اس ام اس انگلیسی عاشقانه با ترجمه فارسی
Love is just like paint, with this difference that you can clear the paint but not love عشق همچون نقاشیست با این تفاوت که نقاشی را می توان پاک کرد اما عشق را هرگز. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * LOVE is like WAR Easy to start...... Difficult to end...... Impossible to forget...... عشق مانند جنگ است شروع آن آسانه خاتمه دادن به آن مشکله فراموش کردنش غیر ممکنه * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * Being in love is when she looks at you and says: I would like to be a cannibal. عاشق بودن زمانیه که اون بهت نگاه میکنه و میگه : دلم میخواست آدم خور باشم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * You are like the sunshine so warm,you are like sugar, so sweet...you are like you...and that's the reason why I love you! تو مثل درخشش خورشید گرمیمثل شکر خیلی شیرینیتو مثل خودت هستیو بخاطر همینه که من دوست دارم! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * Do you believe in love at first sightor do I have to walk by again?? به عشق در نگاه اول اعتقاد داری؟؟؟یا اینکه لازمه یه بار دیگه از جلوت رد بشم؟؟؟؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * There are times when I fall in love with someone new, but I always seem to find myself back in love with you. یه وقتایی آدم عاشق آدم های جدید میشه اما من همیشه دوباره عاشق تو میشم (از تو مرا هر نفس عشقی دگر!!!) * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * when you are in dark night in demur sleep ,one person in Outright world making Himself dream whit youوقتی تو سیاهی شب تن تو، تو خواب نازه یه کسی یه جای دنیا با تو رؤیاشو میسازه. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * to tell someone howmuch you love,how much you care.Because when they''''regone,no matter how loud you shout and cry,they won''''thear you anymore به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در زندگی براش ارزش قائل هستی چون زمانی که از دستش بدی مهم نیست که چقدر بلند فریاد بزنی اون دیگر صدایت را نخواهد شنید * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * There is no remedy for love but to love more هیچ چاره ای برای عشق وجود ندارد به جز دوست داشتن بیشتر * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدایی بلند تر خواهد بود love is something silent , but it can be louder than anything when it talks عشق گلی است که دو باغبان آن را می پرورانند love is flower that is made to bloom by two gardeners عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید love is like a flower which blossoms whit trust عشق یعنی ترس از دست دادن تو love is afraid of losing you * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * My love for you is a journey, starting at forever and ending at never عشق من برای تو یک سفر است شرو ع شده برای همیشه و هرگز پایان نمی یابد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد no matter what the question is love is the answer * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * I love all the starsin the sky,but they are nothingcompared to the onesin your eyes!Love U! تمام ستاره های اسمان را دوست دارماما انها در مقایسه با آنهایی که در چشمانت هستند هیچندتو را دوست دارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * People live,People Die,People laugh,People cry,some give up,some will try,some say hi,some say byeothers may forget u , But never will I مردم زندگی می کنند ،مردم می میرند،مردم میخندند،مردم گریه میکنند،برخی تسلیم می شوند،برخی سعی خواهد کرد،برخی می گویند که سلام،برخی می گویند خداحافظدیگران ممکن است تو را فراموش کنند،اما من هرگز ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ دوستت دارم ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ واست آتیش روشن کردم که اخر زمستونهچهار شنبه ی اخر سال قلب من آتیش بارونهغمهاتو آتیش میزنم سرخی آتیش مال توچشم حسودا کور شه از عشق