۱.بعد مشخص شدن 3 تا از نمره ها و قطعی شدن مشروطی با رفیقمون رفتیم پارک یه بادی به کلمون بخوره، پسره  اومده نشسته جلومون هِی چشمُ و ابرو میاد. رفیقم میگه داره آمار میده؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دلقک بازی در میاره مارو از این وَضع خارج کنه!


۲.شب ساعت 11 اومدم خونه بابام آیفونو برداشته میگه میای بالا؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ آشغالا رو که میاری پایین ماهیانه منم بیار !!!


۳.تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !


۴.یه گوسفند خریده بودیم بسته بودیمش به درخت که قربونیش کنیم دختر خالم اومده میگه آخــــــی میخوان این طفلی رو بکشن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستیمش به درخت درس عبرتی باشه واسه بقیه ی گوسفندا


۵.با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه: شمام عسل میخواین!؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم!!


۶.تو خیابون کفتر رو سر دوستم طرح زد! بعد دست میکشه سرش میگه ااااااااه کفتر بود ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ پری دریایی بود بوس فرستاد!

۷.ماشین رو بردم سرویس، میگم فـــیلترش هم بذار، میگه فیـــلتر هوا؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک


۸.سوار ماشین بودیم یه موتور با سرعت دویست تا از کنارمون عبور کرده، رفیقم داشت با موبایلش ور میرفت ندیدش، میگه:موتور بود؟
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میگ میگ بود؟!


۹.تو خیابون موتوریه اومد کیفم رو قاپید، یارو میپرسه دزد بود؟
گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ رفیقم بود اومده بود امانتیش رو پس بگیره، فقط خواست هیجانش بیشتر باشه


۱۰.رفتم سر خاک خدا بیامرزی دارم خرما تعارف می کنم، طرف برداشته میگه فاتحه است دیگه نه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خدا بیامرز زنده شده داریم جشن می گیریم!


۱۱.زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام. بقیش هم آدامس بدین!


۱۲.تو مترو همه رو سر هم سوار شدن خانومِ اومده میگه اون وسط جا نیست؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ جا هست ما مثِ مارمولک چسبیدیم به شیشه یِ در!!



۱۳.پام رفته تو چاله وسط خیابون با مغز پهن شدم رو زمین اومدن دورمو گرفتن میگن خوردی زمین؟!گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ! دارم سجده شکر به جا میارم


۱۴.یارو زنگ زده خونه ما میگه اداره ثبت احوال؟ میگم نخیر. میگه ااااا اشتباه گرفتم؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ شما درست گرفتی من اشتباه ورداشتم !

۱۵.رفتم پرنده فروشی میگم آقا قناری‌های نر و مادتون کدومان ؟ میگه میخوای بخری ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مامور منکراتم اومدم ببینم قفسشون یه وقت مختلط نباشه


۱۶.داریم راز بقا میبینیم ... پرنده داره تخم میذاره ... دوستم میگه تخم گذاشت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ جیش کرد به صورت بسته بندی شده !

۱۷.با دوستم رفتیم بام تهران. یه یارو تو بانجی جامپینگ داشت بالا پایین میرفت ... دوستم میگه اگه این کش پاره بشه می خوره زمین داغون می شه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوره زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره ...


۱۸.به دوستم میگم یه ذره حجابتو درست کن ... میگیرن ! میگه کی ؟ پلیسا ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ دست اندرکاران شبکه فشن تی وی !




۱۹.تو تاکسی نشستم. میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون. دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون !


۲۰.زنگ زدم اورژانس میگم تصادف شده. یارو میپرسه کسی هم صدمه دیده؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ فقط زنگ زدم بگم همه سالمند که از نگرانی درتون بیارم !

۲۱.قرص پشه گرفتم. داداشم میگه باید بزارم تو دستگاه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ صبح، ظهر، شب با یه لیوان آب بده به پشه‌ها سر یک ماه حالشون خوب میشه !


