گاه زندگی زیباست برایمان و گاه زشت

گاه زندگی به ما لبخند می زند و نیازمند لبخند ماست ولی ما اخم می کنیم

گاه ما به زندگی لبخند می زنیم و انتظار لبخند داریم ازش ولی طوری دیگر رفتار می کند

گاه...

بیشتر وقتا هیچی بر وفق مرادمون نیست

بیشتر وقتا اونجوری به زندگی نگاه می کنیم که دوست داریم باشه

بیشتر وقتا یه طرفه به قاضی می ریم بدون مهلت دادن برای دفاع

بیشتر وقتا...

تا حالا شده بشینی فک کنی ببینی از زندگی چی می خوای؟

تا حالا شده بشینی فک کنی ببینی زندگی چی می خواد ازت؟

تا حالا شده بشینی...

اگه یه ذره فک می کردیم به دلیل به وجود آمدنمان

فک می کردیم به دلیل فرستاده شدنمان به زمین

فک می کردیم به دلیل اشرف مخلوق بودنمون

فک می کردیم که چرا خدا از روح خودش به ما دمید

فک می کردیم...

شاید الان زندگیمان این نبود

 
 
 
""""""""""""""""""""""""""""""""""""
 

 
 
آگاه باشید!

همانا آخرین امام ،قائم مهدی، از ماست،او بر تمامی ادیان چیره خواهد بود

هشدار!اوست انتقام گیرنده از ستمکاران

هشدار!اوست فتح کننده ی دژها و منهدم کننده ی آنها

هشدار!اوست چیره بر تمامی قبایل مشرکان. رهنمای آنان

هشدار!اوست خون خواه تمامی اولیای خدا،همانا او یاور دین خداستع او از دریایی ژرف پیمانه هایی افزون گیرد.

هشدار!او هر ارزش مندی را به اندازه ی ارزش او و هر نادان و بی ارزشی را به اندازه ی نادانیش نشان دار کنن

هشدار!اوست میراث دار دانش ها و احاطه دار برادراکها

هشدار!اوست بالیده و استوار

هشدار!اوست حجت پایدار و پس از او حجتی نخواهد بود. راستی و روشنایی جز با او نیست

هشدار!او ولی خدا در زمین است

خطبه ی غدیر فراز 8

 
 
 

خیلی توی این هشت روز فک کردم

می خواستم بنویسم ولی نمی دونستم از باید بنویسم

می دونستم ولی نمی تونستم بنویسم

رفتیم بار خستگی رو بزار زمین دیدم با دوری بیشتر شد

برگشتم شاید کمتر احساسش کنم

 
 

 
 
ای وای که چقد دلم برای این ماه تنگ شده بود

ای خدا می شه امسال آخرین محرمم نباشه

آخه چقد سعادت می خواد توی این ماه بودن

یکی شب جمعه می میره اونوقت سومش می شه اول محرم

کی می خواد تضمین کنه که این آخرین محرممون نیست؟

خدا یه کاری کن بتونیم ازش استفاده کنیم

 
 

 
 
 
چه سختس این دوری

گفتم دوری خطا پوشی نما

حاشا از تابش آفتاب وجود تو که ذره ذره وجود مرا درمان می دهد

گفتم من چقدر خودخواهم

من چقد اندک است منظر نگاه من خطا پوشی کن

حاشا ...

حاشا از شعاع نور تو که روشنی بخش نه حیات بخش همه ی هستی است

من کجا

دوری کجا

تو کجا که به شعاع وجود تو همه روزی می خورند

آسمان و زمین در مسیر خود به آرامش و ثبات رسیده اند

می دانم ،

می دانم اعتراف دارم بر این یقین که تو دور نیستی

زندگی من بسته وجود و جود توست

اما با این دل با این دل چه کنم که در عین ایمان می خواهد تورا از پس پرده ببیند

بر من سخت است که دیگران را ببینم و تو را نه

بر من سخت است که لحظه لحظه ی عمرم بر سفره ی احسان تو باشم و نتوانم به قدر پلک زدنی رو در رو شومو و شکر شوق خود را بر بوسه ای بر پاهای تو ابراز کنم

برای من با آن عمق بنده انگشتی وجودم همه چیز عادی و عادت می شود

عادت ها حجاب می شود و غفلت بر عقلم چیره می گردد

می ترسم از این تکرار و غفلت

مرا دریاب ای محبوب من

یا اباصالح

تا در دریای آرامش نعمت های تو باور وجودت را راهنمای زندگانیم باشد

برای تو برای دلم دعا می کنم تا خدا هرچه زود تر ظهورت رابر من برما آسان نماید

یا اباصالح


همه ی جمله ی غدیر در این جمله ی کوتاه خلاصه شده است که

من کنت و مولاه فهذا علی و مولاه

هرکه من مولای اویم علی مولای اوست یعنی هرکه من مولای اویم علی مولای اوست

یعنی هرکس ولایت مرا گردن می نهد باید بر ولایت علی ع نیز گردن بگزارد هرکه به دنبال رسالت است باید امامت را دنبال کند هرکه محمدی است لاجرم باید علوی باشد وگرنه محمدی نیست