میون من و تو * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * smsچهارشنبه سوری یه عالمه اس اس ام برای چهارشنبه سوری با یاد سرخی گونه هات.. درخشش چشمات .. سوزانندگی لبهات.. داغی عشقت از رو آتیش میپرم دوستت دارم آتیش پاره چهارشنبه سوری مبارک * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * انگـــــــاری غلغله ی محشـره چارشنبه سوری گوشم از بمب و ترقّه کره چارشنبه سوری رســم خیلی خوبیه اگــه خرابش نکنیم واســه مـن فشفشه یادت نره چارشنبه سوری * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بیا در غروب آخرین سه شنبه سال برای گردگیری افکارمان آتشی بیافروزیم کینه ها را بسوزانیم زردی خاطرات بد را به آتش و سرخی عشق را از آتش بگیریم آتش نفرت را در وجودمان خاموش کنیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بهار را با چهار شنبه سوريتابستان را با آفتاب سوزانشپاییز را با رنگهای آتشینشو زمستان رابا گرما ی دلنشین اجاق هامیشناسمهزار سال است مسلمان شده اماما هنوز شعله های زرتشتدر جانم زبانه میزند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بشد «چارشنبه» هم از بامداد بدان باغ که امروز باشیم شاد چهارشنبه سوری گرامی باد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد. . . . ستاد روانی شدگان چهار شنبه اخر سال * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تام کروز ، نيکلاس کيج ، جنيفر لوپز ، رابرت دنيرو ، ياني ، ديوويد کاپرفيلد ، آنتوني رابيز ، خود من و بقيه ي ستارگان جهان ازت خواهش ميکنيم چهارشنبه سوري مواظب خودت باشي * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چهار شنبه سوریه نیا پایین می سوزی.. چیه؟ توقع داشتی اینجا آتیش باشه بسوزی؟؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چهارشنبه سوري نزديکه.يه وقت نري از رو آتيش بپري. . . آخه تجربه ثابت کرده اگه بره رو آتيش کباب ميشه. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آخرین سخنرانی اوباما: ملتی که در چهارشنبه سوری یکدیگر را با ترقه پاره می کننداگه انرزی هسته ای بدست بیارن دنیا را پاره می کنند. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سلام چهارشنبه سوری جایی قرار نذاری کار واجب باهات دارم آحه آتیش کم داریم آتیش پاره * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29. روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چهارشنبه سوری هر آتیشی که دیدی به یاد قلب منم باش آخه از دوریت بدجوری آتیش گرفته اس ام اس چهارشنبه سوری یوزارسیف اعلام کرد به کسانی که چهار شنبه آخر سال شرارت کرده و آتش بازی کنند گندم تعلق نمیگیرد و تا پایان تعطیلات در زندان زاویرا نگهداری خواهند شد چهار شنبه سوری روز ملی مبارزه با آرامش اعصاب بر شما ترقه بازان گرامی مبارک باد. . ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ دوستت دارم ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ اس ام اس عاشقانه پاییزی اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمی دانم ، اینجا شده پاییز ، آنجا را نمی دانم ، اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمی دانم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * ميان همهمه ي برگهای خشک پاييزی، فقط ما مانده ايم که هنوز از بهار لبريزيم .... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زرد است که لبریز حقایق شده استتلخ است که با درد موافق شده استشاعر نشدی وگرنه می فهمیدیپاییز بهاری است که عاشق شده است. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * برای من که دلم چون غروب پاییز است ، صدای گرم تو از دور هم دل انگیز است * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * این هوا ، هوای دلگیریست ، فصل قلبم پاییزیست!آسمان قلبم ابری است ، دلم گرفته ، این چه دردیست! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زندگی چیدن سیبی است که باید چید و رفت ، زندگی تکرار پاییز است باید دید و رفت * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * بیا ای همنشین سرد پاییز / به آواهای شب هایم درآمیز / بیا ای رنگ مهتاب بلورین / تو شعری تازه در من برانگیز * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در ماه مهر بادهای پاییزی بی مهری را با برگ درختان آغاز میکنند . . . * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * اس ام اس عاشقانه برای پاییز اس ام اس مخصوص فصل پاییز اس ام اس پاییزی اس ام اس پاییز اس ام اس برای پائیز پیامک عاشقانه مخصوص پاییز پاییز غریب و بی رحم ، اون همه برگ مگه کم بود ؟ / گل من رو چرا چیدی ، گل من دنیای من بود * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * تو آن فرشته ای که وقتی در فصل پاییز راه می روی ، برگ درختان انتظارمی کشند زود تر از دیگری پاهایت را بوسه بزنند * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * غمگین تر از پاییز ، زمستونه که بهار ندیده ، اما غمگین تر از او منم که تو را ندیدم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * آنان که پاییز را دوست ندارند نمیدونند که پاییز همون بهاریست که عاشق شده ، پاییزتیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * پاییز می آید ، زمانی که خاطرات شیرین گذشته ی خودم را با تو به یاد می آورم ، پاییز همچون بهار دل انگیز می شود ، بیا و اینک مرا با خود به آن سوی دریاها ببر ، شاید دگر برای پیوستن فرصتی نباشد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به که گویم که تو منزلگه چشمان منی / به که گویم که تو گرمای دستان منی / گرچه پاییز نشد همدم و همسایه ی من / به که گویم که تو باران زمستان منی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کاش زندگی در برگ درخت جاری بود ، آنگاه تا بهار بود می خندیدیم و بعد به امید پاییز می نشستیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون ، زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون ، ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست ، مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مثل باد سرد پاییز غم لعنتی به من زد ، حتی باغبون نفهمید که چه آفتی به من زد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت ، یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم ، بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون ، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * پاییز تنها فصلیه که از همون اولین روزش خودشو نشون می ده! کاش همه انسانها مثل پاییز باشن تا از همون روز اول رنگ و روی اصلیشون رو نشون بدن. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باز پاییز است, اندکی از مهر پیداست ؛ حتا در این دوران بیمهری , باز هم پاییز زیباست. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امیدوارم با آمدن پاییز هر یک برگ که میافته یک دونه از غمهای دلت کم بشه و دیگه هیچوقت ناراحت نباشی * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باغبان خویش باش، در چهار فصل زندگی انسان، پاییز کمین کرده است. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * کسی که رنگ پریدگی پاییز را دراک کرده باشد، به نیرنگ گلهای رنگ رنگ دل نخواهد سپرد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مثل درخت باشید که در تهاجم پاییز هرچه بدهد،روح زندگی را برای خویش نگه می دارد. * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در خراب ِ غفلت آبادیم مادر خزان زندگی، شادیم مااز بهاران، غافلیم و دلخوشیمهمچنان بی حاصلیم و دلخوشیم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتی میرفتی بهار بود ..تابستون نیومدی ..پاییز شد ..پاییز که نیومدی پاییز ماند ..زمستان که نیای ..باز پاییز میماندتروخدا فصل ها رو به هم نریز و زودتر بیا ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ دوستت دارم ٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ روز اول پيش خود گفتمديگرش هرگز نخواهم ديدروز دوم باز گفتمليک با اندوه و با ترديدروز سوم هم گذشت امابر سر پيمان خود بودمظلمت زندان مرا مي کُشتباز زندانبان خود بودمآن منٍ ديوانه ي عاصيدر درونم هايهو مي کردمشت بر ديوارها مي کوفتروزني را جستجو مي کرددر درونم راه مي پيمودهمچو روحي در شــبســـتانيبر درونم سايه مي افکندهمچو ابري بر بيابانيمي شنيدم نيمه شب در خوابهايهاي گريه هايش رادر صدايم گوش مي کردمدرد سيال صدايش راشرمگين مي خواندمش بر خويشاز چه رو بيهوده گريانيدر ميان گريه مي ناليددوستش دارم، نمي داني........روزها رفتند و من ديگرخود نمي دانم کدامينمآن من سر سخت مغرورميا من مغلوب ديرينم ؟