در کلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار کشيدنم را پنـــــهان خواهم کرد


لحظه ها را گذرانديم تا به خوشبختي برسيم .......

غافل از اينكه ..... خوشبختيـــــــــ همان لحظه هايي بود كه مي گذرانديم








من از یک شکست عاشقانه می آیم...

بگـــــــــذار همه برای این اعتراف تــــــلخ سرزنشم کنند...

شکست نه برای پنــــهان کردن است نه بهانه ای برای پنهان شدن ...!

همه دلشان نقش های مثبت میخواهـــــــــد و آدم های خوشحال...

اما من گمان میکنم این خیلی خوـــب است که نمیتوانم ادای آدم های خوشـــــبخت ـــرا دربیاورم...!

بی ستارهـ ام و زرد با طعم معـطر پاییز...که حضورش تنها معجزهـ ی لحظه های تنهایی من است....

قیمت وفا شاید گران تر از آن بود که بهانه ی دوست داشتنی زندگیم از عهده ی داشتنش برآید....!!!

آغوش ترانه ها همچنان از عطر تن او که باید پر باشد,خالیــــــست....

نمیتوانم باورشـــــ کنم ... نه رفتنشـــــ و نه ما







عاشقـــــی جرم قشنگـــــی است به انکارش مــــکوش

به تو مــــــدیونم

مثل شب به صــــــبح فردا

مثل موج سرد و تنهـــــــا به نگاه ناز دریا

بی تو چه کنــــــــــم ؟

رفتنتـ موج غریبــــــی است که دل میـ شکند

بهت گفتم دوستـت دارم

اما تو رفتـــــی

حالا لحـــــظه ها می گزرن آروم و به ســـــــختی

چرا غم ها نمیــــــــ دانند

که مــــــن غمگین ترینــــــــ غمگین شهرم

بیا ای دوســـــــت با من باش

که من تنهـــــــا ترین تنهــــــای این شهرم








چه راحـــــت شکســــــتی و رفتـــــــی.....

چه بیـ خیال آتشـ زدی....این دل بی درمان را.....

چه دیر شناختمت،افسوس میخورم که چرا اینقدر بدبخت وساده بودم....

تو زلالیم را ندیدی، به بازـــــیم گرفتی حداقلـــــــــ برای بار آخر منو به بدترین شکــــل بازی دادی.....

مرا،احساسم را به بازی گرفتی....

من بازیـــــچه نیستم.....عروسک هم نیستـــــم،تو به من دروغ گفتی....

دروغی بزرگ که منو دوســـــت داشتی ....

هرگز نمی بخشــــــــــــــمت






تو كه آتــــش فراق داشتی ....... آتش دوزخ چـــــــرا افراشتی

صدای چـــــــک چک اشکهایت

را از پشت دیوار زمان می شنوم

و می شـــــنوم که چه معصومانه

در کنج سکــــــــوت شب ‌،

برای ستارهـ ها

ساز دلتنگیـ می زنیـ

و من می شنوم

می شنــــــــــوم هیاهوی زمانه را که

تو را از پریـــــــــدن و پرکشــــــــــیدن

بـــــــــاز می دارد آه ،

ای شــــــــــکوه بی پایان

ای طنیـــــــــن شـــــــــور انگیر

من مـــــی شنوم

به آسمانــــــــ بگو

که من میـــــــــ شکنم !

هر آنچه تو را شکســــــته

و می شنوم

هر آنچه در سکوت تو نهفته









پیداســــــت هنوز شقایق نشدی

زندانی زندانـــــــ دقایق نشـــــدی

وقتی که مرا از دل خود میـــــ رانی

یعنی که تو هیچ وقت عاشق نشدی

زرد است که لبریز حقایق شده است

تلخ است که با درد موافق شده است

شاعر نشدی وــــگر نه می فهمیدی

پاییز بهاریسـت که عاشق شده است










بــــــــــــی تو این روزای رو شن واسه من تاریکه

وقتی بی تو تکــــــــ وتنهام زندگــــــی معنا نداره

از همون روزی که رفتی دل به هیچ کسی ندادم

گفتن لحــــظه آخر واسه من هنـــــوز سوالــــــــه

دیـــــــدن دوبــــــاره تو فقط تو خـــــواب و خیالــــه

لحظه های آخر تو توی قــــلب مـــــن می مـــــونه

هیـــــــــچی کســـــی مثل من بلــــد نیســــــــت

قدر چشماتو بدونه








دل شكــــسته ام را خریدار نباشد

آیا كسی هست كه وـصله زند دل من

نمی دانم چـــــرا این دل من برای تو خود را باخت

من هنوز تو را خــــــواهانم

منتظر با قلبی شکسته به دست خودت

تا بیایی و قلب شکسته ام را مرحم باشی

من منتظر به در می نشینم تا كه بیایی

مرا با خـــــــود به آن سوی عشـــق رسانی

دوست دارم كه مرا چـــــــون یار خود

بار دگر دوستــــــــــ بداری

ولی می دانمـــــــ كه چرا تو دلم را شكستی









چشمای تو یاــــــــدم می یاد دوباــــــــره گریم می گیره

وقتی بهت فکر می کنم وجــــــودم رو غم می گیره

همش می گفتم که یه روز عشقـــــــم رو باور می کنی

می خواستمت نفهمیدی نفهـــــمیدی قلبم رو پرپر می کنی









دیگه دســــــت از سر من بردار برو برو

شدم از هر چی عشق بی زار برو برو

عاشقت بودم تنهاــــــم گداشتی نفرینم نکن

تو اینو خواستی فرقی نداره عشقه تو واسم

تو مـــــردی دوری شودی ازم بهتره

با هم نباشیم بی وفایی تموم شه

من می خوام مثل تو باشم دلم نامهربون شه











تو امتداد سرنوشت کی بود که از تو مینوشت

زندگی منو تو رو با غمو غصه می سرشت

با این همــــــه گناه درد کی میره آخرش بهشت

ببین ببین که دستـــــــه من هر جا رسید از تو نوشت

میان جاده ها گرد مسافرا به جاست

تو شهر تو غریبه ام غریبه ای که بی صداست

نفس می خوام نـــــــفس می خوام تو رو یه هم نفس می خوام

تو شب انتـــــــــــظار تو برای دل قفس می خوام