راه های رسیدن به آسانترین راه ها...
|
| |
|
امروزدلم گرفته......گله دارم ازخدابخاطرخلق مخلوقاتش...آره خداباتوهستم!ازت جواب ميخوام چراهميشه سكوت ميكني؟مگه فقط خلق كردنوبلدي؟مي خواي چيوثابت كني؟شايدمي خواي نشون بدي كه هستي؟آره؟اماآخه اينجوري؟نكنه كم آوردي؟!نكنه توهم مثل تمام بنده هات هستي كه وقتي تو كارشون ميمونن فقط بلدن سكوت كنن؟پس آخه من بااين دل تيكه وپاره ام چيكاركنم؟توميدوني آتيش گرفتن تمام وجودت كه فقط خودت شعله هاشوميبيني يعني چي؟اينكه بدون داشتن بيماري تمام وجودت دردكنه؟دردي كه مجبوري درون خودت خفه اش كني كه نكنه كسي بفهمه!اما تاكي ميتوني باتمام وجود شكستن خودتو حس كنيو دم نزني؟آآآآآآخ خدا!!!!!!اگه زندگي يعني له شدن من نمي خوام زنده باشم نمي خوام ببينم كه چطوري دردعشق مثل خوره افتاده به جونمو داره تمام وجودموتسخيرميكنه كه ببره به سمت نابودي وتهي شدن......نميدونم كدومو باوركنم:اينكه توبزرگي وتمام كارهات حكمتي داره وهيچ وقت تنهامون نميذاري يابه احساس خودم احساس تنهايي كه تمام وجودمو احاطه كرده؟پس خودت جوابموبده.......
در وصف عشقم (سمانه عزیزم)
سلام ای معنی عشق و حقیقت
منم آن عاشق پاک و شفیقت![]()
به عشق پاکمان سوگند ای یار![]()
که در سیلاب غم گشتم گرفتار![]()
در این شبهای هجران بی شکیبم![]()
این هجران چگونه شد نصیبم![]()
مرا رحمی کن ای زیباترینم![]()
مبادا چاره ی مردن گزینم ![]()
تو از جنس احساس یک بوته نسرین 
تو با چکه های شفق آشنایی
تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی
یر پژوک سرخ صدایی
تو رنگین کمانی ز چشمان موجی
تو رمز رسیدن به اوج خدایی
تو در شهر رویاییم کلبه دل
تو یک قصه از .اژه ابتدایی
تو از آه یک ابر مرطوب و تنها
تو بارانی از سرزمین وفایی
ترا مثل چشمان خود می شناسم
اگر چه ز مژگان چشمم جدایی
تو یک جرعه از ژاله چشم یک گل
تو تعبیری از وسعت انتهایی
تو گیسوی زرین یک بید مجنون
تو با راز قلب صدف آشنایی
تو امضایی از بال سرخ پرستو
تو یک ترجمه از کتاب صفایی
تو با قایقی از بلور گل یخ
رسیدی به شهری پر از روشنایی
تو با درد سرخ شکستن همآوا
تو صندوقچه امنی از رازهایی
تو از مهربانی کتابی نوشت
که آغاز آن بودن شعر رهایی
تو در شهر ایینه ها می نشینی
تو بر زخم سرخ شقایق دوایی
تو تکثیر یک ایه از قامت سبزه هایی
تو موسیقی کوچ یک قوی تنها
تو شعری به رنگ سحر می سرایی
تو تکراری از آرزوهای موجی
تو شهدی به شیرینی یک دعایی
تو در جهان یک شمع سوزان نهانی
تو چون پنجره شاهدی بی صدایی
تو آموزگار دبستان عشقی
تو دفترچه خاطرات صبایی
تو در سوز سرخ مناجات بلبل
تو در کوچه آبی قصه هایی
تو در سرزمین افق ناپدیدی
تو بر زخم آلاله دل شفایی
ترا در این دل غزل هم نددیم
بگو در کدامین دل و در کجایی
به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي آهسته ،
آهسته تر از صداي بال پروانه ها
به او بگوييد دوستش دارم
با صدايي بلند ،
بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق
به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي،
چون فرياد دوستت دارم
نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد
فرياد دوستت دارم را
ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.
دوستت دارم 
همسر عزیزم خیلی دوست دارم تا همیشه 

سلام به دوستان من