آن زمانی که گفتی دوستت دارم

دل تنگت شدم

میدانستم که دروغ است

خودت حواست نبود که دستانت میلرزید

حتی نمیدانستی تکرر دوستت دارم را اشتباه به زبان می آوری

آن روز اولین روز درغگویی تو بود

و تنها روز باور من

اما نمیدانم چرا با تمام دانسته هایم ازتو

پشت به آیینه کردم و آیینه را شکستم

و این روز را باور کردم

واقعا نمیدانم چرا


 
"::::::::::::::::::::::

 

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

 


نوشآب کرد


قلندر احساسم کجایی؟؟؟؟؟؟

کجایی که دزدی بر قنات بی آبم حمله کرد

حمله کرد وبرد جرعه ای از وجودم را

وجودم را نوشآب کرد

نوشآب کرد ،آری تمام هستی ونیستیم را

نوشآب کرد



::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::
 

زندگیم کو؟؟؟؟؟؟؟


زندگیم،آهیست

حسرتیست

برلبان آنکه عاشقم بود

بی هوا در ظلمت شب فریاد زدم

آیییییییییییییییییییییی مردم زندگیم کو؟؟؟؟؟

ناگه صدایی  از پشت سر آمد ،اما کس نبود

قلبی فتاده به پایم بود که گفت:

زندگیت ، همان آهیست

همان حسرت

که درجام تهی اندیشت نوشیدم

وآرزوی یک لحظه مهربانیت

تا کنون بر لبانم دوخته ام


 
 
 

دلم گرفته(جسد گمنام)


در خلوتم

با گور همبسترم

آی مردم با کدامین سنگ میخواهید

سنگسارم کنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من که تکه سنگی بر سینه دارم

و

آهی برلب

نه آهم از درده

نه از سفر

آهم از یه ناجوانمرده

آری از یه نامرده



 
 

درد و دل من

دلم بدجوري گرفته..هر طرف که نگاه ميکنم تو رو ميبينم.. عطرتو حس

ميکنم و صداتو ميشنوم..اما تو هيچ وقت نيستي... ميترسم دستاتو تو دستم

بگيرم..ميترسم بلور انگشتاتو بشکنم... مي ترسم تو هم مثل من بوي

تنهايي و غربت بگيري.. مي ترسم اين بغض هزار ساله به تو هم سرايت

کنه... من از مرگ نمي ترسم از رفتن تو مي ترسم.. مي ترسم تو بري و

من نميرم! مي ترسم بدون تو زنده بمونم دلم گرفته...!! مثل تموم شبهايي

که گذشت..!! مثل تموم شبهايي که بدون تو خواهند اومد...!! روزگارم از

شبهاي بي ستاره تو هم تيره تر شده.. تنها يادت هست که اميدسپيده اي

هرگز نيومده رو تو دلم زنده نگه ميداره...ديگه زير بارون خيس نميشم..!! ياد

اون چتري که بالاي سرم گرفتي تا ابد با منه.. من و ببخش که هنوز ازت

پرم ..که هنوز نميتونم ازت دل ببرم.. راستي تا حالا شده اون قدر دلت براي

کسي تنگ بشه که با شنيدن اسمش هم بغض گلوتو بگيره؟؟ تا به حال

شده اون قدر بخواي براي يه نفر بميري که از زنده بودنت هم خسته

بشي؟؟ يا شده دلت بخواد زمين و زمان متوقف بشن تا نگاهي که به تو

خيره شده لحظه اي بيشتر باقي بمونه؟؟ميدوني... من عاشقم چون فقط

يه بار تو دلم زلزله اومد اما از زلزله بم هم مخرب تر.. چون هميشه قلبم

واسه يه نفر زد (واسه تو)...ميدوني... تو هيچ وقت نتونستي ذهنمو

بخوني..اشکمو ببيني.. صدامو نشنيدي..صدايي که خودت خفش کردي..

صدايي که يه روز بهت ميگفت دوست دارم عشق من پاک بود..عشق من با

عشقاي حالا فرق داشت وقتي ميگفتم دوست دارم با بند بند وجودم

ميگفتم.. اما هيچ وقت نفهميدي.. اما بازم ميخوام از تو بنويسم ..ميدوني

چرا؟؟ چون اول و اخر لحظه هام تويي... بذار هميشه پريشونت بمونم

ميذاري که ؟؟ تو رو خدا اينم ازم نگير من ميميرم


 


خیلی ها مترسک رو دوست ندارن

   چون پرنده ها رو می ترسونه

   ولی من دوسش دارم

   چون تنهایی رو درک می کنه


صبورم

صبورم

آری صبورم

شاید نیستم و گمان می کنم که هستم !

این روزها هر چه می نویسم خطی بر بیهودگیست

بعد او

بعد زندگی

آه ... واقعا چه حوصله ای هست که اصرار به نوشتن دارم ؟

خیال می کنم که صبورم

اما نم نم باران حکایت دیگری دارد

چقدر خوب که باران پشت پنجره را کسی نمی بیند

چقدر خوب که غم خانه تنگ دلم را کسی نمی بوید

من تنهاترینم اما دیگر به کس دل نخواهم بست

که این دل از غم ها لبریز است و حال

حتی نیاز به تلنگری ندارد

که بی هوا و بی بهانه

روزها و روزها

بی آن که به دادش برسند

می بارد و می بارد و می بارد و