اين بار مي خواهم هفت سين عيد را با ياد تو بچينم
سبزه را با ياد روي سبزه ات
سمنو به ياد شيريني لبخندت
سايه دانه به رنگ چشم هايت
سرکه با ياد ترشي مهربانيت
سيب با ياد ترديه گونه هايت
سکه با ياد درخشش قلبت
سير با ياد تندي کلامت
با همه خوبي ها و بدي هايت ... دوستت دارم


پیشاپیش عیدتون مبارک.....

سال خوبی رو براتون آرزو دارم.امیدوارم همه به هر چی که دوست دارند برسند......


 

 


            سیامک  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   سمانه  جون 

 
 
 
 

در این هستی غم انگیز

وقتی حتی روشن کردن یک چراغ ساده ی «دوستت دارم»

کام زندگی را تلخ می کند

وقتی شنیدن دقیقه ای صدایِ بهشتی ات

زندگی را

تا مرزهای دوزخ

می لغزاند

دیگر – نازنین من-

چه جای اندوه

چه جای اگر...

چه جای کاش...

   - این حرف آخر نیست -

به ارتفاع ابدیت دوستت می دارم

حتی اگر به رسم پرهیزکاری های صوفیانه

از لذت گفتنش امتناع کنم.

 

خدایا دوست دارم ، همین! بیشتر از این چیزی ندارم که بگم....

 
 
 

 

دخترک پاهاشو تو بغلش گرفته بود و سرشو رو زانوش گذاشته بود و آروم آروم گریه می کرد....

یکی از راه رسید و گفت : آب نبات می خوای؟

- دخترک چیزی نگفت و همچنان گریه می کرد.

یکی دیگه رسید و گفت : بادبادک می خوای؟

- دخترک همچنان گریه می کرد.

یکی دیگه اومد و گفت : می خوای ببرمت پارک؟

اما دخترک به گریه کردنش ادامه می داد.....

 

هر کی از راه می رسید و یه چیزی به دخترک می گفت ، اما دخترک توجه نمی کرد. چون هیچ کدوم درمون دردش نبود!

تا اینکه بالاخره یکی از اون بالابالاها رسید و گفت : نکنه دلت شکسته ؟ ! . . . .

دخترک آروم سرش رو آورد بالا و نگاش کرد . دونه های اشک روی گونه هاشو پا ک کرد و آروم  و آروم تر شد!

زمینی ها به اونی که از آسمون اومده بود گفتند : دل ؟ دل چیه ؟ !

آسمونی یه نگاهی بهشون کرد و گفت : دل ، دریچه احساسات آدمهاست ! اگه ترک بخوره یا بشکنه فقط به دست ما آسمونیها درست میشه ، اما شما زمینی ها فقط می تونین اون رو بشکونین! . . . .

آسمونی دست دخترک رو گرفت و بردش اون بالا بالاها . . . .

دخترک خوشحال بود . چون می دونست که ترک دلش درست میشه ، می دونست اون قطره های کوچیک اشکش تونسته عرش رو به لرزه دربیاره که یکی از اون بالا بیاد پایین و دستش رو بگیره . . .  فهمید که خدا هنوزم دوستش داره ! . . . .

 

 

 

در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد

از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار
کان تحمل که تو دیدی همه بر باد آمد

باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند
موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد

بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم
شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد

ای عروس هنر از بخت شکایت منما
حجله حسن بیارای که داماد آمد

دلفریبان نباتی همه زیور بستند
دلبر ماست که با حسن خداداد آمد

زیر بارند درختان که تعلق دارند
ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد

مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان
تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد

 
 


            سیامک  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   سمانه  جون 

 

 

داريم 10 نفري بازي شبکه اي ميکنيم اومده ميگه جدي حال ميده؟ ميگم پــ نه پــ اسکوليم! عذاب داره اما ميخوايم تهذيب نفس کنيم!



- رفتم آزمايش ادرار. يارو ميگه ادراره؟ ميگم: پـــ نه پـــــ سکنجبين برو کاهو بيار بزنيم توش بخوريم!



- تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، يارو زده به شيشه ميگه آقا شما هم مي خواي گاز بزني؟ پـــ نه پـــ من مي خوام ليس بزنم...



- رفتيم غار عليصدر. به رفيقم خفاش نشون دادم. ميگه واي خفاشه! پــ نه پـــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اينجا سکونت دارن فعلا!!!



- تو دستشويي به خواهرم ميگم آفتابه رو ميدي؟ ميگه ميخواي خودتو بشوري؟ پ نه پ ميخوام آبش کنم بذارم تو يخچال.



- به يارو راننده ميگم: آقا اگه ميشه يکم سريعتر. الان هواپيما ميپره... ميگه: بسلامتي مسافرين؟

... پــ نه پـــ... فندک هواپيما ديشب دستم جامونده، ميرم بدم به رانندش!




- رفتم بالاي برج ميخواستم خودمو بندازم پايين يارو ميگه ميخواي خودکشي کني؟ ميگم پــــ نه پــــــ اومدم ببينم

سرعت صفر تا صدم از اين بالا تا پايين چقدر ميشه، بجاي پروژه بدم دانشگاه.



- رفيقم ميگه اگه با گوشي برم تو اينترنت از شارژم کم ميشه؟ پـــ نه پـــ از ذخيره ارزي کشورهاي عضو اپک کم ميشه.



- دم دستشويي عمومي واستادم تا نفر قبلي بياد بيرون، اومده بيرون، ميبينه دارم پيچ و تاب ميخورم ميگه دستشويي داري؟؟

 ميگم پـــ نه پـــ ، دارم با صداي موزيکي که نواختي تمرين رقص عربي ميکنم!




- به اپراتور اداره ميگم لطفا شماره فلاني رو برام بگير. ميگه گرفتم وصل کنم؟ ... پـــ نه پـــ فوت کن, قطع کن



- يارو اومده مي بينه همکارم توي اتاق نيست باز مي پرسه خانم فلاني نيست؟ پـــ نه پـــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط کش بزن در بياد.



- مگس کش دستمه. مامانم ميگه ميخواي مگسا رو بکشي؟ ميگم پـــ نه پــــــ ميخوام رهبري ارکسترشون رو بکنم سمفوني بتهوون بزنن!



- حواسم نبود با صورت رفتم تو در، ميگه نديديش؟ ميگم پـــ نه پــــــ من دارکوبم مي خوام با منقار يه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو.



- رفتم صندلي بخرم واسه کامپيوتر، يارو گفت: راحت باشه؟ پــــ نه پــــ خار داشته باشه...



- دارم تو حياطمون موتورمو تعمير ميکنم به مامانم ميگم دستمال بيخودي داري؟ ميگه ميخواي موتورتو تميز کني؟

پـــ نــه پــــــ ميخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردي برقصم.



- طوطي گرفتم فاميلمون اومده ميگه اااااااااااااااااااااااا طوطيه؟

پـــ نــه پــــــ يا کريمه يه کم با فتوشاپ تغييرش دادم!



- ميگم بابا... تصميمم رو گرفتم... مي خوام زن بگيرم... ميگه ميشناسيش؟ ميگم آره. ميگه مجرده؟

پـــ نــه پــــــ منتظرم شوهرش رضايت نامشو امضا کنه بريم خواستگاري.




- دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم. ميگه شما سوال داري؟ پـــ نــه پــــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگيري ...



- رفتم پيژامه از کمد برداشتم پوشيدم بابام ميگه از تو کمد برداشتي؟ پـــــ نه پـــــــ گذاشته بودم تو يخچال تابستونيه پيژامه تگري بپوشم خنک شم.
- ماشينم بنزين تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده يکي ? ليتر بنزين از ماشينش بهم بده که فقط خودمو برسونم

به يه پمپ بنزيني, يکي زد بقل گفت آقا بنزين براي ماشينت مي خواي؟ پـــ نــه پـــ مي خوام باهاش خودمو آتيش بزنم




- بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا ?? درجه اومدم خونه خواهرم ميگه خسته اي؟ اگه نيستي منو ببر يه جايي ميخوام خريد کنم

پـــ نــه پـــ خسته نيستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قليون ميکشيدم




- رفتيم سر خاک يکي از فاميلامون ساکت نشستيم پسر خاله ام ميگه ساکتي!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سيا نرمه نرمه رو بخونم



- يارو عکسمو ديده ميگه:اااا دماغ خودته اين؟ پــــ نه پـــــــ دماغ اجدادمه که بيني به بيني، نسل به نسل منتقل شده الان رسيده به من!!!!



