قبل از ازدواج
پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.
دختر: میخوای از پیشت برم؟
پسر: حتی فکرشم نکن!
دختر: دوسم داری؟
پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!
دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟
پسر: نه! برای چی میپرسی؟
دختر: منو میبوسی؟
پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.
دختر: منو میزنی؟
پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمیام؟!
دختر: میتونم بهت اعتماد کنم؟!
پسر: بله.
دختر: عزیزم!
بعد از ازدواج
کاری نداره! از پایین به بالا بخون !
2- انگلیسی …………….……..آی لاو یو!……………………!I love you
3- ایتالیایی …………………………تی آمو!……………………..!Ti amo
4- اسپانیایی ………………….ته کویرو !………………………!Te quiro
5- آلمانی ………….…….ایش لیبه دیش!………………!Isch liebe dich
6- آلبانی ………….……………..ته دوه!…….………………….!Te dua
7- ترکی …….…………..سنی سویوروم!……………..!Seni seviyurom
8- پرتغالی ….…………….…….او ته آمو!………………….!Eu te amo
9- چینی ……….……………..وو آی نی!………………………!Wo ai ni
10- چکی ……..……….………میلوجی ته!…………………….!Miluji te
11- روسی ………………یا تبیا لیوبلیو!………………!Ya tebya liub liu
12- ژاپنی ……….…………آیشیتریو !…………….…………!Aishiteru
13- سویدی ….………یاگ السکار دای!……..………….!Yag Elskar dai
14- صربستانی …..……………….ولیم ته!……………………!Volim te
15- عربی ……..…………..انا بحیبک!…….………….!Ana Behibbek
16- فارسی..….…….….دوست دارم!……………….…..!Dooset daram
17- فرانسوی ……..……….ژ ت آیمه!…………………….….!Je t aime
18- فیلیپینی ….….………..ماهال کیتا!……………………..!Mahal kita
19- کره ای …………..سارانگ هیو!…………………….!Sarang heyo
20- لهستانی ….…………کوهام چو!……………………!Koham chew
21- مجارستانی..…………..سرتلک!…. ……………………..!Szeretlek
22- ویتنامی …….……….آن یه و ام!……………………..!An ye u em
23- یونانی ……..………….سغه پو!………………………!Sagha paw
24- یوگسلاوی ……………….یا ته وولیم!…………………….!Ya te vol
طی یک نظرسنجی از یک دانشجوی ورودی جدید و یک دانشجوی ترم آخری خواسته شد که با دیدن هر کدام از کلمات زیر ذهنیت و تصور خود را در مورد آن کلمه در یک جمله کوتاه بنویسند.
جمله اول مربوط به دانشجوی ورودی جدید و جمله دوم مربوط به دانشجوی ترم آخری…
رییس دانشگاه
۱)مردی فرهیخته و خوشتیپ
۲)به دلیل اینکه در طی این چهار پنج سال یک بار هم ایشونو نتونستم ببینم، هیچ ذهنیتی ندارم
یک وعده غذای سلف
۱)بیفستراگانوف با سس کچاپ با نوشیدنی خنک
۲)چلو لاستیک به همراه افزودنی های غیر مجاز
کارت دانشجویی
۱)کارت شناسایی و هویت دانشجو
۲)تنها استفاده از این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوب است
خوابگاه
۱)محل استراحت و سرشار از شادی و نشاط
۲)مکانی برای همزیستی مسالمت آمیز با سوسک و موش
شب امتحان
۱)شبی برای دوره کردن درسی که در طول ترم خوانده شده است
۲)شبی که تا صبح باید مثل خر درس خوند
جزوه خوش خط دختر ها
۱)بمیرم از هیچ دختری جزوه نمیگیرم، من عادت دارم فقط جزوه خودمو بخونم
۲)طلای کاغذی
""""""""""""""""""""""""""" دوستت دارم عشقم """"""""" سمانه """""
اعمال ما، همیشه رساتر از کلماتند. مثلاً تبسم شما به طرف مقابلتان میگوید: “من دوستت دارم، تو مرا خوشحال میکنی، از ملاقاتت خوشحالم.” تبسم خرجی ندارد، ولی چیزهای بسیاری میآفریند. لبخند بدون اینکه دهندهاش را فقیر کند، گیرنده اش را ثروتمند میکند.
تبسم، یک لحظه بیشتر پایدار نیست، ولی گاهی خاطرهاش تا ابد باقی میماند. هیچکس آنقدر غنی نیست که نیازی به تبسم نداشته باشد و هیچکس آنقدر فقیر نیست که از عهده بخشش یک تبسم برنیاید.
لبخند، خستگی را برطرف و افراد مأیوس را امیدوار میکند. لبخند، اشعه آفتاب است برای افسردگان و بهترین پادزهر طبیعی است برای غم و ناراحتی. با همه اینها، تبسم را نه میتوان خرید و نه میتوان گدائی کرد و نه میتوان دزدید، زیرا تبسم یک کالای زمینی نیست، مگر زمانیکه عطا شود. پس لبخند را فراموش نکنید. لبخند بیهزینه شما، گرانبهاترین هدیه است.
پی نوشت : بخند تا دنیا هم به روت بخنده ;)
فدریكو انسانی خونگرم و مخالف با تمامی سیاست بازی های آن عصر بود تنها دلایلی كه از بازداشت واعدام او در دسترس میباشد این است كه فردی خودخواه و كج اندیش به نام آلونسو (alonso)یكی از اعضای جنبش فالانژ به صورت خود سرانه و از روی كینه شخصی اقدام به توقیف او نمود و بدون هیچ محاكمه ای نیز او را به قتل رساند.
طبق تعریف یكی از نگهبانانی كه در حمل لوركا شركت داشت و بعدا هم از طرف مردم به محاكمه كشیده شد در طول راه فدریكو مرتبا میپرسید كه حد اقل جرم او را قبل از مرگش به او بگویند آن نگهبان میگفت او به قدری شجاعانه بر خورد میكرد كه ما در كشتن او به تردید افتاده بودیم.آلونسو كه متوجه تاثیر گفته های او در ما شد فوراً لركا را بر روی تپه ای برد و ما صدای شلیك دو تیر پی درپی را شنیدیم او فریاد زد به هیچ چیز دیگر ایمان ندارم جز خدا و مادرم...!! آن سه دژخیم لوركا را در گوری بینام ونشان دفن نمودند برای رفع هر گونه شكی اتوموبیل سواری خود را بر روی قبر او نگاه داشته و پس از باز كردن هر چهار چرخ ماشین زمانی كه بدنه اتومبیل كاملاً بر روی گور فدریكو قرار گرفت آن را آتش زدند.
مادرلوركا میگفت نزدیكی های صبح روز 20 اوت ناگهان از خواب بیدار شدم .حس عجیبی داشتم فكر میكردم كه كودكی از سینه ام شیر میخورد .این نحوهُ شیر خوردن را كاملا می شناختم,تنها فدریكوی كوچولو چنین میتوانست سینه هایم را بمكد... صدایش در گوشم زنگ میزد مادر دوستت دارم با هزاران تقلا مجدداً خوابیدم. موقعی كه بیدار شدم بستر خود را از گریه خیس و نمناك یافتم.
به گزارش تکناز پس از محاكمه آلونسو همدستانش مردم به سوی بیابانهای كولونیا هجوم برده و اتوموبیل را پیدا كردند آنرا جابجا كردند قبر لوركا را شكافتند... غیر از دو گلوله شلیك شده و مقداری خون گرم چیز دیگری درون گور وجود نداشت خون به گرمی چسبناك و گرم بود كه گویی چند دقیقه از ریختن آن نمیگذشت و هنوز هم بوی باروت از گلوله ها به مشام میرسید.
موقعی كه مردم بهت زده پی به این معجزه بردند به سراغ مادر فدریكو رفتند و موضوع را به او گفتند مادر داغ دیده با چهره ای اندوهگین و چشمانی گریان به مردم گفت مدت هاست كه از این موضوع خبردارم... خود فدریكو آمد و تمامی حقایق را به من گفت او الان در جای راحتی زندگی میكند بهتر است كه تا به ابد نیز همانجا بماند.
""""""""""""""""""""""""""" دوستت دارم عشقم """"""""" سمانه """""
به مناسبت نزدیک شدن به شروع سال تحصیلی،
مفتخریم از یکی از آخرین دست آوردهای بشری در راستای زندگی دانشجویی و مجردی پرده برداری کنیم.
روشی انقلابی برای شمایی که حال ظرف شستن ندارید


