سوختن غمهايتان در آتش امشب بزرگترين آرزوي ماست.

چهارشنبه سوري به شما عزيزان مبارك

 

 


وقتی انسان به سمت بی بند و بار حرکت کند نهایت نداردا

من همون جزيره بودم خاكي و صميمي و گرم واسه عشق بازي موجها قامتم يه بستر نرم

يه عزيز دردونه بودم پيش چشم خيس موجها يه نگين سبز خالص روي انگشتر دريا.

تا كه يك روز تو رسيدي توي قلبم پا گذاشتي غصه هاي عاشقي رو تو وجودم جا گذاشتي

زير رگبار نگاهت دلم انگار زير و رو شد براي داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس كشيدي انگار نفسم بريد تو سينه ابر و باد و دريا گفتن حس عاشقي همينه.

اومدي تو سرنوشتم بي بهونه پا گذاشتي اما تا قايقي اومد از من و دلم گذشتي

رفتي با قايق عشقت سوي روشنيِ فردا من و دل اما نشستيم چشم به راهت لب دريا.

ديگه رو خاك وجودم نه گلي هست نه درختي لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي

دل تنها و غريبم داره اين گوشه ميميره ولي حتي وقت مردن باز سراغتو ميگيره

ميرسه روزي كه ديگه قعر دريا ميشه خونم اما تو درياي عشقت باز يه گوش هاي مي مونم.

 

نفس نمكشد هوا،قدم نمي زند زمين،سكوت مي كند غزل،بدون او يعني همين!!!


 

زمان،بس كند مي گذرد براي آنان كه در انتظارند

بس طولاني است براي آنان كه در اندوهند

 بس كوتاه براي آنان كه سرخوش اند

اما ابدي است براي آنان كه عاشق اند...

 

"""""""""""""  دوستت دارم سمانه  جونم    """""""""""""

 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«الْحَمْدُ لِلّهِ الَّذي هَدانا لِهذا وَ ما کُنّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللّه»

با توکل به خدا می خواهیم در وبلاگ «نظام ظهور» در راستای دغدغه مقام معظم رهبری(ایده الله تعالی) مبنی بر «تعمیق مهدویت»، به ارائه سلسله مباحثی در رابطه با «برنامه ملک خداوند» بپردازیم، اینکه «برنامه ملک خداوند» یعنی چی؟ جایگاه آخرالزمان چیست؟ جایگاه ظهور امام زمان(عج)در سیر برنامه ملک خداوند چیست؟ تعریف ظهور چیست؟ چرا ظهور؟ چگونه ظهور؟ چه باید کرد؟ برنامه های امام(ع) برای تعلیم و تربیت عالم و آدم چیست؟ عناصر مؤثر در ظهور امام زمان(عج) چه هست؟ چرا تا الآن ظهور امام زمان(عج) برپا نشده است؟ آیا هنوز هم باید منتظر بود یا ...؟ و تمام سعیمان تبیین این مقولات از منظر «قرآن و عترت» است.

امید که سعیمان مرضیّ امام(ع) قرار گیرد ...

 

 

 

عاشقانه

آن که میگوید دوستت دارم

خنیاگر غمگینی ست

که آوازش را از دست داده است

ای کاش عشق را

زبان سخن بود

هزار کاکلی شاد

در چشمان توست

هزار قناری خاموش در گلوی من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

هزار آفتاب خندان در خرم توست

هزار ستاره ی گریان

در تمنای من

عشق را

ای کاش زبان سخن بود

***

بیادتونم رفقای بامعرفتم

 

 


 

دلیل نمی شود

دلیل نمی شود...

 

کسی انکار نمی کند خورشید را

درست است که خورشید،

از مشرق طلوع می کند

و در مغرب ، غروب،

و ماه را،

که آغاز آن، هلال است

و چون به نیمه رسد ، بدر می شود،

و ابر را

که بخار متصاعد آب دریاهاست

همه ی این ها درست،

اما این دلیل نمی شود که من بخواهم رنگ عسلی چشمان تو را از یاد ببرم و یا صدای محزونت را ، هم اینک نشنوم...

***

درست است مه باران نمناک بهاری

اگر ببارد ،

درخت بادام جوانه می زند

و سحرگاهان ، قطره زلال شبنم

بر پیشانی نجیب برگ می نشیند

باران،گرچه زیباست

و مظهر زندگی،

اما این دلیل نمی شود که من بخواهم رنگ عسلی چشمان تو را از یاد ببرم و یا صدای محزونت را ، هم اینک نشنوم...