بگذرم گر از سر پيمانمي کُشد اين غم دگر بارممي نشينمعاقبت روزي به ديدارم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * خزان تمامي ندارد وقتي گرمي دستانت را حس نمي کنم . خورشيد بي رمق است وقتي حرارت نگاهت را از من دريغ مي کنيگل زيبايي ندارد وقتي خنده بر لبانت نمي شکند اي هستي بخش با قدرت رود زندگي را دوباره جاري کن .امروزوقت عاشقي است .لحظه ي دلدادگي است . فردا ديراست چون شايد نيايد .امروز مال ماست .چرا با عشق ان را متبرک نکنيم؟چرا ساده نگيريم دوستت دارم را ؟دوستت دارم با قواعد پرواز . رها به سويت پرواز مي کنم و در اين اوج گيري مستانه فرشته ها را جا مي گذارم .را هم جا مي گذارم . ساقه اي بود از يک گل نيلوفر ابيکه خود از باغ دلمبه تمناي نگاهي چيدم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * دلم به وزن آفرینش گرفته است ... حدیث جدایی یا نزدیكی نیست ... ! قدر یكدیگر را نمی دانیم ... در دنیایی كوچك هر یك به اندازه قلب خویش گرفتاریم ... « از هیچ كس نمی پرسند چه هنگام می تواند خدانگهدار بگوید ... از عادات انسانیش نمی پرسند ... از خویشتنش نمی پرسند ... » كاشكی مثل روزهای عید هر روزمان را .. هر لحظه مان را لبریز از عشق قناعت گونه صرف می كردیم ... و بین دلهایمان این همه گله دیوار نشده بود ... كاشكی روزهای واپسین عاشقی فرصتهای غنیمتمان بود ... یكدیگر را می فریبیم .. دل خویش را یك بار هم كه دریایی می كنیم طوفانی میشود ! می خورد به صخره ها می تازد... ویران می كند ... چرا ما یاد نگرفته ایم قانون وفاداری را .... چرا سخت شده است گذشت و گذشتن و دوست داشتن و دوست داشته شدن بی شائبه ... بی محابا ... بی پروا ... دلم گرفته است به وزن آفرینش * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * مشب دلم گرفته حال پرواز دارماحساس رهایی دارمقلبم سنگ شدهدیدار بی معنا شدهیار قدیمی کجاییببینی شکست در اوج پیروزی روخدا قصه فردام چیستنیما(بلور) برایت خاطراتی بر روی این دفتر سفید نوشتم که هیچکسی نخواهد توانست چنین خاطرات شیرینی را برای بار دوم برایت باز گوید. چرا مرا شکستی ؟چرا؟ اشعاری برایت سرودم که هیچ مجنونی نتوانست مهربانی و مظلومیت چهره ات را توصیف کند چرا تنهایم گذاشتی ؟چرا؟ چهره پاک و معصومت را هزار بار بر روی ورق های باقی مانده وجودم نگاشتم چرا این چنین کردی با من ؟چرا؟ زیباترین ستارگان آسمان را برایت چیدم. خوشبو ترین گلهای سرخ را به پایت ریختم. چرا این چنین شد/؟چرا؟ من که بودم؟ که هستم به کجا دارم می روم؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بودتو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بودتنگ بلوری دلت درست مثل دل منکلی لبش پریده بود همش پره ترک بودوقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستیتوقعت فقط یه کم نوازش و کمک بودچه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیمکه رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزیدراستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بوددیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهاتقحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بودیادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود واشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بودتو در جواب پرسشم فقط همینو گفتیعاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بودنه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشیکسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بودقصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفتکسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................ نمی بخشمت............................ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * امیدوارم تا وقتی من تنهام توأم تنها بمونی... امیدوارم هر زجری من کشیدمو می کشم توأم بکشی... چون باید امثال تو یاد بگیرن دوست داشتن یعنی چی؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * میخواهی بروی؟ خب برو... انتظار مرا وحشتی نیست شبهای بی قراری را هیچ وقت پایانی نخواهد بود برو... برای چه ایستاده ایی؟ به جان سپردن كدامین احساس لبخند میزنی؟ برو.. تردید نكن نفس های آخر است نترس برو... احساسم اگر نمیرد ..