|
|
|
اعتباری به خروسِ سحری ، نیست دگر دیر خوابیده و برخاسـتنـش دشـوار است كوك كن ساعتِ خویش ! كه مـؤذّن ، شبِ پیـش دسته گل داده به آب . . . و در آغوش سحر رفته به خواب كوك كن ساعتِ خویش ! شاطری نیست در این شهرِ بزرگ كه سحر برخیزد شاطران با مددِ آهن و جوشِ شیرین دیر برمی خیزند كوك كن ساعتِ خویش ! كه سحر گاه كسی بقچه در زیر بغل ، راهیِ حمّامی نیست كه تو از لِخ لِخِ دمپایی و تك سرفه ی او برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! رفتگر مُرده و این كوچه دگر خالی از خِش خِشِ جارویِ شبِ رفتگر است كوك كن ساعتِ خویش ! ماكیان ها همه مستِ خوابند شهر هم . . . خوابِ اینترنتیِ عصرِ اتم می بیند كوك كن ساعتِ خویش ! كه در این شهر ، دگر مستی نیست كه تو وقتِ سحر ، آنگاه كه از میكده برمی گردد از صدای سخن و زمزمه ی زیرِ لبش برخیزی كوك كن ساعتِ خویش ! اعتباری به خروسِ سحری نیست دگر ، و در این شهر سحرخیزی نیست |
::::::::::::::::::::::::::::: دوستت دارم سمانه جون ::::::::::::::::::::::
|
|
|
از دشمن خود یکبار بترس و از دوست خود هزار بار. امروز همان راه حل های دیروز است. جوان ایرانی زانو نمیزند حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قدش باشد. کوروش کبیر ایستاده بمیرید بهتر از آنست که نشسته زندگی کنید. کوروش کبیر نه شرقی , نه غربی , انسانی! ما در هیچ سرزمینی زندگی نمیکنیم منزلگاه ما قلب کسانی است که دوستشان داریم. زرتشت نیمه ی گمشده ما علت اصلی و اساسی حضور ما در جهان است. به دنبال چه هستید؟ وقتی مرگ طالب علم فرا میرسد, شهید میمیرد. رسول اکرم(ص) موفقیت یا شکست ذاتاٌ خوب یا بد نیست. نحوه نگاه کردن ماست که آنها را متفاوت میسازد. تولد شروع زنده بودن و تحول شروع زندگانی است. سعی کنید مثل توپ هرچه محکم تر به زمین میخورید بیشتر اوج بگیرید. پ.ن: البته امیدوارم هیچوقت زمین نخورید. |
|
چه میشود همه از جنس آسمان باشیم؟
|
|
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها |
|
|
|
صدا کن مرا صدای تو خوب است صدای تو سبزینه ی آن گیاه عجیب است که در انتهای صمیمیت حزن میروید. در ابعاد این عصر خاموش من از طعم تصنیف در متن اداراک یک کوچه تنهاترم. بیا تا برایت بگویم چه اندازه تنهایی من بزرگ است و تنهایی من شبیخون حجم تو را پیشبینی نمیکرد. و خاصیت عشق اینست. کسی نیست, بیا زندگی را بدزدیم, آن وقت میان دو دیدار قسمت کنیم. بیا با هم از حالت سنگ چیزی بفهمیم بیا زودتر چیزهارا ببینیم. ببین, عقربک های فواره در صفحه ی ساعت حوض زمان را به گردی بدل میکنند. بیا, آب شو, مثل یک واژه در سطر خاموشی ام بیا, ذوب کن در کف دست من جرم نورانی عشق را. مرا گرم کن ( و یک بار هم در بیابان کاشان هوا ابر شد و باران تندی گرفت و سردم شد, آن وقت در پشت یک سنگ, اجاق شقایق مرا گرم کرد.) در این کوچه هایی که تاریک هستند من از حاصل ضرب تردید و کبریت, میترسم, من از سطح سیمانی قرن میترسم. بیا تا نترسیم از شهرهایی که خاک سیاشان چراگاه جرثقیل است. مرا باز کن مثل یک در به روی هبوط گلابی در این عصر معراج پولاد مرا خواب کن زیر یک شاخه دور از شب اصطکاک فلزات. اگر کاشف معدن صبح آمد, صدا کن مرا. و من, در طلوع گل یاسی از پشت انگشت های تو, بیدار خواهم شد. و آن وقت حکایت کن از بمب هایی که من خواب بودم و افتاد. حکایت کن از گونه هایی که من خواب بودم و تر شد. بگو چند مرغابی از روی دریا پریدند. در آن گیر و داری که چرخ زره پوش از روی رویای کودک گذر داشت قناری نخ زرد آواز خودرا به پای چه احساس آسایشی بست. بگو در بنادر چه اجناس معصومی از راه وارد شد. چه علمی به موسیقی مثبت بوی باروت پی برد چه ادراکی از طعم مجهول نان در مذاق رسالت تراوید. و آن وقت من, مثل ایمانی از تابش «استوا» گرم, تو را در سر آغاز یک باغ خواهم نشانید. «سهراب سپهری» از یکی میپرسن بلندترین شب سال کدومه؟ میگه شب امتحان! طرف حتماً خیلی مشتاق بوده امتحان بده. یلداتون مبارک! |
این شعرها دیگر برای هیچکس نیست
نه! در دلم انگار جای هیچکس نیست
آنقدر تنهایم که حتی دردهایم
دیگر شبیه دردهای هیچکس نیست
حتی نفسهای مرا از من گرفتند
من مردهام در من هوای هیچکس نیست
دنیای مرموزیست ما باید بدانیم
که هیچکس اینجا برای هیچکس نیست
باید خدا هم با خودش روراست باشد
وقتی که میداند خدای هیچکس نیست
من میروم هرچند میدانم که دیگر
پشت سرم حتی دعای هیچکس نیست
::::::::::::::::::::::::::::: دوستت دارم سمانه جون ::::::::::::::::::::::