- داداشم گفت چرا بال بال ميزني؟چيزي پريد تو گلوت؟گفتم پــ نــ پـــ دارم خودم رو آماده پروار ميکنم



- کله صبحي رفيقم ميخواست بياد درس بخونيم بهش زنگ زدم گفتم دوتا نونم بگير بيار گفت واسه صبونه؟

پــ نــ پـــ واسه ذخيره سازي تو روزاي سخت زمستون




- خواهرم از بيرون مياد خونه..ميبينه پشت سيستمم...ميگه کامپيوتر روشن کردي؟؟

پــ نــ پـــ دکتر گفته بشين جلوي مانيتور خاموش زل بزن بهش واسه چشات خوبه...!



- ميري مسجد وضو بگيري تا نماز بخوني ميبيني يه آقايي ميرسه ميگه پسر جان وضو ميگيري ميگي پــ نــ پـــ ميخوام قزل الا صيد كنم



- نون بربري خريدم همسايمون منو ديده ميگه نون بربريه؟ پــ نــ پـــ ماشين جديدمه طرح بربري توليد شده



- ساعت 7 صبح رفتم برا امتحان دانشگاه نگهبانه ميپرسه امتحان داري؟ ميگم پــَ نه پــَ اومدم خمير بگيرم بدم دست نونوا



- تو هواپيما نشستم دارم دعا مي خونم بغل دستيم مي گه دعا مي کني سالم برسي؟

 پــ نــ پـــ دوست دارم صحنه سقوط هواپيما رو از نزديک ببينم دعا مي کنم سقوط کنيم




- از بالا در دارم ميام تو خونه بابام از راه رسيد ميگه باز تو کليد يادت رفت؟ پــ نــ پـــ دارم

 آمادگي جسمانيمو تست ميکنم امشب ميخوايم بريم سرقت!!!



- يکي‌ زنگ زده ميگه شما فرشادين ميگم نه ميگه پس اشتباه گرفتم؟ پــ نــ پـــ من فرشادم صداي تورو شنيدم الزايمرگرفتم يادم نيست !!!



- زنه شيکمش اومده جلو ، رفيق ما ميپرسه اين حامله س؟؟ پــ نــ پـــ اين زن آقا گرگه اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش




- حسيني باي دست پسره رو گرفته ميگه با ياد چي ميري کنکور بدي؟پسره ميگه با ياد خدا.....پــ نــ پـــ بگه به ياد دوست دخترم ميرم سر جلسه



- صبح رفتم کنکور بدم .مراقب ميگه تو هم اومدي کنکور بدي؟ پــــ نه پـــــــ اومدم اينجا برم دسشويي



زنگ زدم 115، ميگه آمبولانس ميخواين قربان؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه پليس 110 ميخوام, بقيش هم آدامس بدين!


به مامانم ميگم من ميرم کارواش، ميگه ماشينم ميبري؟ ميگم پَـــ نَ پَــــ دارم ميرم اونجا دوش بگيرم



رفتم دکتر ميگم:دو روزه بدنم خيلي درد ميکنه! بعد از 10 دقيقه معاينه ميگه: ميخواي واست دارو بنويسم؟! پـَـَـ نَ پـَـَــــ ميخواي واسم دعا کن تا خوب بشم!!!!



زنگ زدم ميگم مامان بيا منو گرفتن... ميگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟ ميگم پـَــــــ نَ پـَــــ مرکز نخبگان ايران



حدود ? صبح بود رفتم سر يخچال تنگه آب رو برداشتم آب بخورم، دوستم بلند شده ميگه مي‌خواي آب بخوري ؟

گفتم پـَـَـ نَ پـَـَــــ ،تو خواب يادم افتاد به گلا آب ندادم مي‌خوام بهشون آب بدم



سوار تاکسيم ميگم آقا نگه داريد ميگه پياده ميشي؟ پـَـَــــ نــه پـَـَــــــ ميخوام باد لاستيکا رو چک کنم...!!