۲۲.رفتم سوپر مارکت میگم یه نوشابه بزرگ بده. میگه یعنی خانوادگی باشه ؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ مجردم بود اشکالی نداره. فقط محجوب باشه و اهل نماز و روزه 

۲۳.قورمه سبزی آوردند سر میز، دوستم می پرسه قرمه سبزیه؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ کوکو سبزیه آبشو زیاد کردن کم نیاد



۲۴.صبح پا شدم رفتم سایپا میگم خانم یه پیش فاکتور 132 میخوام میگه پراید؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ بوگاتی وِیرون مدل 132 تحت لیسانس سایپا!!!



۲۵.تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن می گه می خای تو فیش بنویسی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم


۲۶.از خواب بیدار شدم بابام اومده میگه بیدار شدی ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خوابم خودمو زدم به بیداری

۲۷.تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم.یه آدم خوشحال اومده با ما رو سنگ قبرا رو می خونه.بعد می گه دنبال قبر کسی می گردین؟میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلیم اومدیم ببینیم کسی زود تر از موقع نمرده باشه!

۲۸.مگس اومده تو خونه رفتم حشره کش آوردم مامانم میگه می خوای بکشیش؟می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام بزنم زیر بغلش بوی عرق نده!

 

۲۹.سر امتحان برگه تقلبم رو در آوردم دارم مینویسم مراقبه دیده میگه تقلبه؟؟...میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دعای ابو حمزه ثمالیه!!

 

 

 

لب‌ها می لرزند.  

 

شب می تپد. 

 

جنگل نفس می کشد.
 

پروای چه داری، مرا در شب بازوانت سفر ده.
 

انگشتان شبانه ات را می فشارم ،  

 

و باد شقایق دور دست را پرپر می کند.
 

به سقف جنگل می نگری: 

 

         ستارگان در خیسی چشمانت می دوند.
 

    بی اشک ،  

 

            چشمان تو نا تمام است، 

 

                       و نمناکی جنگل نارساست. 


دستانت را می گشایی ،  

 

                         گره تاریکی می گشاید. 


                     لبخند می زنی ، رشته رمز می لرزد. 


        می نگری ، رسایی چهره ات حیران می کند.  


        بیا با جاده پیوستگی برویم. 


           خزندگان در خوابند. 

   

                    دروازه ابدیت باز است. 

                                             

                                              آفتابی شویم. 


چشمان را بسپاریم ، که مهتاب آشنایی فرود آمد. 


                     لبان را گم کنیم، که صدا نا بهنگام است.
 

در خواب درختان نوشیده شویم ،  

   

                       که شکوه روییدن در ما می گذرد. 


باد می شکند ، شب راکد می ماند.  

 

                                 جنگل از تپش می افتد.
 

جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم ،   

              و شیره گیاهان به سوی ابدیت می رود. 

 

   جوشش اشک هم آهنگی را می شنویم

 

 

""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""""

 

 

غنچه ی یاس-غزلی زیبا در باره حضرت رقیه (س) -


 

دوش در خاطرم آن سرو گل اندام آمد 
باز فارغ دلم از آتش در جام آمد

دانه بر گونه نهادست و به دورش زلفی
همچو صیّاد که با دانه و با دام آمد

مصحف رو ، خَجَک خال و خم گیسوی جیم
بین که قدّ الف یوسف از آن لام آمد

صلح خواهست اگر پس به چه کارش آید
جنگ افراز که با ناوک و صمصام آمد

اول عشق اگر این بوده سرانجامش چیست
راضی استم به خدا هر چه که فرجام آمد

نو گلان چمن آسیمه پریشان گشتند
آه ، از خار مغیلان که به اقدام آمد

اختران از پی و خورشید هدایت در پیش
سنگ باران چو شهاب است که در شام آمد

چشم ها خیره بر آن سلسله ی مشکین بود
به نظرگاه عدو زاده ی ضرغام آمد

ز سخنرانی شهدخت علی نالان کفر
بی گمان رفت و پی اش پرچم اسلام آمد

نازم آن غنچه ی یاسی که به حیرت می گفت :
خاک چادر بِزُدا عمه که بابام آمد

بی کران است ، امین ، بحر مصائب ، زانست
هرچه گفتی همه چون قطره ی قمقام آمد
 
 
 
