خسته ام...       تا کجای قصه باید ز دلتنگی نوشت تا به کی بازیچه بودن توی دست سرنوشت  تا به کی با ضربه های درد باید رام شد  یا فقط با گریه های بی قرار آرام شد بهر دیدار محبت تا به کی در انتظار خسته از این زندگی با غصه های بی شمار .
      قلب من...     اي قلب من باراني ات کردند و رفتند کنج قفس زنداني ات کردند و رفتند در سايه هاي شب تو را تنها نوشتند سرشار سرگرداي ات کردند و رفتند احساس پاکت را همه تکفير کردند محکوم بي ايماني ات کردند و رفتند هر شب تو را دعوت به بزم تازه کردند در بزمشان قرباني ات کردند و رفتند زخمي که رستم از شغاد قصه اش خورد مبناي اين ويراني ات کردند و رفتند       بی وفا       گفتمش دل مي خري؟ پرسيد چند؟ گفتمش دل مال تو... تنها بخند! خنده کردو دل ز دستانم ربود ... تا به خود آمدم او رفته بود! ... دل ز دستش روي خاک افتاده بود ... جاي پايش .... روي دل ..... جامانده بود ....       آن روز...       مي رسد روزي که بي من روزهارو سرکني مي رسد روزي که مرگ رو باور کني مي رسد که تنها در کنار قبر من شعرهاي کهنه ام را                   مو به مو از بر کني...       خاطره       قدم مي زنم شهر خاموشي رو ! قدم مي زنم اين فراموشي رو ! ورق خورده دفترچه ي کوچه ها من و تو، تو و من، رسيدن به ما ... اگه شب شب سرد تکراريه هنوز عطر دستاي تو جاريه دل بي تپش ردتو از بره نگاه کن مرا تا کجا مي بره! بتاب از تو پلک پنجره ! بخون از سکوت پس حنجره ! بيا تا نلرزه قدمهاي عشق! نذار بشکنه مرد تنهاي عشق ! ببر شب رو از دلواپسي ! بگو از کدوم کوچه سر مي رسي ؟ تو پيچ کدوم واژه پيدات کنم ؟ بگو تو کدوم خواب تماشات کنم ...؟     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""     روز آمدن با مداد رنگی هایم روز آمدنت را نقاشی می کنم وجاده های رفتنت را خط    خطی،کسی نیست، یبا وزندگی را به من بگو،غلطهایم را و زیر روزهای      اشتباهم راخط بکش،بودنت مثل دریایی مرا در بر می گیرد... آنجا که تو هستی ماهی ها هم نمی توانند بیایند چه رسد به من ....؟ کدام صبح می آیی،کدام چمدان مال توست بیا، اجاق سرد دلم را فقط تو می توانی روشن کنی...       انتظار       ای کاش بودی ، تا این جاده ها با آمدن تو بی انتهاتر می شد میدانی که زمزمه های دلتنگی من با آمدن تو به پایان میرسد وبه شبنم چشمانم طراوتی دوباره می دهد... تو رفتی ومن ماندم در یک عالم دلواپسی تو رفتی وانتظارم را به جاده ها پیوند زدی... اوج زیبایی         چه شب ها تا سحر نام تورا از دل صدا کردم   دلم را جنون بی کسی ها اشنا کردم   نفهمیدم چه رنگی دارد این شبهای شیدایی   که قلبم را فقط باخاطراتت مبتلا کردم   چه حسی بود در قلبم شبیه کوچه برفی   به راه کوچه برفی تورا از خود جدا کردم   نفهمیم می میرم نباشی ومثل پروانه   تورا من در ته این کوچه برفی رها کردم چه شبها تا سحر با قاصدک در خلوتی بی رنگ   نشستم موبه موی خاطراتت را رسوا کردم   به پای قاصدک بستم صبوری را شبیه گل   نوشتم روی گلبرگش که من بی تو چه ها کردم...     