برو امشب برایم خواستگاری اگر تو بچه ات را دوست داری
خر مادر بگفتا : ای پسر جان تورا من دوست دارم بهتر از جان
ز بین این همه خرهای خوشگل یكی را كن نشان چون نیست مشگل
خرك از شادمانی جفتكی زد كمی عرعر نمودو پشتكی زد
بگفت : مادر به قربان نگاهت به قربان دوچشمان سیاهت
خر همسایه راعاشق شدم من به زیبایی نباشد مثل او زن
بگفت: مادر برو پالان به تن كن برو اكنون بزرگان را خبر كن
به آداب و رسومات زمانه شدند داخل به رسم عاقلانه
دوتا پالان خریدند پای عقدش یه افسار طلا با پول نقدش
خریداری نمودند یك طویله همانطوری كه رسم است در قبیله
خر دانا كلام خود گشایید وصال عقد ایشان را نمایید
دوشیزه خر خانم آیا رضائی به عقد این خر خوشتیپ در آیی
یكی از حاضرین گفتا به خنده عروس خانم به گل چیدن برفته
برای بار سوم خر بپرسید كه خر خانم سرش یكباره جنبید
خران عرعر كنان شادی نمودند به یونجه كام خود شیرین نمودند

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟
پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟
شیطان پاسخ داد: زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.


سلام به دوستان من