 
 
 
 
 
 

نمونه اى از احمقان تاريخ

 

 

***

در تاريخ آمده است كه شخصى به نام حارث بن حوط به حضور على عليه السلام آمده و گفت: گمان مى كنى من طلحه و زبير و عايشه را باطل مى دانم؟!

 

كنايه از اين كه من بين تو و آنان فرق نمى گذارم، و نمى دانم كداميك حق، و آن ديگرى باطل مى باشيد!! حضرت در جوابش فرمودند: تو در تشخيص حق و باطل دچار اشتباه شده اى، تو مى خواهى براى تشخيص آنها به سراغ خود افراد روى! و اين صحيح نيست، بلكه بايد در شناسايى اشخاص به سراغ معيارهاى حق و باطل بشتابى و از اين طريق، صحيح را از ناصحيح و صواب را از خطا تميز دهى

 

حارث گفت: من به دنبال عبدالله و سعد وقاص مى روم كه راه بى طرفى اعلان نموده،و داخل مسائل سياسى نمى گردد

 

حضرت فرمودند: آنان از حق و حقيقت پشتيبانى ننموده، و بر ضد باطل قيام نكرده اند!! تو چگونه از راه ناصحيح آنان پيروى مى نمايى

 

در حالات آن دو نفر آمده است كه: پس از قتل عثمان، سعد وقاص چند رأس گوسفند خريده و راه صحرا را پيش گرفت، و از بيعت با اميرالمؤمنين خوددارى نموده و به چوپانى مشغول شد

 

ولى عبدالله عمر با آن حضرت بيعت كرد، و سپس بيعت خود را شكسته، و زير حمايت خواهرش حفصه همسر رسول خدا راه بى طرفى را پيش گرفت، و خانه نشينى را بر نظام اجتماعى اميرالمؤمنين ترجيح داد!!

 

او بر همين منوال مى گذرانيد تا اينكه حجاج بن يوسف در جنگى كه در مكه رخ داد، عبدالله زبير را به دار زد و عبدالله عمر شبانگاه به منزل حجاج آمده و بدو گفت

 

من از پيامبر خدا شنيدم كه فرمود

 

'هر كس از دنيا برود و امام زمان خويش را نشناسد، مسلمان نمرده است'.

 

اينك آمده ام از طريق تو براى عبدالملك مروان بيعت نمايم، هم اينك دستت را بده تا با تو بيعت كنم! حجاج در حالى كه با وى با تحقير و بى احترامى برخورد مى كرد، در اين هنگام پايش را دراز نموده و گفت: بيا به جاى دستم با پايم بيعت كن

 

عبدالله عمر گفت: چرا به من اسائه ادب نموده و تحقيرم مى نمايى؟

 

 

امام حسین(ع)امام حسین(ع)امام حسین(ع) امام حسین(ع)امام حسین(ع)3امام حسین(ع)6امام حسین(ع)7امام حسین(ع)امام حسین(ع)امام حسین(ع)امام حسین(ع)
 
 
امام حسن(ع)میلاد لامام حسن (ع)میلاد امام حسن (ع)میلاد امام حسن (ع)میلاد امام حسن(ع)میلاد امام حسن (ع)میلاد امام حسن(ع)میلاد امام حسن(ع)میلادامام حسن(ع)میلاد امام حسن(ع)میلاد امام حسن(ع)میلاد امام حسن(ع)امام حسن(ع)امام حسن (ع)