روي قبرم بنويسيدكبوتر شدو رفت         زيرباران غزلي خواند دلش ترشدو رفت          روزميلاد همان روز كه عاشق شده بودم         مرگ بالحظه ي ميلاد برابر شدو رفت       اوكسي بودكه ازغرق شدن ميترسيد       عاقبت روي تن ابر شناور شدو رفت       هرغروب ازدل خورشيد گذر خواهد كرد       دخترساده اي كه يك روز كبوتر شدو رفت                                                  
 
 

راه های رسیدن به آسانترین راه ها...

 

 

فکر می کنید برای رسیدن به آسانترین راهها مثل آسان ترین راه آشنایی، آسان ترین راه ابراز عشق، آسان ترین راه رسیدن به هدف، آسان ترین راه پول در آوردن و ... چیکار باید کرد و آیا ببینید که به همین راحتی می توانید آسان و ساده روزگار را به خوشی سپری کنید.
 


 

-       آسان ترین راه آشنایی ، یک سلام است ، ولی گرم و صمیمی .

-       آسان ترین راه قدردانی ، یک تشکر ساده است ، ولی خالص و صمیمانه .

-       آسان ترین راه عذر خواهی ، عدم تکرار اشتباه قبلی است .

-       آسان ترین راه ابراز عشق ، به زبان آوردن آن است .

-       آسان ترین راه رسیدن به هدف ، خط مستقیم است .

-       آسان ترین راه پول در آوردن ، آن است که همواره در کارت رعایت انصاف را بکنی .

-       آسان ترین راه احترام ، اجتناب از گزافه گویی و گنده گویی است .

-       آسان ترین راه جلب محبت ، آن است که تو نیز متقابلا عشق بورزی و محبت کنی .

-       آسان ترین راه مبارزه با مشکلات ، روبرو شدن با آنهاست نه فرار .

-       آسان ترین راه رسیدن به آرامش ، آن است که سالم و بی غل و غش زندگی کنی .

-       آسان ترین دوستی ، همیشه بهترین دوستی نیست . این را به خاطر بسپار .

-       آسان ترین بحث ، بحث در باره چیزهای خوب و امیدوار کننده است .

-       آسان ترین برد ، آن است که خود را از پیش بازنده ندانی .

-       آسان ترین راه خوب زیستن ، ساده زیستن است .

-       آسان ترین راه دوری از گناه ، آن است که همیشه بدانی چیزی به نام وجدان داری .

-       آسان ترین و در عین حال با ارزش ترین عشق ، بی ریا ترین آن است .

-       آسان ترین راه بودن ، آن است که حس بودن همیشه در وجودت شعله ور باشد .

-       آسان ترین راه راحت بودن ، آن است که خودت را همانطور که هستی بپذیری و در همه حال خودت باشی .

و بالاخره

-       آسان ترین راه خوشبخت زیستن ، آن است که همان طور که برا خودت ارزش قایلی ، برای دیگران نیز ارزش قایل شوی بدون توجه به موقعیت طرف مقابل .

حالا کمی مکث کنید و ببینید که به همین راحتی می توانید آسان و ساده روزگار را به خوشی سپری  کنید.
 

 

 

 

امروزدلم گرفته......گله دارم ازخدابخاطرخلق مخلوقاتش...آره خداباتوهستم!ازت جواب ميخوام چراهميشه سكوت ميكني؟مگه فقط خلق كردنوبلدي؟مي خواي چيوثابت كني؟شايدمي خواي نشون بدي كه هستي؟آره؟اماآخه اينجوري؟نكنه كم آوردي؟!نكنه توهم مثل تمام بنده هات هستي كه وقتي تو كارشون ميمونن فقط بلدن سكوت كنن؟پس آخه من بااين دل تيكه وپاره ام چيكاركنم؟توميدوني آتيش گرفتن تمام وجودت كه فقط خودت شعله هاشوميبيني يعني چي؟اينكه بدون داشتن بيماري تمام وجودت دردكنه؟دردي كه مجبوري درون خودت خفه اش كني كه نكنه كسي بفهمه!اما تاكي ميتوني باتمام وجود شكستن خودتو حس كنيو دم نزني؟آآآآآآخ خدا!!!!!!اگه زندگي يعني له شدن من نمي خوام زنده باشم نمي خوام ببينم كه چطوري دردعشق مثل خوره افتاده به جونمو داره تمام وجودموتسخيرميكنه كه ببره به سمت نابودي وتهي شدن......نميدونم كدومو باوركنم:اينكه توبزرگي وتمام كارهات حكمتي داره وهيچ وقت تنهامون نميذاري يابه احساس خودم احساس تنهايي كه تمام وجودمو احاطه كرده؟پس خودت جوابموبده.......