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""     مال تو     توی دنیا چه می خواهی که به پاهات بریزم تمام هستیمو من به سراپات بریزم لب پرخنده می خوای ،بیا لبهام مال تو بیا تا برات بگم من، وجودم مال تو بیا تا فدات بشم من غرورم مال تو اگه بازیچه می خوای بیا قلبم مال تو اگه یه روز خونه می خوای سیل اشکم مال تو هرچه دارم مال تو از تو       باید از تو بنویسم،خوب می دانم چرا وقتی در هوای تو نفس می کشم چشمهایم بجز تو را نمی بینند،دستانم بجز تو را لمس نمی کنند وقتی سر گشتگی هایمو تنهائیم را به مهمانی خلوت می برم ودرهای خیال را بر روی خود می بندم درانتهای این بم بست هم نمی دانم که باید ازتو بنویسم.خدای من همیشه ازتو می خواهم سرنوشت که همیشه با توام وخود را به تو می سپارم...     عشق و جدایی       وقتی صحبت از عشق می شه بیشتر آدم ها محافظه کار می شوند خیلی هامنکر می شند یک عده ای تر جیح می دن نظر ندن یک عده ای عشق حقیقی را عشق به خدا می دونن یک عده ای عشق زمینی را هوس می دونن و.. یادمه توی دبیرستان هر دفعه به شعر های عاشقانه می رسیدیم دبیر ادبیات از ارتباط این اشعار با عشق الهی می گفت و تمام خط و خال ولب و لعل و گیسوو یار و.. استعاره از خدا بودند و دبیرمون همیشه بعد از توصیف زیبای عشق به خدا شروع به محکوم کردن عشق های زمینی می کرد و عشق های  که به اصطلاح دبیرمون عشق های کوچه بازاری بودند. هنوز یادمه که یک دفعه به خاطر مخالفت من کلی من رو متهم کرد که وقتی نمی دونم عشق واقعی چیه بهتره نظر ندم!! این اتفاق وقتی پای صحبت دوستامم می شینم می افته دوباره انکار دوباره محافظه کاری دوباره عشق الهی ..و دوباره صحبت از عشق حقیقی و عشق های الکی و هوس مابانه برام جالب بود بدونم فرق عشق حقیقی و غیر حقیقی چیه؟این ملاکی که همه ازش صحبت می کنن و قطعا ملاک مهمی باید باشه و ملاکی که تشخیص اون باید سخت باشه چون به عقیده دوستام خیلی کم آدمی پیدا میشه که عشقش حقیقی باشه قریب به اتفاق عشق حقیقی را دوست داشتن زیاد می دونستند دوست داشتنی که فراتر از ظاهر هست دوست داشتنی که ارزشمند است و برای اون حاضریم از خیلی چیزها بگذریم دوست داشتنی که ابدی است دوست داشتنی که به ازدواج موفق ختم میشه چون عشق حقیقی بهترین داروی حل مشکلاته نمی دونم اشتباه می کنم یا نه؟!!یا به قول دبیر ادبیاتمون وقتی نمی دونم عشق حقیقی چی هست بهتره نظر ندم!! اما پذیرفتن این حرف ها هم برام سخته و بیشتر غیر قابل پذیرش گرچه بین عشق و هوس فاصله زیادی هست و البته قابل تشخیص اما فکر نمی کنم که عشق غیر حقیقی وجود داشته باشه برای من عشق فقط یکی است تنها دوست داشتن دوست داشتنی که از ظاهر شروع می شه دوست داشتنی که همه شاعرهای ما در طول قرن هاهم از اون صحبت کردندو بی شک همون عشق زمینی هست عشق و دوست داشتن جنس مخالف ای روی ماه منظر  تو نو بها رحسن خال و خط تو مرکز و مدار حسن/ بدام زلف تو دل مبتلا خویشتن است/ لعل  سیراب بخون تشنه لب یار من است وزپی دیدن او دادن جان کار من است عشقی که به نظرمن می تونه پایان داشته باشه عشقی که می تونه جایگزین داشته باشه عشقی که یکبار در زندگی ما اتفاق نمی افته عشقی که نشان زیبای و ارزشمندی اون ازدواج موفق نیست عشقی که تنها عشق و دوست داشتنه و هر عشقی زیباست و ازدواج یک قرار دادی که با عشق و دوست داشتن آغاز می شه قراردادی که زیباترین دلیل انعقاد آن دوست داشتن و عشق هست قرار دادی که جایز است و تنها خیارفسخ آن عدم تفاهم است و این خیار به زمان خاصی محدود نمی شه قرار دادی که کلید اصلی موفقیت اون تفاهم واخلاق است نه عشق  و جدایی هیچ گاه پایان نیست     ای کاش       ای کاش در چشم هایت تردید را دیده بودم  یا از همان روز اول از عشق ترسیده بودم  ای کاش