بی شك ما بقی روزهای بودنش را بر روی صندلی چرخدار بی تفاوتی خواهد نشست برو... یك احساس فلج تهدیدی برای رفتنت نخواهد بود پس راحت برو مسافری در راه انتظارت را میكشد طفلك چه میداند كه روحش سلاخی خواهد شد برو... فقط برو..... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتی که عاشقم شدی پاییز بود و خنک بودتو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بودتنگ بلوری دلت درست مثل دل منکلی لبش پریده بود همش پره ترک بودوقتی که عاشقم شدی چیزی ازم نخواستیتوقعت فقط یه کم نوازش و کمک بودچه روزا که با هم دیگه مسابقه می ذاشتیمکه رو گل کدوممون قایق شاپرک بود ؟تقویم که از روزا گذشت دلم یه جوری لرزیدراستش دلم خونه ی تردید و هراس و شک بوددیگه نه از تو خبری بود ، نه از آرزوهاتقحطی مژده و روزای خوش و قاصدک بودیادم میاد روزی رو که هوا گرفته بود واشکای سرخ آسمون آروم و نم نمک بودتو در جواب پرسشم فقط همینو گفتیعاشقیمون یه بازی شاید ، یه الک دولک بودنه باورم نمی شه که تو اینو گفته باشیکسی که تا دیروز برام تو کل دنیا تک بودقصه ی با تو بودن و می شه فقط یه جور گفتکسی که رو زخمای قلب من مثل نمک بود................ نمی بخشمت............................ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * حالا كه دست هایت چتر نمی شوندحالا كه نگاهت ستاره نمی باردحالا كه خانه ای برای ما شدن نداریماز كاغذ شعرهایم اتاقی می سازمتا آوار تنهایی بر سرت نریزدو آرامش خیالت ، خیس اشك هایم نشود * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیدو به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی وبه جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی ، حس کنی هنوزم دوسش داریچه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورشهمه وجودت له شده ....چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنیاما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی....چه قدر سخته وقتیپشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندیتا نفهمه هنوزم دوسش داری .......چه قدر سخته گل آرزوهاتو تو باغ دیگری ببینیو هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی : گل من باغچه نو مبارک * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * من از سواحل خطوط ظلمت فریاد می كشمخا كسترم را در قطره ای كنبا دریایی از اندوهمر ا لبریز كنتا صبحی دیگرطلوعی دیگر ................... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * می خواهم برایت بنویسم. اما مانده ام که از چه چیز و از چه کسی بنویسم؟ از تو که بی رحمانه مرا تنها گذاشتی یا از خودم که چون تک درختی در کویر خشک،مجبور به زیستن هستم. از تو بنویسم که قلبت از سنگ بود یا از خودم که شیشه ای بی حفاظ بودم؟از چه بنویسم؟ از دلم که شکستی، یا از نگاه غریبه ات که با نگاهم آشنا شد؟ ابتدا رام شد، آشنا شد و سپس رشته مهر گسست و رفت و ناپیدا شد. از چه بنویسم؟از قلبی که مرا نخواست یا قبلی که تو را خواست؟ شاید هم اگر در دادگاه عشق محاکمه بشویم،دادستان تو را مقصر نداند و بر زود باوری قلب من که تو را بی ریا و مهربان انگاشت اتهام بزند. شاید از اینکه زود دل بسته شدم و از همه ی وابستگی ها بریدم تا تو را داشته باشمبه نوعی گناهکاری شناخته شدم. نه!نه! شاید هم گناه را به گردن چشمان تو بگذارند که هیچ وقت مرا ندید،یا ندیده گرفت چون از انتخابش پشیمان شده بود. عشقم را حلال کردم تا جان تو را آزاد کنم. که شاید دوری موجب دوستی بیشترمان بشود و تو معنای ((دوست داشتن))را درک کنی...امّا هیهات.... که تو آن را در قلبت حس نکردی و معنایش را ندانستی...از من بریدی و از این آشیان پریدی... ((ای کاش هیچ گاه نگاهمان با هم آشنا نشده بود...ای کاش هرگز ندیده بودمت و دل به تو دل شکن نمی بستم.ای کاش از همان ابتدا، بی وفایی و ریا کاری تو را باور داشتم انتظار باز آمدنت،بهانه ای برای های های گریه های شبانه ام شد و علتی برای چشم به راه دوختنو از آتش غم سوختن و دیده به درد دوختم... )) امّا امشب می نویسم تا تو بدانی که دیگر با یادآوری اولین دیدارمان چشمانم پر از اشک نمی شود.چون بی رحمی آن قلب سنگین را باور دارم. امشب دیگر اجازه نخواهم داد که قدم به حریم خواب ها و رویاهایم بگذاری...چون این بار، ((من)) اینطور خواسته ام، هر چند که علت رفتن تو را نمی دانمو علت پا گذاشتن روی تمام حرفهایت را... باور کن... که دیگر باور نخواهم کرد عشق را... دیگر باور نمی کنم محبت را...