 

 

 

 

دوباره امشب آسمون داره ميباره...مثل چشماي من كه هرلحظه بارونيه....چي شده كه دلت گرفته خداااااا؟شايداحساس ترحم نسبت به من؟آره؟!شايدهم مي خواي آتيش وجودمو كمتر كني تا كم كم بسوزمو تومدت بيشتري آب شدنموببيني؟امانمي دوني كه شعله ورتر ميشم كه زودترتموم مي شم.........اين دنيا ازم چي مي خواد؟اين مردم چي مي خوان كه فقط ازپشت بهم ضربه ميزنن؟الان توتنهايي خودم غرقم وچقدر خوبه چون نمي خوام گر گرفتنمو كسي ببينه!خدا كجايي؟؟؟؟؟؟؟؟                                                                     
 
 

در وصف عشقم (سمانه عزیزم)

سلام ای معنی عشق و حقیقت

 

منم آن عاشق پاک و شفیقت

 

به عشق پاکمان سوگند ای یار

 

که در سیلاب غم گشتم گرفتار

 

در این شبهای هجران بی شکیبم

 

این هجران چگونه شد نصیبم

 

مرا رحمی کن ای زیباترینم

 

مبادا چاره ی مردن گزینم 

 

 

تو از جنس احساس یک بوته نسرین
تو با چکه های شفق آشنایی
تو سر فصل لبخند هر برگ یاسی
یر پژوک سرخ صدایی
تو رنگین کمانی ز چشمان موجی
تو رمز رسیدن به اوج خدایی
تو در شهر رویاییم کلبه دل
تو یک قصه از .اژه ابتدایی
تو از آه یک ابر مرطوب و تنها
تو بارانی از سرزمین وفایی
ترا مثل چشمان خود می شناسم
اگر چه ز مژگان چشمم جدایی
 تو یک جرعه از ژاله چشم یک گل
تو تعبیری از وسعت انتهایی
تو گیسوی زرین یک بید مجنون
تو با راز قلب صدف آشنایی
تو امضایی از بال سرخ پرستو
تو یک ترجمه از کتاب صفایی
تو با قایقی از بلور گل یخ
رسیدی به شهری پر از روشنایی
تو با درد سرخ شکستن همآوا
تو صندوقچه امنی از رازهایی
تو از مهربانی کتابی نوشت
که آغاز آن بودن شعر رهایی
تو در شهر ایینه ها می نشینی
تو بر زخم سرخ شقایق دوایی
تو تکثیر یک ایه از قامت سبزه هایی
تو موسیقی کوچ یک قوی تنها
تو شعری به رنگ سحر می سرایی
تو تکراری از آرزوهای موجی
تو شهدی به شیرینی یک دعایی
تو در جهان یک شمع سوزان نهانی
تو چون پنجره شاهدی بی صدایی
تو آموزگار دبستان عشقی
تو دفترچه خاطرات صبایی
تو در سوز سرخ مناجات بلبل
تو در کوچه آبی قصه هایی
تو در سرزمین افق ناپدیدی
تو بر زخم آلاله دل شفایی
ترا در این دل غزل هم نددیم
بگو در کدامین دل و در کجایی

به او بگوييد دوستش دارم

با صدايي آهسته ،

آهسته تر از صداي بال پروانه ها


به او بگوييد دوستش دارم

با صدايي بلند ،


بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق


به او بگوييد دوستش دارم

با هيچ صدايي،


چون فرياد دوستت دارم

نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد


فرياد دوستت دارم را


ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند


پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.

دوستت دارم

همسر عزیزم خیلی دوست دارم تا همیشه