با گل رفتم بيمارستان نگهبان ميگه گل براي مريضتون آوردين گفتم پ نه پ اومدم خواستگاري تو با اين سيبيلات...



کامپيوترم يه ويروس گرفته بود رفتم کلي پول آنتي ويروس اورجينال دادم بعد سه ساعت اسکن ويروسه رو پيدا کرده پيغام داده:

آيا مطمئن هستيد که مي خواهيد اين ويروس را حذف کنيد؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ مي خوام ازش نگهداري کنم بزرگ بشه بشه عصاي دستم



داشتم  تلويزيون ميديدم بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بعدش به من ميگه داشتي ميديدي؟؟؟!!!

 پَـــ نَ پَـــ داشتم گرمش ميکردم تا شما بياي ببيني!!!!!

به استاد ميگم لطفا كمكم كنيد دارم مشروط ميشم ميگه نمره ميخواي گفتم پَـــــ نَ پَــــــ... نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاكي كه بايد بريزم تو سرم ميخوام


 

 


            سیامک  ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤   سمانه  جون 

 

 

یه باره عاشقت شدم

یه دفعه شد یه باره ای

یه باره ها زیادنو

یه دفعه شد تمومه من

یه باره قهرمون گرفت

یه باره هامو خط بزن

بریم سر دوباره ها

دوباره من ، دوباره ما

دوباره آشتی کردیم و

شدیم دو تا یار قشنگ

دوباره چوب لحظه ها

دوباره غصه و سکوت

دوباره مرگ قافیه

دوباره ها زیادنو

دوباره دیگه کافیه

بریم سر سه باره ها

سه باره مونم زود گذشت

رفتیم سر صدباره ها

اونقدر باهاش قهر کرده بودم

میگفت پیرم کردی دیگه

اما هنوزم منو میخواست

نمیدونم واقعآ میخواست

یا داره بازی میکنه

با دل و قلب و جون من

 

 

 

یادت میاد هم کلاسی ------------- اون روز اول تو کلاس

من بودمو تو بودیو ----------------- بچه های پر رمز و راز

یادت میاد چه روزایی ------------- سر کلاس نیومدیم

استادامون درس میدادن ---------- ما اما گوش نمیدادیم

خنده هامون تو اون روزا ---------- کلاسو رو سرش میذاشت

توی دل استادامون -------------- کینه و نفرتو میکاشت

یادت میاد تو امتحان ------------- تقلبای جور واجور

یادت میاد قرض میدادیم -------- کتابامونو بی غرور

یادت میاد کفری شده --------- گفتی چقدر حرف میزنی

منم از اون پس همیشه ------ سر کلاس ساکت بودم

با هیچکی حرف نمیزدم ------ به درسامون گوش میدادم

 

 

 

چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری
 
در حقیقت سیاسی و کمدی / گریه دار است و خنده بازاری
 
 
جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده
 
جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده
 
 
اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم
 
و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم
 
 
آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب
 
بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب
 
 
همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی
 
بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی
 
 
مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد
 
مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد
 
 
دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن
 
بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن
 
 
 
طفلکی حرف بد نگفته به تو / اصلا این حرف را بزن تو به من
 
من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن
 
 
یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار
 
بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار
 
 
شطّ رنج است ضربه ی حداد / بعد هر ضربه کیش و مات حدید
 
مرد باید که حرف حق بزند / هرکه عاش سعید مات سعید


 

 

 

 

زندگی یعنی چکیدن        همچو شمع ازگرمی عشق  

زندگی یعنی لطافت       گم شدن در نرمی عشق 

زندگی یعنی دویدن        بی امان در وادی عشق

رفتن و آخر رسیدن         بر در آبادی عشق

میشود هرلحظه هرجا    عاشق و دل داده بودن

پر غرور چون آبشاران     بودن اما ساده بودن