آن شب که رفتم از آسمان گل بچینم جای گل رز برایت پروانگی چیده بودم  گل را به دست تو دادم حتی نگاهم نکردی آن شب نمی دانی اما تا صبح لرزیده بودم آن شب تو با خود نگفتی که بر سرمن چه آمد با خود نگفتی ز دستت من باز رنجیده بودم انگار پی برده بودی دیوانه ات گشته ام من تو عاشق من نبودی و دیر فهمیده بودم از آن شب سرد پاییز که چشم من به تو افتاد گفتم ای کاش شب ها هرگز نخوابیده بودم  از کوچه که می گذشتیم حتی نگاهم نکردی چشمت پی دیگری بود این را نفهمیده بودم آن شب من و اشک و مهتاب تا صبح با هم نشستیم ای کاش یک خواب بد بود چیزی که من دیده بودم  تو اهل آن دوردستی من یک اسیر زمینی عشق زمین و افق را ای کاش سنجیده بودم  بی تو چه شبها که تا صبح در حسرت با تو بودن اندوه ویرانیت را تنها پرستیده بودم وقتی صدا کردی از دور با عشوه ای نادرت را آن لهجه نقره ای را ای کاش نشنیده بودم  انگار تقصیر من بود حق با تو و آسمان است وقتی که تو می گذشتی از دور خندیده بودم اما به پروانه سوگند تنها گناهم همین ست جای تو بودم اگر من صد بار بخشیده بودم باید برایت دعا کرد آباد باشی و سرسبز ای کاش هرگز نبینی چیزی که من دیده بودم  اندوه بی اعتنایی چه یادگار عجیبی ست اما چه شب ها که آن را از عشق بوسیده بودم حالا بدان تو که رفتی در حسرت بازگشت یک آسمان اشک آن شب در کوچه پایشده بودم هر گز پشیمان نگشتم از انتخاب تو هرگز رفتی که شاید بدانم بیهوده رنجیده بودم حالا تو را به شقایق دیگر بیا کوچ کافیست جای تو بودم اگر من این بار بخشیده بودم     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""   مرا ببخش     مرا ببخش که ســــاده بودنم دلت را زد...مرا ببخش اگر عشــــق ورزیدنم چشمانت را بست...می روم تا آنان که توانا ترند تو را به اوج بودنــــت برسانند...اشکهایم که سرازیر میشوند دیری نمی پاید که قندیل می بندد...عجیب سرد است هوای نبودنت ... صبـــر کن عشق زمین گیر شــود بعد برو  یا دل از دیــــدن تـــــــو سیر شــود بعد برو   تــــو اگـــــر کوچ کنی قلــب خدا می شکند    صبــــــــر کن گـــــــریه به زنجیر شود بعد برو حالا که رفتنی شده ای باشد قبول ... لا اقل این نکته را بدان : آهن قراضه ای که چنان گرم گرم می تپید دلم بود نامهربان . . . راستی : ﺍﺯ ﻣــــــــﺎ ﮐــــﻪ ﮔﺬﺷـــﺖ!ﻭﻟـــﯽ ﺑــــﻪ ﺩﯾـــﮕﺮﯼ ﻣﻮﻗــﺘﯽ ﺑـــﻮﺩﻧﺖﺭﺍ ﮔﻮﺷـﺰﺩ ﮐﻦﺗـــﺎ ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺍﻭﻝ ﻓﮑـــﺮﯼ ﺑـــﻪ ﺣﺎﻝﺟـــﺎﯼ ﺧـــﺎﻟﯿﺖ ﮐﻨـﺪ ...     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""   شهر غریب       غریب آمده بودم غریب خواهم رفتنچیده سیب به رویای سیب خواهم رفتمیان بوسه طنابی به دار می بافندبه گونه با گل سرخ فریب خواهم رفتصدای خواب براحساس شهر می پیچیدوگفت با دل من بی نصیب خواهم رفتومرگ سهم تمام حیات حـّوا بوداسیردست رسوم عجیب خواهم رفتبه شوق باغ پراز یاس های شهرقدیمازاین بهاردروغین نجیب خواهم رفتاگرچه گریه براین شهرجرم زندان داشتمیان همهمه هاعن قریب خواهم رفتزمان کوچ شد افسوس،دست من خالیست غریب آمده بودم غریب خواهم رفت       """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""   دوست دارم     اري .... باز هم مثل هميشه براي تو مي نويسم ....