***

این حقیقتی است که در عمق کهکشان های دور دست،

ستارگانی هستند که نورشان،

بعد از هزاران سال به این خاک تیره می رسد

و شاید قرن ها پیش

در سزمینی که زادگاه من و توست

آن دم که از کرانه ی دریاچه ی «چی چست»

آخرین پرستوی بهاری غمگنانه کوچ می کرد،

و در لحظه ای مه واپسین آتش اهورایی

خاموش می شد،

نور ستاره ی گمنامی براه افتاده است

و اکنون ، درد دل این شب سرد،

به تسلی ، یا به تمسخر،

به من و تو چشمک می زند...

همه می دانند که در نخستین لحظه های شامگاه،

آن ستاره ی درخشانی که شتابان

به پیشواز شب می آید،

زهره است

زهره،چون انه ی مروارید،

درشت و زیباست

اما این دلیل نمی شود که من بخواهم رنگ عسلی چشمان تو را از یاد ببرم و یا صدای محزونت را ، هم اینک نشنوم...

***

این واقعی است که دیگر تبار عاشقان

به جای گل میخک،

با سرب داغ،در میعادگاه عشق

حضور می یابند

و بامدادان

قبل از سلام صبح

سخن از اشراق است،

سخن از پیوستن،

اما:عزیز،

این دلیل نمی شود که من بخواهم رنگ عسلی چشمان تو را از یاد ببرم و یا صدای محزونت را ، هم اینک نشنوم...
 
 
 
 

سلام

رفقا چطورین؟؟!

روزاتون آفتابی هسته؟

خب راستش

این شعر یه قیشنگه که دلم نیومد ننویسمش  

 تقدیم به همه ی نفسای دوست داشتنی دنیا

{ وسط ورقی : آغا کی میگه دخترا نامردن؟؟!

به نظر من اگه توی یه رابطه قلبی شکسته میشه.

 هردو طرف مقصرن ،

 ولی پسرا کل تقصیر ها رو  _نمیدونم چرا_گردن دخترا می اندازن .

من پسر نامرد کم ندیدم!!

پس اینقد نگین دخترا نامردن :

 به نظرم: بهتره از این به بعد  سعی کنیم یکم بیشتر همو بفهمیم و بدرکیم .

و اگه تونستیم یه خورده بدی های دوستامونو بتحملیم

 مطمئنم  این جوری دلامون کمتر شکسته میشن }

****************************

من از تو می مردم

 

من از تو می مردم

اما تو زندگانی من بودی

 

تو با من رفتی

تو در من خواندی

وقتی که من خیابانها را

بی هیچ مقصدی می پیمودم

تو با من می رفتی

تو در من می خواندی

تو از میان نارون ها،گنجشکهای عاشق را

به صبح پنجره دعوت می کردی

وقتی که شب مکرر می شد

وقتی که شب تمام نمی شد

تو از میان نارون ها،گنجشکهای عاشق را

به صبح پنجره دعوت می کردی

 

تو با چراغهایت می آمدی به کوچه ها

تو با چراغهایت می آمدی

وقتی که بچه ها می رفتند

و خوشه های اقاقی می خوابیدند

تو با چراغهایت می آمدی...

 

تو دستهایت را می بخشیدی

تو چشمهایت را می بخشیدی

تو مهربانیت را می بخشیدی

تو زندگانیت را می بخشیدی

 وقتی که من گرسنه بودم

تو مثل نور سخی بودی

تو لاله ها را می چیدی

 

تو گوش می دادی

اما مرا نمی دیدی

;

;

;

همه ی آرزوم واسه شما رفقا اینه

هر جا هستید امید وارم

 "روز خوبی داشته باشین"

(راستی اگه فال بوسیدن!!ماه های مختلف رو می خواهید بگید تا بذارم براتون)

همیشه یادتونم

ونوس

 

 

 

امروز ، امروز است ؛

امروز صبح اگر از خواب بیدار شدی و دیدی ستاره ها ؛

در آسمان نمی تابند ، ناراحت نشو ، حتما دارن ؛

با تو قایم باشک بازی می کنن پس با آنها بازی کن ؛

امروز هر چه قدر بخندی و هرچه قدر عاشق باشی ؛

از محبت دنیا کم نمیشه ، پس بخند و عاشق باش ؛

امروز هر چه قدر دلها را شاد کنی ؛

کسی به تو خورده نمیگیره ، پس شادی بخش باش ؛

امروز هر چه قدر نفس بکشی ؛

جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمیشه ؛

پس از اعماق وجودت نفس بکش ؛

امروز هر چه قدر آرزو کنی ؛

چشمه ی آرزوهات خشک نمیشه ، پس آرزو کن ؛

امروز هر چه قدر خدا را صدا کنی ، خدا خسته نمیشه ؛

پس صداش کن ، او منتظر توست ؛

او منتظر آرزوهایت ، خنده هایت ، گریه هایت ؛

ستاره شمردن هایت ، عاشق بودن هایت است ؛

امروز ، امروز است ؛ امروز جاودانه است ؛

و امروز زیبا ترین روز دنیاست ...