ماه فرو ماند از جمال محمد (ص)
سرو نباشد به اعتدال محمد (ص)
قدر فلك را كمال و منزلتى نیست
در نظر قدر با كمال محمد (ص)
وعده دیدار هر كسى به قیامت
لیله اسرى شب وصال محمد (ص)
آدم و نوح و خلیل و موسى و عیسى
آمده مجموع در ظلال محمد (ص)
عرصه گیتى مجال همت او نیست
روز قیامت نگر مجال محمد (ص)
و آن همه پیرایه بسته جنت فردوس
بو كه قبولش كند بلال محمد (ص)
همچو زمین خواهد آسمان كه بیفتد
تا بدهد بوسه بر نعال محمد (ص)
شمس و قمر در زمین حشر نتابد
نور نتابد مگر جمال محمد (ص)
شاید اگر آفتاب و ماه نتابد
پیش دو ابروى چون هلال محمد (ص)
چشم مرا تا به خواب دید جمالش
خواب نمىگیرد از خیال محمد (ص)
سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى
عشق محمد(ص) بس است و آل محمد(ص)



زاد روز فرخنده و مبارک
آخرین فرستاده خداوند
خاتم الانبیاء و المرسلین
رحمت اللعالمین
حضرت محمد امین صلی الله علیه و آله و سلم
بر تمام پیروان الهی
بویژه مسلمان جهان
و هموطنان عزیز
خجسته و مبارک باد




::::::::::::::::::::::::::::: دوستت دارم سمانه جون ::::::::::::::::::::::


















بهش اس دادم گفتم دوستام میگن باهات تموم کنم اونم جا در جا بایکی دیگه دوس شد
میرم اما مطمین باش من یه روزی برمیگردم
داداشم کوچیک که بود حدودا3-4سالش بود یه قابلمه ویه کفگیرو کاسه برمیداشت ولخت که فقط یه شرت پاش بود میرفت بیرون
توی کوچه کاسه رو روی سرش میذاشت وبا کفگیر پشت قابلمه رم میزد بعد با اهنگ خاصی دادوبیداد میکرد فکر میکرد از اون
از اون خواننده هایی هست که مییان سر چهار راه اهنگ میخونن ومیزنن و پول می گیرن
یه روزی میری از اینجا واسه اغازی دوباره
میدونستم که یه روزی میری وبرنمی گردی
ولی کاش لحظه ی رفتن خداحافظی میکردی


سلام به دوستان من