تويي كه مرا سرگردان دنياي قشنگ عاشقي كردي ،تويي كه قلم روان قلبم را به دست دلم دادي تا براي اولين بار براي تو بنگارد ،تويي كه ديگرهيچ گاه نمي توانم از كنارت با بي تفاوتي بگذرم وانگاه كه تو اين كار را كردي بايد بگريم ، تويي كه چيزي به من هديه كردي تا غمخوار و همدم تنهايي هايم باشد ،تويي كه عشقي به من شناساندي تا اميد روشنايي فرداهاي تارم باشد ،تويي كه فقط تو را از او مي خواهم و بس .تويي كه هيچ در وصف مهرباني هاي بي پايانت نمي يابم ، تويي كه نمي دانم جواب محبت هايت را چگونه مي توان داد ،و تنها حرف و كلامي كه برايت مي يابم اين است :با تمام وجودم دوستت دارم     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""         تو گویند پری رو که به چشم دگر افتاد/دل را چو از این باده ی مستانه بر افتاد... دل را به سرایت بنوازد این صدا را/انعام تو فرمایی به لبخندی گدا رااز مهر تو بس این دل من بهانه گیر است/از حسرت چشمان تو بس که پیر پیر استامشب که منم راوی و افسانه تویی تو/ساقی منمو جمله ی پیمانه تویی تو     گریز       هر شعر گریز از یک گناه بود هر فریاد گریز از یک درد و هر عشق گریز از یک تنهایی عمیق افسوس که تو هیچ گریزگاهی نداشتی...!    امیر بابک یحیی پور           کاش می توا نستم با دستانی که محکوم به نوشتنند تنهاییم ،دلتنگیم و سکوت سرد فاصله ها را برایت نقاشی کنم کاش می دانستی عشق چه رنگی دارد تا می توانستم از دلتنگی هایم با همان رنگ برایت بوم بسازم کاش می توانستی شب هنگام با بالهای شیشه ای خیالت تا رویاهای شکستنی خیالم پرواز کنی دستانم را بگیری و تا ته زمان با من سخن گویی کاش می دانستی هر شب در تکرار لحظه ها خسته از سکوتی بی انتها با ماه ، با ستاره از تو می گویم کاش می دانستی در نبودن هایت  به جای تو، برای شب بو ها قاصدکها و یاس های دلتنگ حیاط شعر می خوانم در انتظارت می مانم تا یخ های زمان ذوب شود تا پرستوها به پرواز در آیند پس فعلاً محکومم و محکوم یعنی دلباخته دچار و دچار یعنی عاشق   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""   خداحافظ ای ارزوی محال  !                                  خداحافظ ای دوردست های خیال! خداحافظ ای ابتدای درنگ!                                     خداحافظ ای انتهای مجال! فریبایت مثل رنگ غروب                                       فروزانیت مثل صبح زلال تو راخواستن ابتدای جنون                                    توراداشتن منتهای جنون                           .         میخواستم بدونی که عاشق ترینم  که از داغ عشقت شقایق ترینم                                                            میخواستم بدونی که بی تو نمیشه                                     که دور از تو روزام سیاه همیشه میخواستم بدونی که دلگیرم از تو                                  ولی خنده هامو نمیگیرم از تو بیا مهربون شیم بیامهربون شیم                                    مث دست خورشید.مث اسمون شیم     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""       لحظه هاي سخت تنها ماندنم   با تو يك دنيا قشنگي مي شود   با تو حتي خواب هاي تلخ من   يك بغل روياي رنگي مي شود   هيچ مي داني دلم اين روزها   بي تو دائم بي قراري مي كند؟   عصر بغض آلود و خيس جمعه ها   در فراقت سخت زاري مي كند؟   نامه هاي هر شبم را خوانده اي؟   