و اگر باز گردی به تو نیز ثابت خواهم کرد... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * یک برگ دیگر از تقویم عمرم را پاره می کنمامروز هم گذشتبا مرور خاطرات دیروزبا غم نبودنت..و سکوتی سنگینو من شتابان در پی زمان بی هدففقط میروم ..فقط میدومیاسها هم مثل من خسته اند از خزان و سرماگرمی مهر تو را میخواهندغنچه های باغ هم دیگر بهانه میگیرندمیان کوچه های تاریک غربت و تنهاییصدای قدمهایت را می شنوم اما تو نیستیفقط صدایی مبهمقول داده بودی برایم سیب بیاوریسیب سرخ خورشیدسیب سرخ امیدیادت هست؟؟؟و رفتی و خورشید را هم بردیو من در این کوچه های تنگ و تاریکسرگردانم و منتظربرگی از زندگی ام را ورق میزنمامروز به پایان دفترم نزدیکم * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به حرمت آن شاخه ی گل سرخ که لای دفتر ترانه هایم خشک شد ! به حرمت قدمهایی که با هم در آن کوچه ی همیشگی زدیم ! به حرمت بوسه هایمان ! نه ! تو حتی به التماس هایم هم اعتنا نکردی ! قصه به پایان رسید و من همچنان در خیال چشمان سیاه تو ام که ساده فریبم داد ! قصه به پایان رسید و من هنوز بی عشق تو از تمام رویا ها دلگیرم ...................... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * نمیتونم ببخشمت دور شو برو نبینمتتیكه ای بودی از دلم گندیدی و بریدمت هزار و یك رنگی بدون دروغ و نیرنگی بدونواسه دل عاشق من بد نامی و ننگی بدون راهمو كج كردی عزیز عشقمو رد كردی عزیزخودت ندونستی چی كردی با ما بد كردی عزیز یادت میاد گفتم بهت اگه نمیشی مرهممتو رو خدا زخمم نشو كه تیكه پاره است بدنم تو عین ناباوریها تو هم شدی یه زخم نوهیچ نمیخوام مثل تو شم از جلوی چشام برو...................... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * در امتداد گذر چند ثانیهصبر كنتنها برای بودن باش ، بمانبرای یك ثانیهكه اگر میدانستی ، ثانیه ها ، چقدر بزرگندبه اندازه خشم طبیعت ، به اندازه لطف خدا شایدبه اندازه یك قطره باران در كویر خشك غیرت پس یک ثانیه صبر کن............... به کجا میروی ؟صبرکن !... صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو !یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو ! ای کبوتر به کجا ؟!قدری دگر صبر کنآسمان پای پرت پیر شود بعد برو ای عزیز جان من ...تو اگر گریه کنی بغض منم میشکند !خنده کن !عشق نمک گیر شود بعد برو !یک نفر حسرت لبخند تو را میدارد ...صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو !خواب دیدی شبی از راه ، سوارت آمده ؟ باش ای نازنین !باش ای مهربان خواب تو تعبیر شود بعدبرو ! * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * باز باران ، بی طراوت ، کو ترانه؟! سوگواری ست ،رنگ غصه ، خیسی غم ،می خورد بر بام خانه ، طعم ماتم . یاد می آرم که غصه ، قصه را می کرد کابوس ، بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش.می دویدم، می دویدم ، توی جنگل های پوچی ، زیر باران مدیحه ، رو به خورشید ترانه ، رو به سوی شادکامی .می دویدم ، می دویدم ، هر چه دیدم غم فزا بود ، غصه ها و گریه ها بود ،بانگ شادی پس کجا بود؟این که می بارد به دنیا ، نیست باران ، نیست باران ، گریه ی پروردگار است،اشک می ریزد برایم.می پریدم از سر غم ، می دویدم مثل مجنون ، با دو پایی مانده بر رهاز کنار برکه ی خون.باز باران ، بی کبوتر ، بوف شومی سایه گستر ، باز جادو ، باز وحشت ،بی ترانه ، بی حقیقت ، کو ترانه؟! کو حقیقت؟!هر چه دیدم زیر باران ، از عبث پر بود و از غم ، لیک فهمیدم که شادیمرده او دیگر به دلها ، مرده در این سوگواری... * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * وقتی تو با من نیستی از من چه می مانداز من جز این هر لحظه فرسودن چه می مانداز من چه می ماند جز این تکرار پی در پیتکرار من در من مگر از من چه می ماند غیر از خیالی خسته از تکرار تنهاییغیر از غباری در لباس تن چه می مانداز روزهای دیر بی فردا چه می آید؟از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟ * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * شعر عاشقانه متن عاشقانه شعر دلتنگی عشق نفرت جدایی متن جدایی برای او که رفته شعر برای جدایی متن جدایی عاشقانه متن زیبای عاشقانه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم آذر ۱۳۹۰ ساعت 11:7 توسط عشقولانه های سیامک و سمانه جون
|
سلام به دوستان من