نامه اي از لحظه هاي انتظار   از ميان كوچه هاي تنگ دل   نامه اي از باغ سيب بي بهار   آسمان هم باز باريدن گرفت   مي نوازد چنگ باران را خدا   بوي خوب خاك و عطر ياد تو   مي كشد تا شهر رويايت مرا   كاش در اين لحظه هاي تلخ درد   شانه هايت تكيه گاه گريه بود   كاش لبخند قشنگت از دلم   غصه هاي كهنه اش را مي ربود!   چشم هاي خيس من در يك اميد   قلب من در آرزوي وصل توست   سوخت باغ هستي ام در اين خزان   خوب مي دانم بهاران فصل توست!   مسیر آرامش را می پیمایم و    سبز می کنم درختان را آنچنان که بهار   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""                                                               آیا میدانستید که دانشمندان ثابت کرده اند که گل سرخ ترکیبی از بوی 40 نوع گل مختلف است؟ آیا میدانستید که اگر کلفتی تار عنکبوت به اندازه مغز یک مداد به هم تنیده میشد می‌توانست یک هواپیمای بویینگ سنگین وزن را تحمل کند؟ آیا میدانستید که این حقیقت دارد که به راستی فیل از موش میترسد؟ آیا میدانستید که شلوغ ترین مکان دنیا کندوی زنبور عسل است؟ آیا میدانستید که در حال حاضر 6 میلیون اختراع در جهان وجود دارد که ادیسون با 1094 اختراع رکورد دار است؟  آیا میدانستید که اگر تمام کرات منظومه شمسی را با هم جمع کنیم و سپس آن را دو برابر کنیم باز هم به اندازه کره مشتری نمی‌شود؟ آیا میدانستید که وسعت کره ماه به اندازه قاره استرالیاست؟ آیا میدانستید که ملخ ها فراوان ترین موجودات بر روی زمین هستند و موجوداتی هستند که در روز دو برابر وزن خود غذا می‌خورند؟ آیا میدانستید که هر چشم مگس از10 هزار عدسی تشکیل شده است؟ آیا میدانستید که طبیعت سیاره اورانوس بر خلاف زمین است یعنی دو قطبش گرم و قسمت های استوایی آن بسیار سرد است؟  آیا میدانستید که سوسک ها مقاوم ترین موجودات در برابر گرسنگی هستند. آنها میتوانند یک ماه بدون غذا و دو ماه بدون آب زنده بمانند؟ آیا میدانستید که نیروی جاذبه ماه میتواند باعث زمین لرزه شود؟ آیا میدانستید که شیارهاى کف دست کمکی براى بهتر گرفتن اشیاء است؟ آیا میدانستید که لاشخورها قادر به دیدن یك موش كوچك از ارتفاع ۴ كیلومتری میباشند ؟   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""       یچک تنهایی   به کی حبس ابد می دهی؟ هنوز ستاره های بی رحم به رویای نا تمامم چشمک تعارف می کنند ماه ، غریبانه فاصله را دید می زند هیچ آشنایی اشکهایم را ندید تراکم قطره های خونم جویباری شد که به هر زمینی رسید خشکید دیده ام گریان ولی گونه ام کویر حرفی ندارم چگونه فراموش کنم آن روز هنگام غروب باران ، پنجره اتاق را خیاطی می کرد هر قطره اش که به شیشه می خورد قلب زلالش هزار تکه می شد نگاهم که به دوردست گره می خورد دلم برای خاطره ای سوخت که زیر خلوارها غصه مدفون است آسمان رعدی زد و نعره ای کشید تو دور شدی و من دور تر پیچ جاده را که رد کردی چشم سیاه مستم دیگر تورا ندید  دلهره ای می دوید درخیابان خیس سنجاقکی جار زد: آتش گرفتم !! و بند بند ذهنم  پر شد از شاخه خشک پیچک تنهایی آن روز هرگز برایم شب نشد چون غروبش سالها طول کشید بارها بغض کردم ولی نخواستم خطای این اشکهای منبسط را گونه های مسیحایی ات به دل بگیرد بعد از تو کسی گریه ام را به شانه نگرفت و روحم به اعماق زمین پر کشید حالا که زمان آبستن آینده است و درخت ، با شور و شوقی پوچ انتظار آفتابی گرم در دلش یخ زده ناچار بر سکوی کنار پنجره می نشینم و غرق در کاغذی که با نام تو سیاه شده هبوط غربت را به احترام صدا یک قرن سکوت می کنم همیشه به یادت هستم شب هایی که حتی جغد ها هم خوابند اگر باران می دانست معنی انتظار را آن روز بی پروا هرگز بر خیسی  پنجره دامن نمی زد و هنوز به قنوت گریه نرسیده سلامم نمی داد ناگاه زمین چشمانم در منظومه یادت سریع چرخید دهانم طعم پوچی گرفت درهای پنجره را تا انتها باز کردم گیلاسم را پیش کشیدم و ابر ، به سلامتی این همه تنهایی شرابی برایم ریخت   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""     مرگ بر عشق     مرگ بر عشق !وقتی تو یارم نباشی صبح برخیزمو تو کنارم نباشی ******************** وای بر من که چون باجنون وعده کردم توتولیلای درانتظارم نباشی رودی ارام راسوی دریا کشاندی ******************** مرده ابم اگر آبشارم نباشی ******************** اسمانی وهرجا که هستم تو هستی اه حتی اگر دردریایم نباشی ******************* مرگ زیباست داروندارم که باشی ندارم اگر چوب دارم توباشی       """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """""""""""" دو کبوتر عاشق   عشق فقط مختص به ما   نیست  عشق یه چیز مقدسه   حالا گرفتی براچی میگم     """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""" تک تک روزهایم را میسوزانم تا چراغی شود  برای شبهای بی ستاره   ات   یا امام رضا   ای غروب چشمانت*غم ترانه دریا از افق دری بگشا روبه خانه دریا ای غروب چشمانت*غم ترانه دری آن شب.نگاهم زیر باران تمنا بود دست کسی برشانه ام می رست رویا بود   باز دل میکند جستجویت بال وپر میزند رو به سویت دوستت دارم   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""     روز ولانتاین روز ولانتاین مبارک (روز عشق مبارک)   اینجاست که میگن عشق فقط مختص ادما نیست عشق برای همه است   پشت دریاها پشت دریاهای حیرت آبی رویای من کوچه باغ اشنایی ها وغربت های من من شبانی عاشقم. آواره روزان سرد ای فدای خنده هایت هی هی وهی های من ای غزل ای عشق ای تنهای پر های وهوی می سرایم در تو خود راتا بمانی باز در رویای من      """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """""""""""" همیشه فرداست   نگاه عاشق بهار رویاست عبث نگفتیم بهار با ماست ازاین تبسم چه اییه ای خوش تر که پشت هر برگ بهشت پیداست بهار یعنی قیامتی سبز که روزی از عشق نثار گلهاست   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""     تنهایم   شب وکوچه های پر از تهی .که نرفته خسته خسته ام شب وکوچه های پر از کبود .که در انتظار نشسته ام شب وکوچه ها هم مثل هم پر چشم گم شده در نسیم شب وکوچه های همیشگی که نبود ادم وبود شب وکوچه های پر از کبود .که در انتظار نشسته ام   """"""""""""""""   دوستت دارم  عشقم    سمانه  جون  """"""""""""   دوستت دارم   ســــــــــــــــــــــــانه    جون  یاد تو   کاش سری داشتم افسا نه ای هم سفری داشتم افسا نه ای کاش که در لحظه ی بی چارگی چاره گری داشتم  افسانه ای کاش زمانی که دلم می گرفت از تو پری داشتم افسانه ای      کلاغ های کاغذی کلاغ های شعر من! کلا غ های کاغذی! چراسرنمی زنید به باغ های کاغذی! ************ چرادگر نمی پرید در اوج آسمان شعر ؟ چرا مرا نمی پرید به سوی کهکشان شعر؟ *************** به روی کاغذ سفید همیشه نوک می زدید وچار پاره ی مرا چه ساده کوک می زدید! **************** دوباره شاعرم کنید در این سکوت کاغذی چرا که دفترم شده کویر لوت کاغذی!